bg
1 -
فريدون نوروززاده ( 471 شعر )
پيام از جنت
1400/01/07
2 -
رضا کریمی ( 437 شعر )
سلام ای شاه بی سر ...
1396/08/17
3 -
عباس حاکی ( 312 شعر )
صاحب کرمی می آید
1399/03/28
4 -
ولی الله...... شیخی مهرآبادی. ( 264 شعر )
اکران زندگی................
1396/12/08
5 -
اکبر شیرازی ( 249 شعر )
تشت خاکستر بر سر پیامبر
1400/01/09
6 -
اکبر بهرامی ( 231 شعر )
ماه گرامی
1398/03/01
7 -
محمد محسن خادم پور ( 206 شعر )
هفت سین
1396/12/27
8 -
( 165 شعر )
نجوا
1396/08/23
اضافه شدن لینک غزلسرا در "سایت پیوندها"

باسلام واحترام نام و نشانی تارنمای شما بر اساس رتبه بندی در نشانی ذیل اضافه گردید. غزل سرا ghazalsara.ir صفحه اصلی/علمی و آموزشی/علوم انسانی/مجم...

افتتاح سایت جدید

سلام خدمت اعضای محترم سایت غزلسرا و بازدیدکنندگان عزیز ضمن تبریک آغاز دهه مبارکه فجر ؛ سایت غزلسرا با ساختاری جدید و قابلیتهایی بیشتر بعد از یکماه ت...

اشعار برگزیده
آخرین اشعار ارسالی
رعنا
1400/01/10
59

پدر بزرگ مرد شوخ طبعی بود

سربه سر مادربزرگ میگذاشت 

و می خندید

مادربزرگ حرص میخورد

و میگفت :

میدانم

حتی آن روز که می میرم

این مرد خواهد خندید

روز مرگ مادربزرگ

درخت گیلاس روی قبر پدربزرگ

شکوفه داده بود
تشت خاکستر بر سر پیامبر

مقایسه رفتار پیامبر به توهین کننده به ایشان با رفتار مدعیان دینداری با مخالفین تفکرات خود 
==========

داشت ختم‌المرسلین همسایه‌ای
از قضا همسایه‌ی دون‌مایه‌ای

یک یهودی مسلک بی‌بندوبار
بددهان و کینه‌جو و نابکار

در مسیر کوچه و‌ راه نبی
او کمین می‌کرد هر روز و شبی

تا رسول‌الله از ره می‌رسید
این مزاحم نیز ناگه می‌رسید.

با تنفر از فراز پشت بام 
بر سر پیغمبر عالی مقام

ظرفی از خاکستر و خاک و ذغال
دائما می‌ریخت چندین ماه و سال 

هیچ کس در آن زمان هرگز ندید
خم به ابروی رسول آید پدید

اذن آزار یهودی را نداد
اینچنین بر امت خود درس داد

از قضا روزی گذشت از آن حدود
دید آن همسایه در راهش نبود

پرس و جو کرد و سراغ از او گرفت
مردم از این کار ایشان در شگفت

تا شنید آن عامل فتنه گری
گشته در کاشانه ی خود بستری

رفت فورا تا ملاقاتش کند
با چنین رفتار خود ماتش کند

رفت پیغمبر به بالینش رسید
فتنه گر اما خجالت می کشید

گفت با او از سر مهر و صفا
تو کجایی چند روزه بی وفا

آن دل وحشی از او آرام شد
عاشق پیغمبر و اسلام شد

"ای مسلمانان مسلمانی چه شد"
آن همه اخلاق رحمانی چه شد ؟

دشمن از خُلق پیمبر دوست شد
از شما آیا برادر دوست شد ؟؟

ای که تهمت می زنی بر این و آن
می زنی خنجر به قلب دوستان

مدعی هستی که دینداری ولی
در مرامت نیست اخلاق علی

فکر کردی جز تو و افکار تو
باور و اندیشه ی بیمار تو

هرچه باشد باطل است و بر خطا
بر تو تنها لطف یزدان شد عطا

از ولایت می زنی دم بی امان
هست رفتارت ولی بر ضد آن

خاطر یاران مکدر می کنی
این همه با نام رهبر می کنی

نیست این رسمش ولی این ماجرا
یادمان می آورد آن خرس را

الغرض بازیچه ی رندان مشو
همکلامِ ابله و نادان مشو

"دوستی با مردم دانا نکوست
دشمن دانا به از نادانِ دوست

دشمن دانا بلندت می کند"
یار نادانت به بندت می کند 

در رها گشتن از این ره رازی است
راز آن این شعر از شیرازی است!!

