bg
نزول خاطرات
شاعر :‌ عبدالقادر صالحی طبس
تاریخ انتشار :‌ 1392/02/13
تعداد نمایش :‌ 53

در دست، تکیه گاهِ عصا جلوه می نمود

بربام، برفِ رنج هایش نقش بسته بود

درپشتِ قابِ عینکش آن چشمه های نور

کم سو ببین آن استخوان هایش شده کبود

در کوچه ی بی ادعّا بر سنگ تکیه بود

نشناختم، امّا مرا شناخت او چه زود

سمتی رها نمود مرادر بغل گرفت

او تکیه گاهِ خویش را پیدا نموده بود

قلبی که می تپید با نزولِ خاطرات

اندیشه ای که باز هم صدها غزل سرود

در قدر او چه هدیه ای را می توان نوشت

برقابِ او نوشته ام استادصددرود

....

تقدیم به تمامی کسانی که از آنان آموخته ام....

………

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام دوست من شعر هم محتوای خوبی دارد هم با احساس است اما حیف که جاهایی از وزن اصلی خارج شده است بر روی کاغذ که تقطیع کنید اشکالات وزنی را خواهید دید  
پاسخ
0
user

سلام آقای صالحی

احسنت قشنگ بود

فقط اگر توصیه های استاد زارعی رو عمل کنید زیباتر خواهد شد

زنده باشید

پاسخ
0