bg
1 -
رضا کریمی ( 437 شعر )
سلام ای شاه بی سر ...
1396/08/17
2 -
فريدون نوروززاده ( 411 شعر )
قرارم با خودم
1398/04/28
3 -
عباس حاکی ( 307 شعر )
معلم
1396/07/04
4 -
ولی الله...... شیخی مهرآبادی. ( 264 شعر )
اکران زندگی................
1396/12/08
5 -
اکبر شیرازی ( 246 شعر )
دوستت می دارم
1398/05/04
6 -
اکبر بهرامی ( 231 شعر )
ماه گرامی
1398/03/01
7 -
محمد محسن خادم پور ( 206 شعر )
هفت سین
1396/12/27
8 -
( 165 شعر )
نجوا
1396/08/23
اضافه شدن لینک غزلسرا در "سایت پیوندها"

باسلام واحترام نام و نشانی تارنمای شما بر اساس رتبه بندی در نشانی ذیل اضافه گردید. غزل سرا ghazalsara.ir صفحه اصلی/علمی و آموزشی/علوم انسانی/مجم...

افتتاح سایت جدید

سلام خدمت اعضای محترم سایت غزلسرا و بازدیدکنندگان عزیز ضمن تبریک آغاز دهه مبارکه فجر ؛ سایت غزلسرا با ساختاری جدید و قابلیتهایی بیشتر بعد از یکماه ت...

اشعار برگزیده
آخرین اشعار ارسالی
ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
1398/05/13
9

زاغ   آمد   لاله   به   منقار   گرفت

خون  در  رگ  ما  نوای  تکرار  گرفت

غم پاسخ  خودخواهی ما را این داد

بر مرکب دل نشست و افسار گرفت

مصرع اول:مهستی گنجوی

ابوالقاسم کریمی

یکشنبه 13 مرداد 1398
ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
1398/05/06
15

وَ من خورشید را

خواهر عشق خطاب میکنم ،

چراکه هم نام توست.
ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
1398/05/06
11

میان سیل غم ها نوحه گر ، من
درون قلب دشمن بی سپر ، من
گلی در باغ عیش و عشوه ها تو
درخت سرو در مشت ِ تبر ، من
shirazy
1398/05/04
37

"دوستت می دارم"
—————-
تضمینی دلی به شعر زیبای "نگاه کهربایی" زنده یاد
 سیمین بهبهانی
=====================

می خورم خود را و خاطر را پریشان می کنم

خویش را در فکر و یادت حصر و زندان می کنم

هر چه می گویند از تو جمله کتمان می کنم

دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنم

خلق می دانند و من انکار ایشان می کنم

=====================

 چون پرستو یاد تو در آسمانم پر کشید

خط بطلان بر تمام هستیِ اکبر کشید

جای جای شعرهایم نقشی از دلبر کشید

عشق بی هنگام من تا از گریبان سر کشید،
از غم رسوا شدن، سر در گریبان می کنم

=====================

 چشم را می بندم و آزاد می سازم زبان

بی تو و بی روی ماهت هست بی ارزش جهان

من چنین بی دست و پا هرگز نبودم مهربان

دست عشقت بند زرین زد به پایم ، این زمان،

کاین سیه کاری به موی نقره افشان می کنم

=====================

حال من را درک کن این چشم گریانم ببین

این بلورین عشق را در قلب ویرانم ببین

سوز عشقت را فروزان در دل و جانم ببین

سینهء پر حسرت و سیمای خندانم ببین

زیر چتر نسترن، آتش، فروزان می کنم

=====================

 چشم مستت بر دل زارم رساند سر عشق

در وجودم روی زیبایت نشاند سر عشق

جز من آشفته دل اینجا که داند سر عشق

دیده بر هم می نهم تا بسته ماند سر عشق

این حباب ساده را سر پوش توفان می کنم

=====================

 کی رسد این ناله های آتشین بر گوش تو

قطره قطره گوهر اشکم چکد بر دوش تو

می شوم با خاطراتت اینچنین مدهوش تو

این من و این دامن و این مستی آغوش تو

تا چه مستوری من آلوده دامان می کنم

=====================

  بی تو ای نامهربان آشفته می مانم به جای

حرفهای گفته و ناگفته می مانم به جای

تا بیایی در خیالم ، خفته می مانم به جای

دست و پا گم کرده و آشفته می مانم به جای

نعمت وصل تو را، اینگونه کفران می کنم

=====================

ای که هستی آیه ای از جلوه ی  زیبای عشق

بی تو مفهومی ندارد نازنین دنیای عشق

می کنم با یاد تو پرواز در رؤیای عشق

ای شگرف ای ژرف ، ای پرشور ، ای دریای عشق!