#اکبرشیرازی 
۱۵ دی ۱۳۹۹

لینک کانال اشعار
 (https://t.me/shirazy)@shirazy
.
سید محمد حسین شرافت مولا
1400/01/08
58

بسمه تعالی

تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت قمر بنی هاشم (ع)

 پرتو های خورشید خواهد تابید و صبح ِ میلاد عباس (ع) خواهد آمد . نوزاد ام البنین (ع) ,  تبسّم خواهد کرد و عاشق خدا و معشوق جهانیان خواهد گشت . شب های سرد با خورشید الهی و عباسی (ع) خواهد مُرد ! و مشک های بی آب شیعه , سرشار از قطره های ایثار خواهد گشت . آری جهان ,  معنای ایثار و عشق را خواهد شکفت .و خورشید حسین (ع) و دریای زینب (ع) , کوه ایثار عباس (ع) را خواهند نِگریست . و اشک های بی تابی خواهند ریخت . در روز ولادت خورشید ِ ابوالفضل (ع) , سنگ ها آه خواهند کشید و نور مظلومیت عباس (ع) پایان نخواهد داشت .  و زائران ِ بین الحرمین , چشمان ستاره مانند ِ ابوالفضل (ع) را مجسّم خواهند کرد و در حسرت ِ لحظه ای که  یک کلمه از زبان دریای تاسوعا را بشنوند ,  در دنیا و در صحرای قیامت , اشک شوق خواهند ریخت . و عشق ماه نینوا , تمام دنیا را مجنون خواهد کرد و شهدای تمام ادیان الهی , بر مشک نورانی او بوسه خواهند زد . و بی تاب ِ ماه خاندان حسین (ع) خواهند گشت .

سید محمد حسین شرافت مولا
nawroz
1400/01/07
113

به آتشكار هاي دوزخ از جنّت پيام آمد

كه آنجا يك بهشتي آمده نامش فريدون است

نسوزانيد و از آتش كمي دورش نگهداريد

كه بدجوري از آتشخانه ى دنيا دلش خون است

حواس تان به او باشد كه حتا انكر و منكر 

نپرسندش كه اي ديوانه جان! اين چند و آن چون است

يقيناً اشتباهي آمده، حكمش دروغ است و

دروغ است اين كه معتاد شراب و بنگ و افيون است

دروغ است اين كه مي گويند: گير دختر كابل...

و يا درگير مهرويان بالاشهر  ِ"تهرون" است

گناه او فقط اين است: گاهي شعر مي گويد

ولي قلبش شبيه سوره ى والّتين وُ زيتون است

نه شاعر مي شود ناميدش و نه عارف و عاشق

فقط يك مرد معمولي كه دنيايش دگرگون است

خلاصه، لطفاً اخراجش كنيد اكنون كه برگردد

به سوي ما كه جايش فوق العاده امن و مصئون است

.....

نوشته روز ديگر، صفحه ى "جنتمكان دات كام" (jannat-makon.com):

كه جنّت از حضور حضرتش بسيار ممنون است

#فريدون_نوروززاده
nawroz
1400/01/07
48

شكست و خستگي روح ما را

صداي سينه ى مجروح ما را

ببار اي برف ناز آرااااام، آراااام

به زيرت دفن كن اندوه ما را

#فريدون_نوروززاده 

#دوبيتي
nawroz
1400/01/07
48

سراپا تا بر و دوشم بگيرم

به تنگاتنگ تنپوشم بگيرم

دوبيتي ِ مرا از دل بخوان تا

صدايت را در آغوشم بگيرم

#فريدون_نوروززاده
nawroz
1400/01/07
47

الو؟!

با من تماست هست؟ يا نيست؟

لطافت هاي خاصت هست؟ يا نيست؟

دلي را بردي از اينجا، عزيزم!

نمي دانم حواست هست؟ يا نيست؟

#فريدون_نوروززاده
nawroz
1400/01/07
47

چنانچه ظاهري آشفته دارد

دلي مانند شيري خفته دارد

"شب" اين موجود زيبا با سكوتش

هزاران قصّه ى ناگفته دارد

#فريدون_نوروززاده
nawroz
1400/01/07
47

شكست و چهره هاي مات مان را

ببيند غصه و هيهات مان را

شب جمعه ست، مي خواهم خداوند

بيامرزد همه اموات مان را

#فريدون_نوروززاده
nawroz
1400/01/07
47

نه اينجايي و نه آنجا... كجايي؟

كه نشنيدي صدايم را... كجايي؟

كه بغض ما به تركيدن رسيده 

بگو جان پدر! آيا كجايي؟

#فريدون_نوروززاده

پس از حمله انتحاري در دانشگاه كابل، وقتي مبايل هاي شهدا را جمع آوري كردند به تلفني برخوردند كه ١٤٢ بار زنگ خورده بود و اين پيام:

(جان پدر كجاستي؟)