bg
ارمغان طبیعت
شاعر :‌ عبدالقادر صالحی طبس
تاریخ انتشار :‌ 1392/02/05
تعداد نمایش :‌ 58

نه صدای بهار می آمد نه هوا معطربود

نه پرستو غزل می خواند

خبری از نسیم اینجانه

سقف خانه ماتم زده بود

آخراین باغ در سکوت

منتظر برای سقفی نو

در همین گیرودار رسید ازراه

چشم خون آلود با جوانه ای غمگین

به نظرباد زبان نفهم پاییزی

خانه اش را کنده بود از جا

پس از آن دربدری وناچاری

وازاین بی کسی وهرجایی

نقش بست جوانه برچشمی

 که اونیز بود تنها

دوست می داشت  از او جدا نشود

آخر او حل شده بود درآب

چشم این وضعیت را دید

این شرایط غمبار

غم او سنگین تر از دیروز

وزمین بحال آن دو به شوق

با جاذبه ای برتر

بکشید قطره را سویش

قطره افتادبا محلول

نوک کشید جوانه اززمین

وبهاربا اشکی  به کمک زمین

ارمغان طبیعت شد 

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام  دوست من  در نیمایی نیز اصول وزن را باید رعایت کرد  مصاریع را می توانید بلند و کوتاه کنید و در آخر هر مصراع هم رکن سالم بیاورید و هم بریده و  محذوف  موفق باشید   
پاسخ
0
user
در پاسخ به شهرام زارعی
سلام براستادگرامی  آموختم از راهنمایی های شما  درود برشما .....ممنون
پاسخ
0
user
سلام و درود گرامی
پاسخ
0
user
در پاسخ به علی عبداللهی
سلام برشما  ممنون از حضور تان درود برشما
پاسخ
0