bg
1 -
رضا کریمی ( 437 شعر )
سلام ای شاه بی سر ...
1396/08/17
2 -
فريدون نوروززاده ( 424 شعر )
برگردان شعر بلند
1398/09/22
3 -
عباس حاکی ( 307 شعر )
معلم
1396/07/04
4 -
ولی الله...... شیخی مهرآبادی. ( 264 شعر )
اکران زندگی................
1396/12/08
5 -
اکبر شیرازی ( 246 شعر )
دوستت می دارم
1398/05/04
6 -
اکبر بهرامی ( 231 شعر )
ماه گرامی
1398/03/01
7 -
محمد محسن خادم پور ( 206 شعر )
هفت سین
1396/12/27
8 -
( 165 شعر )
نجوا
1396/08/23
اضافه شدن لینک غزلسرا در "سایت پیوندها"

باسلام واحترام نام و نشانی تارنمای شما بر اساس رتبه بندی در نشانی ذیل اضافه گردید. غزل سرا ghazalsara.ir صفحه اصلی/علمی و آموزشی/علوم انسانی/مجم...

افتتاح سایت جدید

سلام خدمت اعضای محترم سایت غزلسرا و بازدیدکنندگان عزیز ضمن تبریک آغاز دهه مبارکه فجر ؛ سایت غزلسرا با ساختاری جدید و قابلیتهایی بیشتر بعد از یکماه ت...

اشعار برگزیده
آخرین اشعار ارسالی
رسول رشیدی راد
1398/10/10
9

سر خوش شده زمان به هیاهوی روز و شب.
زهرِ عسل چشیده ز کندوی روز و شب.

صد ها خیالِ خام به بازی گرفته شد.
در رقصِ باد بر سرِ گیسوی روز و شب.

دل را به باتلاقِ فراموشی اش کشد.
در تند باد جاذبه، نیروی روز و شب.

آدم به زورِ سگ دو زدن هم نمی رسد.
حتی به گردِ پا، پیِ آهوی روز و شب.

شد سرخِ ضربِ سیلیِ نامردمانِ مرد.
صبح از فلق، شب از شفقش رویِ روز و شب.

با خیر و شر تمامیِ یک عمر زندگی.
سنجیده می شود به ترازوی روز و شب.

سر تا به پایِ آینه را لک گرفته است.
از گرد و خاکِ فتنه ی جاروی روز و شب.

موها در آسیاب زمستان سفید شد.
در بزمِ برف بازیِ پاروی روز و شب.

چون برق و باد می گذرد روزگار بر.
چشم فریب خورده ی جادوی روز و شب.

باید نشست و خاطره ها را مرور کرد.
قَلیانِ آه، می طلبد جویِ روز و شب.

می خوابد عاقبت، شترِ مرگ، پشتِ در.
پر می زند غریب پرستوی روز و شب.

رسول رشیدی راد(مجتبی) شامگاه 1398/09/25
محمد هوشمند
1398/10/05
12

غزل

زمانه موم کیمی ازدی  وقار و همتیمی
داغتیدی یئل کیمی بیر گوز ورومدا شوکتیمی

توکولدی باشیمه دوت سمتیدن کدر داغ تک
آلیب دی صبریمی الدن اپاردی طاقتیمی

کفیم سازیدی منیم یاخشی گئت گلیم واریدی
یامان داغیتدی باشیمدان  فلک  جلالتیمی

آغارتدی باشیمی گیزلنجه تل به تل  سسیز
گوزوم  باخاباخا  نامرد اگدی  قامتیمی

ایلان کیمین منی چالدی گئجه گونوز سوزلر
زهر قاتیب اجیلاندیری  دادلی شربتیمی

گونون گون اورتا چاقییندا ایتیردیم عمریمی من
بیر عمردور  گزورم چول به چول  صداقتیمی

مگر کیمین آهی دوتدی بئله ذلیل اولدوم
کیمین حسدلری یاندیری الده قسمتیمی

سووشدی عمر قالیب دیلده چوخلی خاطره لر
گوزوم یاشلا کرگ باشلیام کتابتیمی

اسنده صبح نسیمی منی ائدور مدهوش
بیر از ازالدیری دیلدن ملال و محنتیمی

نصیبیم اولسا اگر بیرده نازلی یاری گورم
کرگ دییم اوزی عفو ائیله سین جسارتیمی
محمد هوشمند
1398/10/05
14

کس نپرسید زمن از  غم لیلا چه خبر
از دل عاشق و زندانی و شیدا چه خبر

در سرم نیست هوایی بجز از وصل نگار
مستم و مست نداند که زدنیا چه خبر

کو طبیبی که به زخم دل ما نسخه دهد
نوشداروی دلم کو  ز مداوا چه خبر

شدم اواره ره عشق نشانم بدهید
تا بدانم که در انسوی تمنا چه خبر

یار در پرده و من گمشده و در به درم
در ثری مانده چه نداند به ثریا چه خبر

ماهی بخت من از آب روان دور شده
تنگ شد زندگی  از وسعت دریا چه خبر

من که از  نعمت دیدار  رخش محرومم
خبر ارید کز ان قامت طوبا چه خبر

مدتی هست که از هستی خود بی خبرم
رفت امروز  چنین وز غم فردا چه خبر

تا دم مرگ بیاد لب او مدهوشم
باز گویید بمن وزلب گویا چه خبر
#مدهوش
ابوالقاسم کریمی
1398/10/04
14

گورستانِ خاموش

خانه ام ،

بدون زن

____________

***یا***

____________

خاموش

مانند گورستان

خانه ام ،

بدون زن

___________

ابوالقاسم کریمی - فرزندزمین

چهارشنبه - ۴ دی ۱۳۹۸

تهران - ورامین

ساعت:01:24
سید محمد حسین شرافت مولا
1398/10/02
10

بسمه تعالی

جمله کوتاه من :

