bg
گفتگوی مداد و دفتر…
شاعر :‌ ﻛﻠﺜﻮﻡ ﺑﻬﺮﻭﺯﻱ
تاریخ انتشار :‌ 1396/09/09
تعداد نمایش :‌ 946

در شبی آرام،سکوتی سرد و سخت با طنین ناله ای در هم شکست با صدای لرزش دردآوری شکوه می کرد یک مداد از دفتری روزگاریست در تکاپویم چنین می نگارم ،می سرایم دلنشین تا فشانم بذر علم عالمی تا زدایم جمله جهل و جاهلی آنچه از دانش بروی صفحه است از تلاش بی نشانی چون من است هرچه داری از من فرزانه است بی من این عالم همه ویرانه است گر نباشم عقل زایل می شود غیر حق بر حق حایل می شود گر نباشم برگ برگت خالی است همچو حماری که پشتش باری است گر نباشم جهل عصیانی کند کفر جامه، برتن ایمان کند نور دانش کمتر وکمتر شود جاهلی جان گیرد و برتر شود پس به هوش آ نسخه ات با من مپیچ چون که بی من هیچ هیچی هیچ هیچ من نمی گویم همه دارند خبر از ژن خوب است این فضل وهنر ان طرفتر سر بلند کرد دفتری نیشخندی زد بگفت:ای مدعی می نگاری می سرایی این درست این همه در اقتضای کار توست دادگاهی می کنی!سر می بری! پارچه ات را گز نکرده می بری! مهلتی ده تا بگویم من سخن داد ارم چون تو بر هر انجمن این همه عمر را نوشتی بی ثمر چون که خود چون جاهلانی بی خبر! تکه چوبی خشک بودی از ازل بس عظیم است ادعایت ای دغل! تو همانی دست به دست دیگران می شوی رقصان وچرخان هر زمان چون به دست دیگران رقصان شدی؟ چاک جان، بٌبًریده و عریان شدی؟ چون سراسر گفته هایت ادعاست این همه ناز و کرشمه پس چراست؟ گر که داری ادعای عقل و هوش پس تواضع کن،پی دانش بکوش مدعایان گر زعلم دم می زنند نکته دانند و سخن کم می زنند گفته بودی نسخه ات با من مپیچ لیک بی من تو چه هستی هیچ هیچ شکر دارم برگ برگم خالی است چون تو نیستم!دانشت پوشالی است چون نوشتن، علم و دانش نیست نیست! گر عمل در آن نباشد هیچ نیست عالمی گر بی عمل دانا شود عاقبت درمانده و رسوا شود پس به هوش آ و نگر کن کار خود همزمان سامان بده افکار خود دانش علم و هنر فرزانگیست چون عمل نبًود دلا ویرانگیست چون زبان علم تو برنده است نور دانش در درونت مرده است مرد ره باش در طلب ای مدعا توبه ای کن با تضرع با دعا تا که شاید عشق را پیدا کنی وین غرور کذب را رسوا کنی شکوه کم کن این حقیقت را ببین ما مداد و دفتریم تنها همین!

ثبت نظر

نام شما
 
ایمیل شما
 
user image
نظر شما
 


نظرات کاربران
user image
عباس حاکی
0
3

سر کار خانم بهروزی – با سلام. دو سروده ای را که در این سایت وارد کرده اید با دقت خواندم. استعداد و خمیره شاعری در شما شکوفا است اما نکات حساسی را باید در نظر بگیرید تا اشعار شما بدون نقص سروده شود.از محتوای سروده هایتان پیداست که در مطالعات بر اشعار شاعران بزرگ دقت کافی در کاربرد قافیه نداشته اید. مضمون های خوبی به کار می برید اما گاه از حدود قافیه خارج هستید. من نکات لازمه را در این دو شعر شما یاد آور می شوم امید آن که با دقت آنها را بخوانید و در سروده های آینده تان منظور داشته باشید. گفتگوی مداد و دفتر بیت 1 / سخت – شکست همقافیه نیستند. قبل از ت باید حرف بکسان بیاید مانند سخت، رخت،بخت/ شکست، رست،بست، ،هست،مست... عالمی – جاهلی( عالم – جاهل همقافیه نیستند) بیت 5 / است – است (تکرار قافیه) عصیانی کند-ایمان کند( عصیانی – ایمان ؟ اگر هم اگر منظور عصیان و ایمان بود قافیه درست بود اما در اینجا وزن اشتباه خواهد شد) کمتر – بر تر(تر، حرف اضافه است و کم – بر همقافیه نیستند) آن طرفتر سر بلن(د)گر(د) دفتری ( هر دو دال خارج از وزن است) من نمی گویم همه دارن(د)خبر(دال خارج از وزن است) سر می بری(تکرار قافیه) این همه عمر(را) نوشتی بی ثمر( عمرت...) تو همانی دس(ت) به دست دیگزان(تای نخست خارج از وزن است) مدعا = اسم مفعول است منظور شما مدعی است بنابراین بگوییدمدعیان مدعیان گر ز عل(م) دم می زنند( میم مازاد بر وزن است) ....سخن کم می زنند(برای سخن ، حرف معین گفتن آورده می شود نه زدن:حرف زدن/سخن گفتن) چون تو( تیستم ) دانشت پوشالی است(کلمه نیست وزن را مخدوش مرد بکویید:در تو اما دانشت پوشالی است.) چون نوشتن علم و دانش نیست نیست/گر عمل در آن نباشد هیچ نیست:(قافیه ندارد) مرد ره با(ش) در طلت ای مدعا(مدعی)= ش در وزن نیاید و باید مدعی باشد نه مدعا. شعر کمان ابرو این سروده اصلا با شعر پیشین قابل مقایسه نیست.کاری است بسیار لریک و عاشقانه.با وزن دوری: مستفعلن فعولن/مستفعلن فعولن پلکی بزن ، نگاهی ای قاتل غزلخوان چشمم اسیر تیری است تیری ز چشم آهو ترکیبات نا پخته ای مانند: در وصل واصلت.../مچنون من و تو بانو.../کهنه جامه ای تو... عنوان اصلی شعر؛ کمان ابرو است با سکون نون.و همین تسکین موجب غلط شدن وزن است که باید با نون مکسورخوانده شود: مستفعلن فعولن(- - ل -/ل - -) در آن کما/نِ ابرو در مجموع خانم بهروزی در غزلسرایی موفق تر از مثنوی بودند.مضمون آفرینی ایشان قوی است اما باید با مطالعات بر اشعار بزرگان شعر بر نحوه انتخاب و ترکیب مضامین تسلط بیشتری به دست آورند. -