bg
سوختن شمع
شاعر :‌ ناهید صادقی
تاریخ انتشار :‌ 1394/05/06
تعداد نمایش :‌ 512

چرا تو که ای دوست سوختن شمع دیدی سر به پایین فکندی و بر او خندیدی؟ گر نبودی نزد شمع سوخته پروانه ای قطره ای اشکی روان کن همچنان بیگانه ای روزگار است چه شنیدی تو از این وصف زمان؟ یا که دیدی نشود پیر بماندست جوان؟ گر تو هم داشتی ذره ای از این غمِ شمع قد رعنای تو برنای جوان می شد خم

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سرکارخانم ِ صادقی گرامی،سلام علیکم. ....................................................... اوّل این که به (کلبه) خوش امدید...وامیدوارم که به خاطرِ پیشرفتِ در(سُرایش) نقد رابپذیرید...وامّا بعد خواهشم ازشما ،مطالعه ی بیشتر ازآثارِ بزرگان وبخصوص درهمین سایت ،خواندن ودقّت درمطالبی ست که جناب استادحاکی عزیز، زحمت کشده ونوشته اند...مسلماً کمکِ زیادی برای شما خواهند بود....موفق باشید انشاءا......
پاسخ
0
user
سلام مهربان خیر مقدم به شما و مادر هنرمندتان .
پاسخ
0
user
در پاسخ به غلامرضا هاشمی
با سلام، سپاس فراوان از استادین گرامی
پاسخ
0
user
درود به شما و مادرتون موفق باشید .
پاسخ
0