bg
1 -
فريدون نوروززاده ( 450 شعر )
همكلاسي ها
1399/04/13
2 -
رضا کریمی ( 437 شعر )
سلام ای شاه بی سر ...
1396/08/17
3 -
عباس حاکی ( 312 شعر )
صاحب کرمی می آید
1399/03/28
4 -
ولی الله...... شیخی مهرآبادی. ( 264 شعر )
اکران زندگی................
1396/12/08
5 -
اکبر شیرازی ( 248 شعر )
دلتنگی دوران قرنطینه کرونایی
1399/03/13
6 -
اکبر بهرامی ( 231 شعر )
ماه گرامی
1398/03/01
7 -
محمد محسن خادم پور ( 206 شعر )
هفت سین
1396/12/27
8 -
( 165 شعر )
نجوا
1396/08/23
اضافه شدن لینک غزلسرا در "سایت پیوندها"

باسلام واحترام نام و نشانی تارنمای شما بر اساس رتبه بندی در نشانی ذیل اضافه گردید. غزل سرا ghazalsara.ir صفحه اصلی/علمی و آموزشی/علوم انسانی/مجم...

افتتاح سایت جدید

سلام خدمت اعضای محترم سایت غزلسرا و بازدیدکنندگان عزیز ضمن تبریک آغاز دهه مبارکه فجر ؛ سایت غزلسرا با ساختاری جدید و قابلیتهایی بیشتر بعد از یکماه ت...

اشعار برگزیده
آخرین اشعار ارسالی
ابوالقاسم کریمی
1399/10/24
4

بَربَر وار
جنگل را فتح میکنندُ
در شادی های بی رحم خویش
انقراض را می رقصند

آنان
سرچشمه مرگندُ
قلبشان پناهگاه ترس

و من در شگفتم که چرا
زاییدنشان را
تاریخ،
تکرار میکند
**********
ابوالقاسم کریمی/ 20 آبان 1399
تهران_ورامین
****

اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام

خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام

*

من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش

از دیگران حدیث جوانی شنیده‌ام

*

موی سپید را فلکم رایگان نداد

این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام

*

ای سرو پای بسته به آزادگی مناز

آزاده من که از همه عالم بریده‌ام

*

جای در بستان سرای عشق می‌باید مرا

عندلیبم از چه در ماتم سرا افتاده ام

*

با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام

نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام

*

خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست

اشک بی قدرم ز چشم آشنا افتاده ام

*

بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق

تا جدا افتاده ام از دل جدا افتاده ام

*

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی

نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی

*

کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان

نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی

***

جز خون دل ز خوان فلک نیست بهره ای

این تنگ چشم طاقت مهمان نداشته است

*

همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب

سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم

*

دل اگر از من گریزد وای من

غم اگر از دل گریزد وای دل

*

خانه مور است و منزلگاه بوم

آسمان با همت والای دل

*

گنج منعم خرمن سیم و زر است

گنج عاشق گوهر یکتای دل

*

در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم

گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم

*

روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم

خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم

*

غرق تمنای توام موجی ز دریای تو ام

من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم

*

نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم

به آزار دلم کوشد دل‌آزاری که من دارم

*

دل رنجور من از سینه هر دم می رود سویی

ز بستر می گریزد طفل بیماری که من دارم

ز پند همنشین درد جگر سوزم فزونتر شد

هلاکم می کند آخر پرستاری که من دارم

***

به خاک من نیفتد سایه سرو بلند او

ببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم

*

گوهر به تابناکی و پاکی چو اشک نیست

روشندلی کجاست که داند بهای اشک ؟

*

خواب آور است زمزمه جویبارها

در خواب رفته بخت من از هایهای اشک

*

ماییم و سینه‌ای که بود آشیان آه

ماییم و دیده‌ای که بود آشنای اشک

*

به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی

که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم

*

خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایی

نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبایی

*

منم ابر و تویی گلبن که می‌خندی چو می‌گریم

تویی مهر و منم اختر که می‌میرم چو می‌آیی

*

مه روشن میان اختران پنهان نمی‌ماند

میان شاخه‌های گل مشو پنهان که پیدایی

*

مرا گفتی: که از پیر خرد پرسم علاج خود

خرد منع من از عشق تو فرماید چه فرمایی

*

کسی از داغ و درد من نپرسد تا نپرسی تو

دلی بر حال زار من نبخشد تا نبخشایی

***

تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست

غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست

*

اسیر گریهٔ بی‌اختیار خویشتنم

فغان که در کف من اختیار باید و نیست

*

چگونه لاف محبت زنی که از غم عشق

تو را چو لاله دلی داغدار باید و نیست

*

درون آتش از آنم که آتشین گل من

مرا چو پارهٔ دل در کنار باید و نیست

به سردمهری باد خزان نباید و هست

به فیض‌بخشی ابر بهار باید و نیست

*

مردم چشمم فرومانده‌ست در دریای اشک

مور را پای رهایی از دل گرداب نیست

*

خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است

کوه گردون سای را اندیشه از سیلاب نیست

*

آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست

ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست

*

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا

ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست

*

گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست

ور تو را بی ما صبوری هست ما را تاب نیست

*

بیا و اشک مرا چاره کن که همچو حباب

بروی آب بود منزلی که من دارم

***

با عزیزان درنیامیزد دل دیوانه‌ام

در میان آشنایانم ولی بیگانه‌ام

*

آفتاب آهسته بگذارد در این غمخانه پای

تا مبادا چون حباب از هم بریزد خانه‌ام

*

به چشمت خیره گشتم کز دلت آگه شوم اما

چه رازی می‌توان خواند از نگاه سرد خاموشی

*

طی نگشته روزگار کودکی پیری رسید

از کتاب عمر ما فصل شباب افتاده است

*

نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم

و گر پرسی چه می‌خواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم

*

نمی‌خواهم که با سردی چو گل خندم ز بیدردی

دلی چون لاله با داغ محبت آشنا خواهم

**********

گزیده تک بیتی های گردآوری شده از اشعار رهی معیری _ بخش اول

گردآورنده:ابوالقاسم کریمی

تاریخ گردآوری:5/مهر/1399

منبع:سایت گنجور
محمد هوشمند
1399/07/30
66

آرزوی زیارت اربعین
ساقیا بیرجام  وئر  اولسون  عنایت دن  دولی
دل یانیر خوشدور اولا پیمانه شربت دن دولی

بیر نئچه مدت دی کی هجران اودیلا یانمیشام
آهیم اوج ائیلور سمایه سینه محنت دن دولی

اولسا گر ممکن یازام اوز بختیمه بیر نامه من
گوزیاشیلا   یوللارام   اما  شکایت دن دولی

یاریمیله وار ازلدن عهد و پیمانیم منیم
اولموشام  دیدارینه مشتاق  همت دن دولی

یاریمین واردور آدیندا بیر مقدس جذبه سی
گوزلری افسون ائدیر خلقی ملاحت دن دولی

هر نه حکم ائتسه منه اجراسی واجب دور بلی
اولسا گر اجراسی حتی رنج و زحمت دن دولی

اربعینه آزقالیر یارب اوزون قیل بیر نظر
گویلوم اولموش بیر نئچه گوندور که حسرت دن دولی

بو بلانی قورتار الله جانه گلدوخ رحم ائله
ائیله دنیانی خدا سِلم و سلامت دن دولی

روسیاهم   بی پناهم رحم   قیل شرمنده یم
نامه اعمالیم اولموش جرم و  غفلت دن دولی

هر کیم اولسام ، هر نه اولسامدا حسینه عاشقم
آند اولا عشقه اولوب عشقیم  صداقتدن دولی

