bg
1 -
رضا کریمی ( 437 شعر )
سلام ای شاه بی سر ...
1396/08/17
2 -
فريدون نوروززاده ( 343 شعر )
مترسك
1397/01/27
3 -
عباس حاکی ( 307 شعر )
معلم
1396/07/04
4 -
ولی الله...... شیخی مهرآبادی. ( 264 شعر )
اکران زندگی................
1396/12/08
5 -
اکبر شیرازی ( 243 شعر )
آسمان بر زمین آمده
1396/11/30
6 -
اکبر بهرامی ( 222 شعر )
زمین بی حیا
1396/08/23
7 -
محمد محسن خادم پور ( 206 شعر )
هفت سین
1396/12/27
8 -
( 165 شعر )
نجوا
1396/08/23
افتتاح سایت جدید

سلام خدمت اعضای محترم سایت غزلسرا و بازدیدکنندگان عزیز ضمن تبریک آغاز دهه مبارکه فجر ؛ سایت غزلسرا با ساختاری جدید و قابلیتهایی بیشتر بعد از یکماه ت...

اشعار برگزیده
آخرین اشعار ارسالی
سید محمد حسین شرافت مولا
1397/01/27
5

بنام خدا

به حضرت سیدالشهدا (ع)

اِی
سیدالشهدا ,
در عرش خدا ,
کیمیای هستی
تا چشمان ترا دید
عاشق شد !

سید محمد حسین شرافت مولا

سه تخلص  ( نورانی شیرازی  ,   حسین شیرازی  ,   نصرتی )
ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
1397/01/27
5

هوا سرد است و من عریان ترسم

درون مسلخ زندان ترسم

منِ ویران شده در سیل اندوه

گرفتار تب ِ سوزان ترسم
nawroz
1397/01/27
6

موقّر،

 سربزير،

 آرام ،

 ساده

به دور از فكر يار و خانواده

نه قصد ماندن و نه پاي رفتن...

مترسك روي حرفش ايستاده 

فريدون نوروززاده
Enayat
1397/01/25
4

ستاره بود و مَهِ تابناکِ عالم شد
نگین حلقۀ خلقت برای آدم شد
شبی به گاهِ تلالؤ در آسمان حرا
بشیر عرصۀ نور و دلیلِ خاتم شد

عید سعید مبعث بر همگان مبارک باد
nawroz
1397/01/24
11

ديگر همه چيز، چيز  ِ سربار شده ست
يعني همه ى زندگي اجبار شده ست
ديدار من و شما كه يك پنجره بود
آن پنجره تبديل به ديوار شده ست

#فريدون_نوروززاده
nawroz
1397/01/24
6

خودم را در آغوش گرفته ام...!
نه چندان با لطافت نه چندان با محبت
اما
وفادار...
وفادار...!

#ساموئل_بکت

به تنگاتنگ تنپوشم بگيرم
تب گرماي پر جوشم بگيرم
مصمم هستم از تنهايي امشب
خودم خود را درآغوشم بگيرم

#فريدون_نوروززاده
nawroz
1397/01/24
6

خودم را در آغوش گرفته ام...!
نه چندان با لطافت نه چندان با محبت
اما
وفادار...
وفادار...!

#ساموئل_بکت

به تنگاتنگ تنپوشم بگيرم
تب گرماي پر جوشم بگيرم
مصمم هستم از تنهايي امشب
خودم خود را درآغوشم بگيرم

#فريدون_نوروززاده
nawroz
1397/01/24
5

شدي با تاك ها همدست، خوب است
شراب آلوده و سرمست، خوب است
چه مي پرسي از احوال دل من؟
همين كه حال تو خوب است، خوب است

#فريدون_نوروززاده
kolsom behrozi
1397/01/22
31

آن شبی را که هوا سرد شد و بارانی

یک نفر کنج دلم رد شد و شد طوفانی

به خیالم که خیالش به من افسون شده است

بی نوا این دل ِمن گشته خودش قربانی

دلِِ مسکین  که بشد  مست ِ خرامانی ِیار

ظاهری دلکش و باطن، همه اش شیطانی

گفتم: اخر که دلم مست و خرابات ِتوشد

سهمم از عشق ِتو شد یک هوسِ حیوانی

حرفایم همه را سهل گرفت و نشنید

دزد ناموسِ مرا...!!آمده است مهمانی

من به صد گونه زبان ریختن و عشوه گری

کارگر که نشد هیچ!!!... شدم زندانی

ریشخندی زد و بر کنج دلم تکیه بزد

کامِ دل ،چون که برآورد شدش سامانی

گفتم ای پست برو از بر این سوخته دل

آخر ِامشبِ یلدایِ تو راست... پایانی
Enayat
1397/01/22
8

آخرهفته ، هنگام غروب
 خسته از غرغر یک شهر شلوغ
 راهیِ منزل بودم
اندکی مانده به مقصد صدایی آمد
 که رکیک و تهی از عاطفه بود
 بین یک مسافر و راننده
 جدلی از جنس جنون
آتش جنگی سرد با تیغ زبان
برپا شد 
رگبار واژه ها ی عریان  
دل نازک ادب را
 می درید و پاره می کرد
 قلبِ آزرم تند می زد 
و نزاکت انگار
 زیر دست و پای مستی
نفسش گرفته بود و
 به تمنای هوایی 
شیشه را کنار می زد
محبت گریه می کرد 
و جوانِ بی مرامی
 اشک او را 
به دل موبایل می ریخت
به خودم گفتم
چه تیز است تیغ زبان
چقدر خالی است جای مهربانی 
و چه بیماری سختی است
جهالت