bg
1 -
فريدون نوروززاده ( 438 شعر )
نان تنوري مادر
1399/02/22
2 -
رضا کریمی ( 437 شعر )
سلام ای شاه بی سر ...
1396/08/17
3 -
عباس حاکی ( 307 شعر )
معلم
1396/07/04
4 -
ولی الله...... شیخی مهرآبادی. ( 264 شعر )
اکران زندگی................
1396/12/08
5 -
اکبر شیرازی ( 246 شعر )
دوستت می دارم
1398/05/04
6 -
اکبر بهرامی ( 231 شعر )
ماه گرامی
1398/03/01
7 -
محمد محسن خادم پور ( 206 شعر )
هفت سین
1396/12/27
8 -
( 165 شعر )
نجوا
1396/08/23
اضافه شدن لینک غزلسرا در "سایت پیوندها"

باسلام واحترام نام و نشانی تارنمای شما بر اساس رتبه بندی در نشانی ذیل اضافه گردید. غزل سرا ghazalsara.ir صفحه اصلی/علمی و آموزشی/علوم انسانی/مجم...

افتتاح سایت جدید

سلام خدمت اعضای محترم سایت غزلسرا و بازدیدکنندگان عزیز ضمن تبریک آغاز دهه مبارکه فجر ؛ سایت غزلسرا با ساختاری جدید و قابلیتهایی بیشتر بعد از یکماه ت...

اشعار برگزیده
آخرین اشعار ارسالی
مرتضی دولت ابادی
1399/03/07
1

محکومِ ستم همیشه در یاد‌ِ علی است

وقتی که زمانه تشنه ی دادِ علی است

خورشید  چگونه  می تواند باشد

تابنده تر از شبی که میلاد علی است؟
سید محمد حسین شرافت مولا
1399/03/04
7

بسمه تعالی

برای تو ای خداوند بزرگ

پروردگار اقدس از تو گفتن چه دشوار است در حالی که اشتیاق تو قلب مرا می شکفد و روز های آفتابی خواهد آمد ! در اوج آسمان ها خانه کردی و الطاف نورانی خویش را بر ماسوا سایه افکنده ای .
در فراز نیکی ها منزل گزیدی و عاشقان بی شماری در صف پیامبران و اولیا چشم انتظار یک جرعه از جام زرین تو خواهند بود .
کبوتر ها و آهوان برای اوج نورانی تو اشک خواهند ریخت و ماهیان رود تا دریای نیلگون و بی کرانه ی تو در تکاپو خواهند بود . جز تو پناهی نیست و جز برای تو نوری نیست ! چشم های هزاران مخلوق شب ها به عشق رحمت تو بسته می شود و صبح برای نیایش به درگاه تو عاجزانه می گریند .
چشم تمام عالم تنها و تنها به نور توست نوری که پایان ندارد  ! نوری که سرچشمه ی تمام خوبی هاست
و برای درک گنج هایش گنجایش فهم ما کم بوده و خواهد بود اما تو ای ارحم الراحمین و تو ای ذو الجلال و الاکرام لذت بندگی را از ما مگیر .
 عظمت ترا نتوان سنجید آنگاه که حکم کردی همان خواهد شد و آنگاه که لطف کردی جهان سرشار از پرتو های تابنده خواهد شد .
رودهای خروشان به سوی دریای اعظم الهی در جریان است ! تکاپوی موج های اقیانوس از برای توست . کیمیای زندگانی تنها نور اعظم الهی خواهد بود و هرکه از نور یزدانی سر باز زد گرفتار ظلمت های بی پایان خواهد بود هستی التماس دیدار ترا خواهد کشید آنگاه که به موسای کلیم الله گفتی : لن  ترانی یا موسی ! او را در تکاپویی همیشگی افکندی و عشق او را سرشار تر کردی .
 حکمت تو کلید تمام گنجینه هاست تمام سؤال های بی جواب را تو با یک اشاره سرشار از جواب خواهی کرد . حکیمان الهی در درگاه تو صف کشیده به نادانی خود معترف گشته اند ! اما تو با گنجینه ی زرین حکمت خویش آنان را از درگاه خویش نراندی و با نور خود آنان را خیره تر و حیران تر کرده ای .
عرفان تو خورشید عالمتاب است عارفان به سوی اسم اعظم حضرت پروردگار سالیان بی شماری را با سوز جان و با قلب آتشین طی کرده اند آنگاه از خویش پرسیده اند : اسم اعظم الهی کدام است ؟ و تو در عمق قلب نورانی خویش راز عرفان را همچون گنجینه ای نا متناهی حافظ گشته ای !
آیا کرم ترا و نور تو را کرانه ای هست ؟
آیا شب های طولانی عارفان به وصال ربّانی حضرت ا... خواهد رسید ؟
آیا در ظلمات کهکشان ها خورشید نورانی یزدان را خواهند نگریست ؟
در هنگام مرگ که امید بهشت تو سایه می افکند آیا پس از سالیان طولانی عمر  امر تو ای حضرت نور  ادخلوها بسلام آمنین خواهد بود ؟
عارفان در افق های سبز در کشف تو سرگردان اند و متحیر از بیان عظمت حضرت پروردگار گشته اند
تمام ستارگان در آرزوی چشیدن جرعه ای نور از خورشید عالمتاب تو خواهند بود .
دریای بی پایان در انتظار یک لحظه نگاه نیلی توست .

