bg
خاكستر عشق 21
شاعر :‌ محسن نصيري(هامون)
تاریخ انتشار :‌ 1392/12/10
تعداد نمایش :‌ 520

عاشقت هستم و عشق از تو تمنا نكنم

دل خود،خار در اين گنبد مينا نكنم

كار من عاشقي و كار تو عاشق كشي است

پس بدانم كه منم با چو تويي ما نكنم

ديده ي غمزده از نرگس جادو بستم

كه دل خويش گرفتار معما نكنم

اين همه ناز نكن،عمر كمي كوتاه است

بر حذر باش كه با ناز دگر تا نكنم

كس نداند كه در آن پرده چه ها مي كردي

دشمنت نيستم و راز تو حاشا نكنم

توبه از بوسه ي لب هاي لطيفت كردم

كه دگر دم به دم از درد خدايا نكنم

چهره ي چون مه و چشمان دل انگيزت را

داغ بر دست نهادم كه تماشا نكنم

سال ها بود كه من عاشق و شيدا بودم

توبه كردم كه هواي دل شيدا نكنم

در تب عاشقي و مستي ات آرام نبود

دل بيچاره ي خود در تب سودا نكنم

همه شب از غم تنهايي خود ترسيدم

همه گفتند به هامون،كه پروا نكنم

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
جناب آقای نصیری،سلام علیکم.خسته نباشید یاعلی....
پاسخ
0
user
سلام نصیری عزیز زیبا بود
پاسخ
0
user

آقای نصیری عزیز سلام

خیلی زیبا بود آفرین

ولی یه نکته که منتظر بودم آخرش بگی :) :

اینهمه گفتم و صدبار دگر می گویم

توبه کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم

زنده و سلامت باشید

پاسخ
0