bg
خاكستر عشق 14
شاعر :‌ محسن نصيري(هامون)
تاریخ انتشار :‌ 1392/11/28
تعداد نمایش :‌ 479

آه از آن دلبر مه رو كه  وفادار نبود

عاشقي كرد ولي در طلب يار نبود

خواب و مستي زده در من كه به دام افتادم

ديده ام ديد ولي حيف كه بيدار نبود

دلم از مستي خود با غم عشقش بنشست

آه از آن روز كه اين غمزده هشيار نبود

مطمئن بودم از او كه نكند حاشايي

در پي رنج رساندن به دل زار نبود

ناگهان لب بگشود همه جا حاشا كرد

پرده با هيچ كسي هر سر بازار نبود

راز ما را همه جا نقل مجالس مي كرد

همدلم بود ولي محرم اسرار نبود

خود او گفت كه با يار دگر بنشسته است

بهر دلجويي ما هم غم انكار نبود

از ازل بود كه دل در ره عشقش مي رفت

خبر از غصه در اين حلقه ي پرگار نبود

همه پستي و بلندي گذر گردون است

در همه زندگي ام يك ره هموار نبود

هر چه هامون به مداواي دل تنها كرد

مرهمي بر دل غم ديده ي بيمار نبود

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
جناب آقای نصیری،سلام علیکم. خسته نباشید.یا علی....
پاسخ
0