bg
به بند می کشی مرا
شاعر :‌ رضا فرینام (فلاح)
تاریخ انتشار :‌ 1393/02/26
تعداد نمایش :‌ 618

به بند می کشی مرا
دوباره با گناه سیب
وای پناه بر خدا
از این نگاه دلفریب

چه رذل بود روزگار
و من چقدر خسته ام
سرم چه درد میکند
چه بیصدا شکسته ام

به شهر من سری بزن
ببین چه خون شده دلم
بیا و شاد کن مرا
سر آمده تحملم

بیا که تازه می شود
هوای خانه با شما
بیا و بوسه ای بده
دوباره زنده کن مرا

بیا به آشیانه ام.
بیا و تا ابد بمان
کنار من بمان. نرو
تو را قسم به آسمان ...

ولی اگر که خواستی
از این خرابه رد شوی
و مثل آن سراب ها
تو هم دو رو و بد شوی

اگر دوباره سهم من
به غصه دل سپردن است
هنوز راه و رسم تو
شکستن و گذشتن است

مرا نمانده طاقتی
دگر به دیدنم نیا
که این وداع آخرین
به خاک می کشد مرا

« محمد فلاح »

home

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
جناب آقای محمّد فلاّح،سلام علیکم.دست مریزاد.کاربسیار قشنگی ست .مدتی ست ازفیض حضورتان بهره مند نمی شویم.انشاءا....توفیق رفیقِ راهتان باد.
پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی ا..شیخی مهرآبادی (دیوانه)
سلام و ممنونم از شما باور کنید  اینقدر گرفتارم حتی زمانی برای نوشتن شعر به ندرت به دست می آید مرسی از نظرات دلگرم کننده شما
پاسخ
0
user

سلام و درود بر شما؛

جناب فلاح عزیز، مثنوی زیبایی است. احسنت.

در پناه خداوند متعال باشید.

پاسخ
0
user
در پاسخ به رضا کریمی
درود جناب آقای کریمی و سپاس
پاسخ
0