bg
غزل گرفت...
شاعر :‌ میثم دانایی
تاریخ انتشار :‌ 1394/04/21
تعداد نمایش :‌ 495

از من سراغ نام تو دیشب غزل گرفت
هرانچه واژه بود همه را در بغل گرفت

احساس تلخ من که فقط شور گریه داشت
یک ان بخاطرت به لبانش عسل گرفت

حتی دراین غزل ودراین وزن اشنا
مفعول فاعلات به خیالم فعل گرفت

دیوانه از مخدر چشمت خبر نداشت
یک عمر حرف میزدو اخر عمل گرفت

انگار دلخوشی همه در قاب ارزوست
وقتی که دردهاتب ضرب المثل گرفت

بایدخطر کنم به پیامی بگویمت
از من سراغ  نام تودیشب غزل گرفت

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
جناب آقای دانایی عزیز،سلام علیکم. ..................................................... خسته نباشید بزرگوار.......یاعلی.
پاسخ
0
user
درودوسپاس بر جناب استاد شیخی بزرگوار.....استاد عزیز مصرع اخر تو باید بعد از نام میامد که اشتباها قبلش اومد...
پاسخ
0
user
جناب دانایی عزیز سلام و علیکم انگار دلخوشی همه در قاب آرزو ست وقتی که دردها تب ضرب المثل گرفت موفق باشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به بهرامی
درودبرجناب بهرامی عزیز ...سپاسگزارم
پاسخ
0
user
از من سراغ نام تو دیشب غزل گرفت. به به چه زیبا آفرین دانایی عزیز
پاسخ
0
user
درودهاجناب بیلوردی نازنین..سپاسگزارم
پاسخ
0