bg
شاعری درد است...
شاعر :‌ فرشته محمدی
تاریخ انتشار :‌ 1393/08/21
تعداد نمایش :‌ 501

بر لبم مهر سکوت و در دلم فریادها

پسته ای لالم میان خنده ی دلشادها

سهم من گریه ست، حتی در دل سبز بهار

آسمانم، جایگاه رعد و ابر و بادها

زندگی تنها دویدن بود در دست قفس

خوب می فهمند این احساس را آزادها

آهوی دلخسته ی دشتم، اسیر بی کسی

عاشق بندم، کجا هستید ای صیادها؟

روزگاری تلخ پشت پلک شیرین کارهاست

شاعرانی خسته اند اینجا همه قنادها

شاعری درد است این را تازه فهمیدم ولی

کاش می گفتند قبل از این به من استادها

 

- سلام.  با کلی دلتنگی دوباره اومدم به دیدار غزلسرا و دوستان قدیمی -

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام چه درد خوبی...
پاسخ
0
user
در پاسخ به علی اکبر مجدراد
سلام. بله خوب دردی ست
پاسخ
0
user
کار خوبی بود خانم محمدی عزیز - نسبت به یک سال پیش پیشرفت قابل توجهی داشتید.موفق باشید خانم محمدی.
پاسخ
0
user
در پاسخ به عباس حاکی
سلام جناب حاکی سپاس از لطفتون سلامت باشید
پاسخ
0
user
سلام ودرود بر خواهرخوبم ...احسنت زیبا بود
پاسخ
1
user
در پاسخ به میثم دانایی
سلام متشکرم
پاسخ
0
user
خانم محمدی سلام شعر زیبایی بود دلجسب و آموزنده زنده باشی
پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبر بهرامی
سلام سپاس از لطف شما بزرگوارید
پاسخ
0
user
سلم خانم محمدی بسیار زیباست
پاسخ
0
user
در پاسخ به احمد رضا خانمحمدی
سلام جناب سپاسگزارم
پاسخ
0