bg
به رسم میزبانی، سری به او عطا شد
شاعر :‌ رضا کریمی
تاریخ انتشار :‌ 1396/08/03
تعداد نمایش :‌ 217

 

   

دوباره عندلیبی، شبانه بی صدا شد         اسیر خردسالی، شهید از جفا شد

خرابه های شام و، طناب و تازیانه       انیس و مونس این، شکسته از بلا شد

برای کودک امشب، هدیه ای رسیده   به رسم میزبانی، سری به او عطا شد

سری که شاهزاده، به سینه می فشارد  سری است که ز شاهی، به نینوا جدا شد

خوش آمدی پدرجان، به بزم شامیانه   بیا که خون دل در، سبوی چشم ما شد

ز خون حنجرت شد، محاسن تو گلگون  سیاه، صورت من، به دست بی حیا شد

سپاه سنگ آمد، به پیشواز ما شام      مپرس از خوش آمد، که باد ناسزا شد

 اگر که بر لب تو، نشان خیزران است   چه خوب با همان نی، حقوق ما ادا شد

نمانده بود دیگر، چو طاقتی برایش     دلش شکست و پر زد، مسافر خدا شد

امید دردمندان، بگیر دست ما را   سه ساله ای که امشب، ز غصه ها رها شد

برای جان نثاری، رضا که نیست قابل        رقیه جان فدایت، هزارها رضا شد

 

1394/8/26 /  5 صفر 1437

رضا

ثبت نظر

نام شما
 
ایمیل شما
 
user image
نظر شما
 


نظرات کاربران
user image
اکبربهرامی
1
0

جناب استاد کریمی سلام و علیکم . افتخارید برای عرصه ی شعر و ادب برقرار باشید