تشنه یم آب فراته بیر نولار دعوت گله
چرپنیر قوش تک اورک عشق و محبت دن دولی

بیر نولار اولسام پیاده کربلانین زاییری
هر طرف اولسون گوروم  سیل جماعت دن دولی

کربلا جنت دی عشاقه بونی عالم بیلور
گورمه سم یانام اولار قلبیم جراحت دن  دولی

دفتر عشق و صفادور کربلانین یوللاری
کلمه کلمه، جمله جمله، پند و حکمت دن دولی

مسجد کوفه دوشور یاده واریدیق بیر گونی
گون قبافینده، اورک،  شوق عبادت دن دولی

مسجد حنانه ده، قیلسام جماعتله نماز
نامه اعمالیمی ائیلر   شفاعت دن دولی

کربلا گر قسمتیم اولسا سورونم شوقیدن
عاشقانه آغلارام گوزلر رضایت دن دولی

حضرت عباس صحنین ده گر آلسام دستماز
مشکی ساللام یاده که اولدی خجالت دن دولی

ببرده گورسم آلتی گوشه قبره مهمان اولموشام
سجده شکر ائیلرم شور ولایت دن دولی

الله الله سن حسینین خاطری احسان ائله
بیر ده اولسون کربلا شور قیامت دن دولی

کربلا بازارینه دوشسه یولوم نذر ائتمیشم
ائیلییم سوغاتیمی مهریله تربت دن دولی

بیر نولار یولدا قابار چالسا ایاقیم اینجسه
شامی سالام یادیمه اولام حکایت دن دولی

بیلمیرم بو داغی قلبیمده نئجه پنهان ائدیم
اولموشام مدهوش جان، جانیم حلاوتدن دولی
# مدهوش
#هوشمند
محمد هوشمند
1399/07/30
67

غزل
کاروان و ساربان
دئیون قطاری بیر از ساربان دایاندیرسین
منی اپارماسادا باشینه دولاندیرسین

دئیون صبایه دئسین عشق کاروانلارینا
یولون غبارینه بیرده منی بویاندیرسین

دئیون یر اولماسادا سایه تک سورونم من
بو بینوانی  عنایتله دالدالاندیرسین

دئیون او کس لره کی کربلایه زایردی
منیم ده بختیمی بیر های وئریب اویاندیرسین

شرار عشق حسینیله جان و دل الیشیر
قویون بو اود منی باشدان ایاقه یاندیرسین

فراق دردی  منیم روحیمه سالیر طوفان
گوزوم یاشین گئنه ده قانیله بولاندیرسین

قویون یانوم کول اولوم کربلانین حسرتینه
صبا منیم کولومی چوللره جالاندیرسین

محال امریدی آرامشه چاتا روحیم
کرگ  منی اقامین باشینه دولاندیرسین
#هوشمند
#مدهوش
محمدعلی ساکی
1399/06/20
115

دوبیتی های عاشورایی

محرم ماه سوگ آل طاها ست
نوای یا حسینم در تکایاست

سر هر کوچه ی ماتم گرفته
به یاد کربلا یک خیمه بر پاست

محرم آمد و حی علی عشق
طنین هل من و لبیک یا عشق

برای حفظ آیات الهی
علم بر نیزه شد در کربلا عشق

همیشه با تو می مانم حسین جان
به عشقت نوحه می خوانم حسین جان

صدای نوحه ام پیچیده در شهر
حسین جانم حسین جانم حسین جان

من از روز نخستین با حسینم
مرید مکتب مولا حسینم

جهان گر پر شود از شمر و خولی
نگردد قطع ذکر یا حسینم

بخوان ای روضه خوان تا خون بگریم
به یاد کربلا مجنون بگریم

کم است از داغ سرهای به نیزه
فرات و دجله و جیحون بگریم

اگر سبزیم مرهون حسینیم
ویا سرویم مدیون حسینیم

اگر دنیا سراسر کوفه گردد
مطیع امر و قانون حسینیم

محمد علی ساکی
محمدعلی ساکی
1399/06/20
97

همگام دل گرفته آهنگ بزن.
برسایه ی ابلیس درون سنگ بزن.

درنیمه شبی که تا سحر بارانیست.
با قلب شکسته به خدا زنگ بزن.

محمد علی ساکی
ابوالقاسم کریمی
1399/06/19
105

دروغ،
شهرست،
در مسیر سیلاب
nawroz
1399/04/13
298

-هواي كودكي، دنياي خوبم

كتاب و تخته و انشاي خوبم

دلم اين روز ها بسيار تنگ است

براي همكلاسي هاي خوبم

#فريدون_نوروززاده
nawroz
1399/04/13
111

مي ايستد و از