bg
چه آشناست رفتنت
شاعر :‌ رضا فرینام (فلاح)
تاریخ انتشار :‌ 1394/01/01
تعداد نمایش :‌ 528

چه آشناست رفتنت و دل ز من بریدنت به قهر خو گرفته ای و من به قهر کردنت به ذره ذره مردنم و مرگ را سرودنم به دل ربودنت ز من و دل به تو سپردنم مرا اسیر کردنت ز غصه پیر کردنت و خلف وعده های تو ... (همیشه دیر کردنت) به سرنوشت تلخ خود که هر چه خواستم نشد به بی تفاوتی تو خیانتی که بود مد چقدر گفتم آن زمان تو را قسم به عشقمان نرو مرا رها مکن بمان. به پیش من بمان که از غم ندیدنت ز خانه پر کشیدنت مدام غرق دود بود اتاق ِ بی عطر تنت. پس از تو با سرابها طعم گس شرابها آب گذشته از سرم میان منجلابها چه سخت بی تو زیستم؟ بگو پس از تو کیستم؟ چرا هنوز زنده ام؟ منی که جز تو نیستم؟

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
درودبرشماجناب فلاح....سروده زیبایی بود نوروزتان فرخنده ومبارکباد
پاسخ
0
user
در پاسخ به میثم دانایی
درود بر شما ممنونم نوروز شما هم مبارک
پاسخ
0
user
سلام بر شما جناب فلاح نوروزتان مبارک. شاد باشید و سلامت
پاسخ
0
user
در پاسخ به احمدرضاخانمحمدی
درود و با تشکر سال نو بر شما مبارک باد
پاسخ
0
user
جناب فلاح عزيز آهي بود كه از دل برآمد و بر دل نشست زيبا بود و خوش آهنگ استاد نوروزتان پيروز
پاسخ
0
user
در پاسخ به ترديد
سپاس بیکران سال نو مبارک
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ جناب فلاح عزیز، سروده بسیار زیبایی است. احسنت. انشاء الله سال جدید سالی با خیر و برکت، سلامتی و شادکامی برای شما و خانواده گرامی باشد. در پناه حق باشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به رضا کریمی
درود بر شما آقای رضا کریمی سال نو بر شما و خانواده محترم و جمع ادبی غزلسرا مبارک باد ممنونم
پاسخ
0