bg
غزل..خوابم میبرد
شاعر :‌ میثم دانایی
تاریخ انتشار :‌ 1394/03/19
تعداد نمایش :‌ 451

بی تو در هر شعر و هر اواز خوابم میبرد مثل مرغان سبک پرواز خوابم میبرد بی تو در سرمای بهمن مثل نخلی بی پناه اوج گرما باز در اهواز خوابم میبرد گوش جان را در خیالم کوک کردم اخرش با صدای دلنشین ساز خوابم میبرد خسته ام از انتظارت خسته از بیداریم خسته از تکرار هر اغاز خوابم میبرد پر شدم از شعر در سرگیجه عطر دوسیب پای بزم شعر درشیراز خوابم میبرد عازمم با شعر قصد دلبری بانوی من عازمم از ترس دست انداز خوابم میبرد...... ................. سلام ودرود بر اساتید گرانقدر ودوستان نازنینم .. پستهای زیادی در کلبه به اشتراک گذاشتم که مربوط به اوایل کارم بوده واکثرا به جز تعداد خیلی محدودی ارزش واعتباری ندارند از این رو بران شدم تا قدری زبان شعریم را سامان دهم و از این رو اساسی کم کارشدم ...هرچه هم تاکنون اموختم ازشما عزیزان درهمین کلبه بوده وحضور یک خط درمیانم دلیل به دوری ازخانه اصلیم نیست و گاها بدون نظر گذاشتن بدلیل سرعت نت همه نظرات واشعار رامیخوانم ..مثل همیشه منتظر راهنمایی شما عزیزان هستم ..

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
جناب دانایی عزیز شعر زیبایی سرودید دست مریزاد
پاسخ
0
user
جناب بهرامی بینهایت سپاسگزارم .....احسنت
پاسخ
0
user
جناب دانايي عزيز خسته نباشيد لذت بردم از خواندن غزل زيبايتان
پاسخ
0
user
سلام و درود فراوان برای عرض سلام و استفاده از طبعتان خدمت رسیدم
پاسخ
0
user
آفرین میثم عزیز - غزل خوبی بود .
پاسخ
0
user
درودبراستادحاکی..سپاسگزارم بزرگمرد
پاسخ
0
user
استادخادم پور گرامی سپاسگزارم
پاسخ
0
user
جناب تردید برادرگرامی سپاسگزارم
پاسخ
0
user
جناب آقای دانایی عزیز،سلام علیکم. ................................................... همیشه خدمتتان عرض کرده ام شما انشاءا....موفق خواهید بودواین را مقایسه ی اشعارِ قبلیتان ،با آنچه که اکنون می سُرایید به خوبی نشان می دهد...این غزلتان هم بسیارزیباست ،ولی اگربیتِ آخر،بخصوص مصرع اوّلش را(ازنظرِ محتوا)بازنگری بفرمایید ..بسیار زیباترخواهدشد...مؤید باشید انشاءا......
پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی ا..شیخی مهرآبادی(دیوانه)
سلام ودرود بر استاد خودم شیخی بزرگ ....بینهایت سپاسگزارم ...چشم همیشه برای تصحیح شعر وقت است وهرگاه شاعر به رشد وکمال بهتری برسد ناگزیر سراغ قام وپاکن میرود ...ممنونم بزرگوار
پاسخ
0