سلام فرشته خانم
شعر زیبایی بود آفرین
جسارت نباشه من این مصرع را زیاد متوجه نشدم:
نه می شود که جدا باشم از تو نه باتو
شعر زیبای شما مرا به شوق آورد که بداهه ای در همان وزن و قافیه بدون تکرار قافیه های شما در جواب تقدیم کنم : (ضمن استقبال از ذکر اشکالات و اقدام برای رفع آن ، ضعفش را به بداهه بودنش ببخشید)
-----------------
چرا زغرورم ، ز تکیه گاه می ترسی؟
تو ازتماس دوچشمانِ جان پناه ، می ترسی؟
جدا نمی شوی که زدل دوستت دارم
تو ازین دلِ خسته ی بیگناه می ترسی؟
کدام روزِ جداییّ و بی کسی ؟ ای جان
کنون که شدهمه چی روبراه میترسی؟
همیشه برتری از ماه آسمان گلِ من
ازین مقام ومرتبت وجایگاه می ترسی؟
نمی روم ز کنارت هیچ شب ای دلبر
از اینکه شب تارمان شودپگاه میترسی؟
تو در دل من خانه کرده ای آری
تو ای فرشته ازین خوابگاه می ترسی؟
-------------------------
شاد و سلامت و سربلند باشید