بازآمدی محرّم و آتش زدی مرا در این شراره، سوزشِ خاموش، پس چرا؟
فریاد می زنم که در آفاق بشنوند قاموسِ رازِ مکتبِ عشق است کربلا
بر برگ برگ دفتر عشق است جاودان نام حسین و نام شهیدان نینوا
نای و نوا و ناله هر دل به نینوا است دریای اشک ها شده طوفانی بلا
هرکس که دل سپرد به امواج این بلا دل داد و شد به دردِ تبِ عشق مبتلا
طوفان عشق هرچه که توفنده تر خوش است زیباترین ترانه ی دلها است، این نوا
سردارها است بر سرِ دارِ سزای عشق حاشا سری رود به سلامت ز ماجرا
دریای بیکرانه ای از عاشقان شود معشوق بی کرانه ی این عشق را سزا
بر خود تنیده ام ز گناهان تنی سترگ یا رب دگر ببخش و مرا کن ز تن جدا
کشتی دل شکسته و بر گل نشسته است هر لحظه گویدم که چرا نیست ناخدا
بی خود ز خویش گشته ام انگار ماه غم می سوزم ار چو شمع و چو پروانه در عزا
از سوز دل رضا شده دریای آتشین بازآمدی محرّم و آتش زدی مرا
1394/7/23 / 1 محرّم الحرام 1437
رضا
* هر سه معنی قاموس در اینجا قابل استفاده است:
1- دریا
2- دایره المعارف
3- رازدار