bg
والسلام فقرها
شاعر :‌ رضا فرینام (فلاح)
تاریخ انتشار :‌ 1391/11/07
تعداد نمایش :‌ 389

صفحه ای از درد دور از شان نام فقرها.
می رسد صبحِ سپیدِ التیامِ فقرها؟

از زبان دختری زیبا ولی حسرت به دل.
تا شود یک ثانیه دنیا به کام فقرها.

کاخهای ظلم تا ویران شد از کوخ ستم.
گفت بابایش  همیشه همکلام فقرها.

ارث اجدادیشان آری پدر اندر پدر.
وانهند از بهر فرزندان دوام فقرها.

گاهگاهی مادرش همخوابه ی اهریمنی
.
عشق نه. بیم سقوط از پشت بام فقرها.

آرزویش سالها قبل اینکه : بعد از مادرش.
شغل او را پیشه سازد. نفت خام فقرها.

فقر بس کن. ریشه کن شو از درون خانه اش.
دور شو. گمشو. بترس از انتقام فقرها.

ذهن بی پروایش اما  نقشه ی خوبی کشید.
خط آغازی به سوی انهدام فقرها.

گفت فرزندی ندارم فقر پایان می رسد.
بست تا راه دلش را وقف عام فقرها.

جای دوران مرد شد. احساس را وا/زک/تو/می... .
بی خیال شرم... رسوا... والسلام فقرها...

«محمد فلاح»

* va.sec.to.my

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user

سلام دوست عزيز

عالي بود

و خيلي متفاوت و ملموس

 

دست مريزاد

ياعلي

پاسخ
0
user

سلام محمد

خیلی زیبا نوشتی

آفرین بر تو پسر...

دوست دارم این شعرتو..

پاسخ
0
user
متشکرم آقای عیار و خانم امیریان
پاسخ
0
user
درود بر جناب فلاح برای بار دوم آفرین به شما....زیبا بود
پاسخ
0
user
سلام محمد جان برای بار چندم  "چون هر بار چند مرتبه خواندم"  و لذت بردم و البته افسوس خوردم که چرا جامعه ما چنین گرفتار شده است و چه باید کرد
پاسخ
0
user
ممنون از آقایان حبیب ذوالفقاری و محسن خادم پور عزیزم. خیلی به من محبت دارید. در پاسخ سوال آاقای خادم پور : من هم نمی دونم چه باید کرد. اینشالا آقا امام زمان مهدی موعود (عج) علیه السلام و صلاه ظهور کنند و تمام پلیدیها به نیکی ها تبدیل بشوند.
پاسخ
0