bg
عید فطر
شاعر :‌ رضا کریمی
تاریخ انتشار :‌ 1396/04/04
تعداد نمایش :‌ 805

  

  

هلال ماه شوّال و دو چشم گشته دریا من         کمان ابرُوی یار و اسیر چشم زیبا من

وداعی سخت می بارد به خاک روسیاه من           گلستانی ز نیکی او، کویری از بدی ها من

چگونه ترک آغوشش نمایم در سحرگاهان   که جز او کس نمی خواند حدیث عاشقی با من

که گوید غیر از او هردم که بازآ بی وفا بازآ؟     پس از آنکه شکستم بی مهابا توبه ها را من

دلم می خواهد امشب فاش گویم راز خود با او        زنم فریاد نامش را بگویم نیست الاّ من

منم مهمان تو یا میزبانی کرده ای از خود        من از سردرگمی دیگر نمی دانم تویی یا من

چنان پیچیده ای در من بسان روح در پیکر          که نتوان دید مرزی را میان هست تو تا من

مخواه ای جان شیرینم پس از عمری جدا ماندن  نگاری را رها سازم که دارم دست در دامن

تمام ماه افطار از شراب کام تو کردم             چگونه سال طیّ گردد چو گشتم باده پیما من

رضا را هم ببر با خود، رضا دور از تو می میرد       رضا دیگر نمی گوید به جای گفتن ما من

18/5/1392 /  1 شوّال 1434

رضا

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام بر استاد کریمی بسیار بسیار زیباست . عید سعید فطر بر شما مبارک
پاسخ
0
user
در پاسخ به احمدرضاخانمحمدی(الف.راهی)
سلام و درود بر شما؛ ایام بر شما مبارک و طاعات و عبادات شما مقبول درگاه احدیت جناب خانمحمدی عزیز، از لطف و عنایت شما بسیار سپاسگزارم. در پناه حق باشید.
پاسخ
0