سید محمد حسین شرافت مولا
ابوالقاسم کریمی
1399/03/01
6

.

بارانی ترین ابرها

تقدیم چشمان تو باد

بی وفا
nawroz
1399/02/22
29

ماه رمضان و... پس ِ شب مي چسپد

با ذكر قشنگ ربّ! و رب! مي چسپد

مادر كه هميشه دست ْپختش عاليست

نان هاي تنوري اش عجب مي چسپد

فريدون نوروززاده
nawroz
1399/02/20
18

نفس در سينه را محدود كردند

صداي عشق را نابود كردند

خدا! اين آدمي ها را بزن كه

زمينت را كرونآلود كردند

فريدون نوروززاده
nawroz
1399/02/20
16

بدون "اُفّ!..." و "آيا!؟..." دست شستن...

هراسان از كرونا دست شستن...

-نفهميدم خدايا! معني اش چيست؟

خدا: -از حبّ ِ دنيا دست شستن!

فريدون نوروززاده
طاهر قاسمی
1399/02/15
23

زندگی در گذر است و گذرد بد چه کنم؟
مثـل دریای روان صــبر ندارد چه کنم؟

(باز آمــد رمضـان, وقت نذورات رسید
وای اگر دخـــتر همسـایه بیاید چه کنم؟)

پیش از اینــکه چه کـنم یا نکنم او برسد
ناگــهان زنگ درم را بفشــارد چه کنم؟

تا کـــنم باز که مهتاب درخشــان محل..
از ســر لطف ســـلامی برساند چه کنم؟

بشــوم محو تماشــای دو چشــــم شب او
و زبانـم که بگـــیرد به مشـــدد چه کنم؟

(کاســـه آش به دســـتم بدهد خــیره شود
گر بلرزم, شکــند کاسه, بخندد چه کنم؟)

تحت تاثــیر سوالات، شوم غــرق عرق
اتــــفاق دگــری باز بیافــــتد چه کـــــنم؟

طاهر قاسمی

پ ن: دوبیت داخل قوس و  از من نیست و اسم شاعرش را نمیدانکم اگر دوستان میدانند, محبت کنید در کامنت بنویسید
nawroz
1399/02/12
27

لباس بي پناهي بر تنش شد

گلوگيرش گل پيراهنش شد

به حقّ خود چه كرد آدم خدايا!؟

كه حتي دست هايش دشمنش شد

#فريدون نوروززاده
#دوبيتي

#ويروس
nawroz
1399/02/12
19

عزيز دل! 

فريدونم كه هستي

بلاگردان و مجنونم كه هستي

كنارم اي خودم! در هر بد و خوب

ازت بسيار ممنونم كه هستي

#فريدون_نوروززاده
nawroz
1399/02/12
17

خراب ِ خسته ى بي دل، من و باد

دو سرگردان بي حاصل، من و باد

ميان رقص و عطر گيسوانت

شديم از حال خود غافل، من و باد

#فريدون_نوروززاده