bg
شهوت دیدار
شاعر :‌ نعمت طرهانی
تاریخ انتشار :‌ 1405/02/14
تعداد نمایش :‌ 2

در هوای آن بُتِ عیّار میسوزم هنوز
همچو شمع از آتش رخسار میسوزم هنوز

دل ز من بردی و گفتی صبر کن، من خود کیم؟
کز غم هجران تو هر بار میسوزم هنوز

نامه سوزاندم و گفتی مگر خاکستر است؟
نامه را خواندی ولی انگار می‌سوزم هنوز

آن نگاه گرم مستت، ای بلای جان من
شهوتِ دیدار شد، انگار میسوزم هنوز

نگرانم ز آنکه این شهوت، شود یکروز سرد
کز خیال وصل، پورمستان! میسوزم هنوز

تشنگی در بزم وصلت هم مرا آتش زده است
در کنار چشمه، چون زنگار میسوزم هنوز

پیر ما میگفت: «بگذار این هوس، توبه کنم»
توبه کردم، لیک در این کار میسوزم هنوز

ای که میپرسی مرا راه رهایی از گناه
من در این آتش ز استغفار میسوزم هنوز

وصل اگر آید، مبادا شهوتِ دیدار را
بیمِ قتلِ عشق دارم، پورمستان میسوزم هنوز

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران