bg
مسافر تنها
شاعر :‌ فرشته محمدی
تاریخ انتشار :‌ 1391/11/05
تعداد نمایش :‌ 323

و من مسافر شب در قطار خاطره ها

نمی رسی تو به آنجا٬قرار خاطره ها

و خسته مانده دلم بی تو در سکوت کویر

به دوش می کشم این کوله بار خاطره ها

نگفتن از دل تنگم برای من سخت است

تو ساده رد شده ای از کنار خاطره ها!

ببین بدون تو اینجا منم که می رنجم

نشسته ام همه شب در جوار خاطره ها

و آخرش که من از راه می رسم به شبی

که باید ابر شوم در مزار خاطره ها

و باید اشک بریزم به روی هرچه که بود

دوباره بارش من بر غبار خاطره ها...!

چه شمع ها که شبانه کنار قبرت سوخت

چه چشم ها که به عکست نگاه خود را دوخت!

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user

سلام فرشته عزیزم..

شعر بسیار زیبا و با احساسی سروده ای

برای مصرع اول یه پیشنهاد دارم

(من آن مسافر شب در قطار خاطره ها)

 

مصرع سوم:(چه خسته مانده دلم بی تو در سکوت کویر)

پاسخ
0
user
در پاسخ به رعنا امیریان
سلام رعنا جان ممنون پیشنهاداتت خیلی خوب بود تشکر
پاسخ
0
user
سلام خانم محمدی عزیز خوشبختانه اینبار نفر دوم شدم  :) خیلی عالی بود پیشنهاد های خانم امیریان هم خوبه ( البته بعترین پیشنهاد، همان نظر و شلیقه ی شماست) به دوش می کشم این کوله بار خاطره ها   خیلی اینو دوست داشتم البته کلا قشنگ بود ا
پاسخ
0
user
در پاسخ به شبير
سلام جناب شبیر خیلی ممنون.رتبه سنجی میکنین!؟ :-) مصرعی که مورد پسند شما بوده (را) مفعولی کم داره...و متاسفانه نتونستم کاریش بکنم.اگه نه خودمم خیلی دوسش دارم! در پناه حق باشید
پاسخ
0
user
سلام خانم محمدی از پاسخی که به شبیر عزیز داده اید مشخص است که کار کرده اید و سروده ی زیبا و پر احساسی ارائه نمو ده اید موفق باشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به محمد محسن خادم پور
سلام جناب خادم پور سپاس گزارم از لطفتون
پاسخ
0
user
سلام و احترام خانم محمدی عزیز و محترم با خوانش این سروده بسیار زیبا , یاد اشعار زنده یاد نجمه زارع افتادم این سروده از نظر محتوا بسیار غنی و براحتی میتواند با مخاطب و خواننده ارتباط برقرار سازد و حس درونی شاعر نیز بدون رنجش قابل انتقال است   درود بر شما  به نظر میرسد استفاده از حرف ربط "و" در شروع بیت و همچنین تکرار "و" "تو" "من" در ابیات , مقداری از زیبایی آن کاسته است و با توجه به اینکه قالب سروده غزل است قافیه اخرین مصراع قالب را مخدوش ساخته است  موفقیت را برایتان آرزومندم حق نگهدار
پاسخ
0
user
در پاسخ به مرتضی عباسی زاده
سلام جناب عباسی زاده سپاس از لطفتون به نکته ای ظریف اشاره کردید که خودم متوجه نبودم.واقعا ممنونم.تازه متوجه شدم که چقدر تکرار(من)و (تو)وجود داره! اما در مورد بیت آخر باید بگم که این بیت باعث میشه که شعر قسمتی از یک ترکیب بند یا ترجیع بند باشه. بازهم ممنون در پناه حق باشید
پاسخ
0
user

سلام بر فرشته خانم عزیز

قربان خواندن اشعار شما علاوه بر لذتی که از شعرش نصیب میشود آموزشی هم هست متشکرم از اینکه بی ریا داشته های خود را به اشتراک می گذارید

فرشته خانم من هم با وَ در ابیات مخصوصا اول بیت مشکل دارم برای همین جسارتاً عرض می کنم :

مصرع اول پیشنهادی خانم امیریان را به این صورت پیشنهاد می کنم :

(منم مسافر شب در قطار خاطره ها)

بجای مصراع

و آخرش که من از راه می رسم به شبی

پیشنهاد می کنم:

در انتها که من از راه می رسم آن شب

و !! بجای بیت

و باید اشک بریزم به روی هرچه که بود

پیشنهاد دارم :

کنون ز دیده ببارم به روی هرچه که بود

----------- باز هم عذر خواهی می کنم

شاد و سربلند باشید

پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبر شیرازی
سلام جناب شیرازی خیلی ممنونم که وقت صرف اشعار میکنید.و همچنین سپاس از پیشنهاداتتون... فقط با پیشنهاد آخر مخالفم.چون زبان به روزنیست در پناه حق باشید
پاسخ
0
user
درود بر شما خانم محمدی سروده ی زیبا و پر احساسی ست...آفرین...استفاده از "و" در ابتدا هم درست نیست...با جناب عباسی زاده موافقم... موفق باشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به حبیب ذوالفقاری
سلام جناب ذوالفقاری خیلی ممنون از لطفتون  
پاسخ
0