bg
آه از نهان
شاعر :‌ نعمت طرهانی
تاریخ انتشار :‌ 1405/02/14
تعداد نمایش :‌ 1

دل را به نگاهی ببری، کار تو آسان
دل کندن از آن چشم توام نیست به سامان

این راه، نخست از نفس گرم تو نرم است
آخر به نفس‌گیرترین سنگ رسد جان

شب‌های فراق تو و هر لحظه نفس، مرگ
جان می‌رود از تنگنای تن—آه از نهان

گفتم که رها گشتم و آسوده ز عشقم
دیدم که همان وهم مرا کرد پریشان

دل شیشهٔ عمرم، به یکی آه فرو ریخت
کز وصل نمانده‌ست دگر هیچ به امکان

دریاست جهان، پر ز نهان‌موجِ هلاکت
من خفته به لبخند فریبندهٔ کران

هر سو نگرم، سایهٔ چشمان تو با من
هر راه گریزم، برسم باز به زندان

در کنج امانم، ولی این پتوی نرمِ آتش
روزی بکشد خانه و جان را به طوفان

دلی کز تو ربودند، گرفتار همان است
این عشق نبیند به جهان رویِ امان

گفتی که نفس امن، چراغی‌ست در این راه
اما چه کنم—عشق که آغاز شود، طوفان

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران