bg
خاكستر عشق 15
شاعر :‌ محسن نصيري(هامون)
تاریخ انتشار :‌ 1392/11/30
تعداد نمایش :‌ 416

دلبري را تا به كويي ديده ام

خوش بياني را ز خويي ديده ام

در شب آن آسمان دل شكن

از عذار مه چه رويي ديده ام

گريه اي از عشق بي اندازه داشت

در كوير شب چه جويي ديده ام

شانه اي تا من به مو هايش زدم

قصه از هر تار مويي ديده ام

وز بلندا زلف عطرآگين او

مستي مي را ز بويي ديده ام

در دو چشم خيس ناز دلبرم

آتش و مي در سبويي ديده ام

از صداي آشناي خاوري

چاره ي غربت ز سويي ديده ام

گر چه جانم در جهان بي آرزوست

ازدل خود آرزويي ديده ام

تا كه دست از دست هامون مي كشي

مرگ غمبار نكويي ديده ام

رو به پايان مي روم بي دلبرم

دلبري را تا به كويي ديده ام

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
جناب آقای نصیری،سلام علیکم.خسته نباشید،غزل زیبایی ست.باپوزش فراوان اگردُرست خواندنِ این نیم بیت راتوضیح بفرمایید،(خوش بیانی رازخویی دیده ام)ممنون می شوم.یاعلی....
پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی ا..شیخی مهرآبادی (دیوانه)
خوش بياني را ز خويي ديده ام خوش بياني را از خوي زيباي كسي ديده ام
پاسخ
0
user
در پاسخ به محسن نصيري
جناب آقای نصیری،سلام علیکم.ممنونم ازتوضیح شیوایتان،اما باعرض پوزش ،درشعر به این زیبایی رسا نیست.مراببخشید
پاسخ
0
user
درود  
پاسخ
0