bg
مادر شیر
شاعر :‌ رضا کریمی
تاریخ انتشار :‌ 1396/07/12
تعداد نمایش :‌ 199

  

 

گفت اِی شیر زنِ ای همسرِ شاهنشهِ دین

نعش عبّاس بیافتاد به خاکُ امِّ بنین

گفت تقدیم حسینم همه افلاک و زمین

مادر شیر عجب معرفتی داشت رضا

 

گفت برگوی حسینم چه شد آنگاه، بَشیر؟*

جای هر حرف بگو که چه شد آن ماه، بَشیر؟

نور چشمان علی کِی رسد از راه، بَشیر؟

مادرِ شیر عجب معرفتی داشت رضا

 

گفت عَبدُ اللَّهِ تو کشته شد آنروز، بِدان

زخمی از نیزه و از تیرِ جگر دوز، بِدان

گفت او: نام حسین است دل افروز، بِدان

مادر شیر عجب معرفتی داشت رضا

 

گفت آورده خبر کشته شده عُثمان نیز

گفت برگوی از آن پادشهِ ظلم ستیز

پنجمین نور که بادا به فدایش همه چیز

مادر شیر عجب معرفتی داشت رضا

 

جعفرت کشته شد از ضربت سنگین سنان

گفت ای قاصد آورده ز سادات نشان

بی خبر از پسر فاطمه خاموش بمان

مادر شیر عجب معرفتی داشت رضا

 

گفت بانو چه بگویم ز عزا، وای حسین

گفت: گفتی که سرش گشت جدا، وای حسین

پاره کردی تو رگِ قلب مرا، وای حسین

مادر شیر عجب معرفتی داشت رضا

11/7/1396 /  12 محرم الحرام  1438

رضا

 

 

* بَشیر فرستاده امام سجاد صلوات الله علیه به مدینه بود.

* حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، عبداللّه، جعفر و عثمان، پسران حضرت امّ البنین علیها السلام بودند که همگی در واقعه کربلا به شهادت رسیدند. آنها ثمره زندگی مشترک ایشان با حضرت علی صلوات الله علیه بودند و کنیه اُمُّ البَنین (مادر پسران) نیز به همین واسطه به ایشان داده شده بود.

 

ثبت نظر

نام شما
 
ایمیل شما
 
user image
نظر شما
 


نظرات کاربران