bg
غربت
شاعر :‌ فرشته محمدی
تاریخ انتشار :‌ 1391/10/04
تعداد نمایش :‌ 491

اینجا غریبی٬بی کسی هم عالمی دارد
با ما فقط غم آشنا شد از همان اول
قسمت شد ازهرچیز برهرکس٬چه بختی بود!
آقا غریبی سهم ما شد ازهمان اول

دلهایمان هرلحظه بی تابند و در راهند
آنقدر گفتیم از پریدن...پر درآوردیم
از دل صدا کردیم و با دل پر زدیم اما
ناگاه از صحنی٬ضریحی سر درآوردیم

درمانده ای بودیم اما راهمان دادی
من خسته ای پَربسته ام با باری ازغم ها
اینجا فقط نامردمی باب است٬اما من
دلگیرم از دل های بی احساس آدم ها

دیگر نفس بامن غریبی می کند!ای کاش
در بند آخر بیت هشتم زائرت باشم
می خواهم از غربت بگویم کاش دریابی
لطفی کنی تا عمر دارم شاعرت باشم

 

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام و درود بر شما خانم محمدي مرحبا
پاسخ
0
user
در پاسخ به شبير
سلام جناب شبیر ممنونم....نظری؟پیشنهادی؟انتقادی؟چیزی نبود!؟ :-)
پاسخ
0
user
راستش چند بار خوندم بعضي جاها رو سخت ميخونم. ميخام مطمئن اول از طرف خودم اطمينان پيدا كنم كه درست ميخونم، بعد جسارت كنم و نظري بدم :)
پاسخ
0
user
در پاسخ به شبير
واقعا؟ خب کجا؟بگید تا توضیح بدم...البته من چون قبلا اشکال وزنی توی شعرام زیاد بود الان خیلی روی وزن حساس شدم...وباید بگم که اشکال وزنی نداره این شعر... بگید کجاشو به مشکل برخوردید تا توضیح بدم
پاسخ
0
user

سلام بر فرشته خانم عزیز

این شعر زیبای شما را یکبار دیگر خوانده بودم همینجا گذاشته بودید یا از جای دیگر خوانده ام؟ یادمه برایش یک یادداشتی هم گذاشته بودم

به هر حال قشنگ بود دست مریزاد

پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبر شیرازی
سلام جناب شیرازی سپاس این شعر تغییر یافته ی شعر پریدن هست...همون غزلی که به نظرتون بیت اولش قابل توجیه نبود...  
پاسخ
0
user
در پاسخ به فرشته محمدی

ممنونم خانم محمدی گرامی

نکته ای که آقای دهلوی اشاره کرده اند به نظرم درسته برای من هم جای سئواله چرا "ما" تبدیل به "من" شده؟

در درس و زندگی و معنویات موفق باشید

پاسخ
0
user
سلام شعر خوبی است.اما ایرادی که به نظرم می رسد آن است که راوی شعر در آغاز ((ما)) بوده و در نیمه تا پایان ((من)) شده!آیا توجیه خاصی دارید؟ بر ای مصراع آخر هم پیشنهاد من این است: لطفی بکن تا عمر......
پاسخ
0
user
در پاسخ به امیرخسرو دهلوی
سلام سپاس از توجهتون...در ابتدای شعر شاعر حرف خودش رو حاصل فکر و حرف دیگران هم میدونه.همونطور که اگر کسی به نمایندگی از جمعی حرف بزنه هم از ضمیر یا شناسه ی فعل جمع استفاده میکنه ....اما از اون قسمت به بعد که از (من) استفاده شده از دل خودش به تنهای حرف میزنه... نمیدونم که این واسه ی شما قابل توجیه هست یانه...اما درسی بود که در سال سوم دبیرستان خوندیم...
پاسخ
0
user
سلام شعر خوبی ست . مملو از احساس  ، با این حال چند مصرع با بقیه یکدست نیت . به زبان ساده ضیفترند . مصرع 3و 7 در این مصرع سروده شده " از دل صداکردیم " ضعف تالیف دارد . یعنی وا ژگان کارکرد درست ندارند .که آن هم به خاطر نداشتن ضمیر است . و مصرع 14  که باید یا بیت هشتم را بیاورید یا بند آخررا . یکی از این ها حشو است ..
پاسخ
0
user
در پاسخ به شهرام زارعی
سلام ممنون از نکاتی که گفتید
پاسخ
0