در وجودت خویش را چون قطره ویران می کنم

=====================

سهم من از زندگی بی روی تو اندوه و آه

تا که شاید باز آیی خیره بر در این نگاه

روزها با عشق وصلت چشم می دوزم به راه

تا چراغانی کنم راه تو را، هر شامگاه

اشک شوقی، نو به نو، آویز مژگان می کنم

=====================

جان به پای مقدمت چون زیره کرمان بردن است

راز چشمان تو با من دین و ایمان بردن است

عشوه کردن ، دل از این دیوانه آسان بردن است

زان نگاه کهربائی، چاره فرمان بردن است

هر چه می خواهی بگو! آن می کنم، آن می کنم

=====================

#اکبرشیرازی
4 مرداد 1398
سید محمد حسین میران
1398/04/29
14

در این اتاق سحر شده
اتاقی پر از سکوت های غریبه
پر از درد تنهایی
چه حال تلخی ست 
که در آن زیستن را بی بودنت
تجربه می کنم 
خاطره
عاشقانه ها را تکرار می کند
زمان 
ثانیه های رفتنت را 
و لباس هایت در کمد
هنوز گرمی تو را می خواهند 
آفتاب پشت پنجره 
مانند خنده های صبحگاه توست
که نور عشق را 
باز می تابد
و امانم می دهد 
پرندگان خوش زبان 
تو را صدا می زنند 
می گویند برگرد 
یارت منتظر توست 
برگرد 
او تو را طلب می کند
nawroz
1398/04/28
33

دوباره قهوه و شعرم تَيار است

دوباره شانه هايم استوار است

دوباره ساعت تنهايي و... باز

قرارم با خود من برقرار است

#فريدون_نوروززاده
nawroz
1398/04/28
14

به زير سلطه ات تسخير... اي عشـق!

 و آخر با چنان تأثير، اي عشـق!

 يخـي بـودم كـه در آغـوش گرمـت

 شدم آب و سـپس تبخيـر، اي عشـق

#فريدون_نوروززاده
nawroz
1398/04/28
14

#دودوبيتي

ازاينجا رفته ام؟... 

پيش خدايم؟

رها در امتداد باد هايم؟

چنان غرق خودم اين روز ها كه

فراموشم شده اصلاً كجايم

...

گُمي در خود بدون رد پايي

رها از هر تكاپو و صدايي

فريدون خان! بخواب آرام! شب خوش

تو ديگر نيستي در هيچ جايي

#فريدون_نوروززاده
سید محمد حسین میران
1398/04/18
25

نبودن خنده هایت
نشنیدن صدای رد پایت
ندیدن حس شیرین مهربانی ات
برای من
گودالیست فراخ
از آمیختگی استخوان هایم
با خاکی به وسعت غم
نه می توان گریخت
نه می توان گریست
و نه حتی تو
که مرا نمی خوانی
به سحر عشق
برای از جا پریدن
برای دوباره خندیدن
دوباره زنده شدن
دوباره رهایی
آیا دیگر نمی خواهی مرا؟
منی که هنوز همانم
منی که برایت دل سیر می میرم
حتی دوباره در زیر این مدفن سرد

سید محمد حسین میران
سید محمد حسین شرافت مولا
1398/04/14
23

بسمه تعالی

در وصف نور خرابات شام حضرت رقیه (ع)

چه زیبا حسین (ع) را
تکرار می کنی
و در خرابه ی خروشان سرخ
به شیعه ,
درس عاشقی می دهی
و ایثار حرم سرخ تو
در دمشق خون ,
به مظلومان 
عشق شهادت می دهد
و شاعران حیران را ,
عاشق کردی
و در قافله ی غصه ها
با لبان زخمی
نور حسین (ع)  را
آیینه وار درخشیدی !

سید محمد حسین نورانی