bg
بیا که خاطره ها نروند...!
شاعر :‌ فرشته محمدی
تاریخ انتشار :‌ 1391/10/13
تعداد نمایش :‌ 365

کنار پنجره ای می نشینم و با انگشت

به روی شیشه تو را می کشم ولی پرپر

نفس که هیچ ولی آه سرد تنی بی روح

تمام بوی تورا می دهد وَ نگاهم تر...

 

قدم قدم شب تاریک را به سحر دادیم

درست وقت نمازت٬خدای تو می دید

صدای توپ همان لحظه آمد و غوغا شد

بهار شد دل صحرا که لاله ی تو رویید!

از آن به بعد شبی نیست خواب شوم٬شاید

سحر شود تو بیایی مرا ببری با خود

بزرگ شد گل پرپر ولی دل من پژمرد

بیا که خاطره ها از نبودن تو پُر شد!

 

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام و درود خانم محمدي عزيز مرحبا زيبا بود فقط به نظرم مصرع چهارم قسمت اول، يه جوريه نميدونم، شايد بجاي نگاهم تر  چيز مشابهي باشه بهتر بشه البته جسارت كردما ببخشيد
پاسخ
0
user
در پاسخ به شبير
سلام جناب شبیر میشه دقیق بفرمایید چه جوریه!؟:-) یا حداقل مثالی.... راهنمایی... در کل خیلی ممنون.شما اکثرا اولین نفری هستید که اشعار من رو میخونید سپاس که وقت صرف می کنید
پاسخ
0
user
در پاسخ به فرشته محمدی
خانم محمدي عزيز اشعار شما خيلي دلنشين و پر احساسه و من افتخار ميكنم كه اولين نفري هستم كه اشعار زيباي شما رو ميخونم راستش به نظرم  كلمه ي «نگاهم تر» يك مقدار سنگينه.يا شايد من نتونستم روان بخونمش يا شايد بگم به دلم نچسبيد :) بهتر باشه البته هميشه حس و حال و نظر شاعر بر هر چيزي اولويت دارد مگه نه  :)  ؟
پاسخ
0
user
در پاسخ به شبير
ابتدا ممنون از لطفتون نظر و سلیقه ی اشخاص متفاوته و هر کدوم محترم... ولی بیشتر فکر می کنم با خوانش این مصرع مشکل دارید...شاید هم واقعا سنگینه نمیدونم!
پاسخ
0
user
در پاسخ به فرشته محمدی
سرکارخانم  محمد یعزیز من نیز احساس  میکنم این عبارتکمی سنگین است ..... البتهمن با تلاش زیاد خواندمش....امااگر ازعبارت ساده تروروانتر استفاده کنید فکرمیکنم خوانندگان بیشتری با آن ارتباط برقرارخواهند کرد........البته قطعا شماازهرکس دیگری محقترهستید به تشخیص این موضوع وحقیرفقط منباب توضیح جسارت وفضولی کردم . ببخشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به صلاح الدین احمد لواسانی
سلام نظر شما هم محترم... بازنگری میشه ممنون که وقت گذاشتید
پاسخ
0
user
سلام فرشته ي من! راستش منهم... اما زيبا سرودي عزيزم موفق باشي.
پاسخ
0
user
در پاسخ به رعنا امیریان
سلام رعنا جان ممنون از لطفت...  
پاسخ
0
user

فرشته خانم سلام

ببخشید که دیر خدمت رسیدم

شعرتون زیبا بود ممنون

در مورد "وَ" در اشعار موزون من با نظر استاد حاکی که مدتی است پیداشون نیست موافقم

در مورد شعر شما و همین مورد به نظرم اگر "وَ" را برداریم و یک مکث داشته باشیم وزن شعر مشکلی ندارد

در مورد وزن کلی این شعر اگه توضیح بدید ممنون میشم

سلامت و شاد باشید

پاسخ
0
user
سلام سپاس از لطفتون.انگار وزن این شعر خیلی مشکل ساز شده! وزن شعر هست:مفاعلن فعلاتن مفاعل مفعولن...وتا آخر همین وزن رعایت شده اما چون این وزن به گوش زیاد آشنا نیست اکثریت با خوانش مشکل پیدا میکنند!!!و حتی یکی از آقایون مجموعه ی ما گفتند این شعر اصلا وزن نداره!!!!!!!!! اما چون یه هجای کوتاه از وزنی که به گوش ما آشناست اضافه تر هست وزن نا آشنا میشه و به کار لطمه میزنه من این مورد رو نمیدونستم و خواستم طبق همون اولین مصرعی که سروده شد مابقی رو ادامه بدم اما اساتیدم گفتند که بهتره همون چیزی رو که اول به ذهن میاد به وزن معمول و رند تبدیل کنیم و ادامه بدیم... از توجهتون ممنونم یاعلی
پاسخ
0