bg
رقص مرگ
شاعر :‌ نعمت طرهانی
تاریخ انتشار :‌ 1405/02/14
تعداد نمایش :‌ 4

با باد می‌رقصند
استخوان‌هایی
که روزی
صدا زده می‌شدند.

سایه‌ها
از دیوار بالا می‌روند
رقصی را تکرار می‌کنند
که حافظه‌ی خاک
دیگر به یاد ندارد.

نی
در گلوی باد
می‌لرزد.

پاها
بی‌فرمان
بر پوست زمین
خطی می‌کشند
که سحر
پاکش می‌کند.

دست‌ها
گرمای تن را
سال‌هاست
زمین گذاشته‌اند—
هوا را می‌شکافند
بی‌آنکه
چیزی بلرزد.

در سینه‌ها
سکوتی می‌زند
به جای نبض.

لاشخور
بر شانه‌ی باد
می‌شمارد
چند استخوان
هنوز
خود را
نام صدا می‌زند.

این رقص
پایان ندارد.
هر رونده‌ای
روزی
در حلقه‌اش
حل می‌شود—

و باد
تماشا می‌کند
چگونه نام‌ها
از تن جدا می‌شوند.

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران