bg
قنوت دل
شاعر :‌ عبدالقادر صالحی طبس
تاریخ انتشار :‌ 1392/02/09
تعداد نمایش :‌ 92

در پیچ وخم زلفت، صدها قسم پنهان

برلعل لب شیرین،خورشیدشده زندان

از سِحر دو چشمانت ،آشفته ی بازارم

در خلوت خودحیران، لب در قفس دندان

صد توبه زدم اما آنها همه بشکستم

در آن خم ابرویت، دلسوخته ی حرمان

با یک چمدانی از صد کاش فرو ماندم

مصلوب ره عشقم، مقتول در این میدان

افتاده به رازی که گویند قنوت دل

بردوش صبا رفتم تا محضر آن سلطان

بردشتِ سکوتِ تورگبار حکومت داشت

پرپر شده  اَی کاش وحسرت به دلِ لرزان

آیا خبرِ وصلی از کوی تو می آید؟

من منتظرِ راهم تا باز شوم قربان

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user

سلام بسیار زیبا بود جناب صالحی گرانقدر

استفاده  بردم

دست مریزاد

پاسخ
0
user
در پاسخ به رعنا امیریان
سلام بر شما ممنون از حضوروحسن نظر تان درود برشما
پاسخ
0
user
سلام دوست خوبم استفاده بردم موفق باشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به محمد محسن خادم پور
سلام بر شما از توجه تان به اشعار ناقصم ممنونم  درود برشما
پاسخ
0
user

سلام و درود بر شما؛

سروده ی زیبا یی است. احسنت.

پاسخ
0
user
در پاسخ به رضا کریمی
سلام بر شما استادکریمی  ممنونم که از سروده هایم سر می زنید از حضورتان سپاسگزار درود برشما
پاسخ
0
user
سلام اگر قصد دارید به زبان روز غزل بسرایید باید کم کم از کلماتی  مانند لعل و بشکستم واز ترکیباتی مانند  پیچ و خم زلف و آشفته ی بازار و دوش صبا و ... خداحافظی کنید موفق باشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به شهرام زارعی
سلام بر شما استاد  ممنونم از حضور همیشگی واز راهنمایی های موثر تان سپاسگزارتان هستم  درود برشما
پاسخ
0
user

سلام آقای صالحی عزیز

بسیار زیبا بود این شعرت

تقدیم به شما:

تو معنیِ اعجازی ای ترجمه ی قرآن

بنشان به کرم من را بر خوان خود از احسان

در آرزوی رویت حسرت به دلم جانا

بر آرزوی دیرین من را برسان ای جان

--- -

سلامت و شادمان باشی

پاسخ
1