نام حسین (ع) , شرم قلب عارفان است

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا
ابوالقاسم کریمی
1398/09/29
16

غم در دل

زانو در گِل

گلو در دود

کیمیا ،

ما به قعر جدول

سقوط کرده ایم

_____________

ابوالقاسم کریمی – فرزندزمین

تهران – ورامین

جمعه 29 آذر 1398
محمدعلی ساکی
1398/09/29
11

شب شب یلدا شب شعر و ترانه

شب آجیل و سیب و خندوانه

شب دورهمی را تلخ کرده

گرانی با شگردی ناشیانه

محمدعلی ساکی
ابوالقاسم کریمی
1398/09/25
14

1
صداقت
سادگی نیست
مذهبی ست ،
با پیروان کم
2
پهلو گرفته است
کَشتی ایمانم
در بندر شک

***یا***

پهلو گرفته است
در بندر شک
کَشتی ایمانم
3
سنگ ها 
حمام آفتاب میگیرند
در شور زاری که نامش ،
دریاچه است
4
باران است این
که به پنجره
مشت میزند؟
یا نفرین زنیست
که بر جنازه ی سربازان
می بارد؟
5
سدی
برابر سیل غم ،
مرد خوب

***یا***

مرد خوب
سدی
 برابر سیل غم
6
طلاق گرفته است
زنی  که سرزمین خانه اش را
به یاد خاطرات قدیم ،
قدم می زند
7
ریاضی بلد نیستم
تو جمع بزن ،
فاصله ها را
8
در من جاری ست
رودی که سرچشمه اش
زلال ترین اشک ماهی ها را
تاب می آورد
9
باغچه ای هستم که کرمها
تمام تنم را محاصره کرده اند
خرده مگیر که چرا در من
گلی نمی روید
10
دست تکان میدهم
برای قطاری که
جیغ می کشد
تنهایی ام را
11
فرقی نمی کند
دریا باشی
یا
کویر

تو،

اسیر تنگ کوچکی هستی
به نام زمین.
12
مینویسم ،
صبح بخیر
میخوانی
دوستت دارم
_________

***یا***

_________
مینویسی
صبح بخیر
میخوانم
دوستت دارم
13
در مکتب سرد روزگار
جز غم
نیاموختم.
چراکه مادرم
مرا
در پایتخت اشک
زایید.
14
بوسیدمش ،
لحظه ای ثانیه ها ایستادند
وَ من خوشبختی را
نَفَس کشیدم.
15
خمپاره
آنقدر در شهر تو بارید
که استخوان سربازان مرده
خاکستر شد

اما تو آنقدر
در مدار دلدارت چرخیدی
که دیوار برلین
فرو ریخت.
16
آنان
هبوط کردند
تا تو به آغوشم 
سقوط کنی

وَ این بهترین
 اتفاق زمین است
17
تمام شهر
شاعر می شود
وقتی من
زیر پلک های عاشقت
پرسه میزنم
18
بازندگان دنیا
آدم های بدی نبودند ،
تنها نتوانستند
دروغ را ،
به خوبی بیاموزند.
19
در دستان سرد مرگ
ماهی کوچکی هستیم
که زنده بودن را
زندگی میکند
20
با رفتنت
چرخ ارابه ی تبعید
از بازوی من گذشت
وَ بار دیگر
سکوت
در قلبم ، تکرار شد.
21
آمده بودیم
تا بهاری باشیم ، پر از درخت سرو
یا لااقل
گل پیچکی بنشانیم
در بهشت کوچک عشق
اما
برای باغچه ها
زمستانی هزار ساله شدیم
و عشق را
به زندان سرد سکوت،
حبس کردیم.
22
دستانمان را به هم گره زدیم
تا ناجی جنگل باشیم
اما درختان
ما را به خاطر نیاوردند
چراکه انگشتانمان
بوی تند تبر میداد
و میوه ی خنده هامان
طعم تلخ تمسخر داشت.
23
اینجا ، زمین دیگریست
تنها
با جادوی چراغ میتوان
بر دیوار بلند سکوت
طرحی از
لبخند کشید.
24
با خنجری فولادی
بر دیوار معبدی که عشق را
به تازیانه محکوم کرده بود
نوشتم
"تعصب ممنوع"
25
ما از کدامین فرقه ایم
که مرگ را می پرستیم
و رنج بی پایان زندگی را
زمزمه میکنیم
26
فردا 
در آغوش خاک ، پیدا خواهد شد
نامه ای که امروز
به دستان باد
سپردم
27
کیمیا
به آزادی
تردید نداشتیم
تا آنکه
به دیواری رسیدیم
که بر آن نوشته بودنند
"تبعیدگاه"
28
عشق تو
آن ابریست
که نه می رود
نه می بارد
29
من خورشید را
خواهر عشق خطاب میکنم ،
چراکه هم نام توست.
_________________________
ابوالقاسم کریمی - فرزند زمین
تهران - ورامین
اشعار 1398
ابوالقاسم کریمی
1398/09/25
14

صداقت
سادگی نیست
مذهبی ست ،
با پیروان کم

____________
ابوالقاسم کریمی - فرزند زمین
دوشنبه 25 آذر 1398
تهران - ورامین
ساعت 04:53
ابوالقاسم کریمی
1398/09/24
20

پهلو گرفته است

کَشتی ایمانم

در بندر شک

***یا***

پهلو گرفته است

در بندر شک

کَشتی ایمانم

____________

ابوالقاسم کریمی - فرزندزمین

تهران - ورامین

یکشنبه 24 آذر 1398