گشوده شد در وصلت، همیشه یار تو بودم
به هر نفس ز تپشها، پر از بهار تو بودم
شکسته شد غم شب سحر چراغان شد
به هر نگاه درخشان نوای تار تو بودم
به باغ سبز حضورت، شکوفهها همه رویید
که در ترانهی شادی، دمی شرار تو بودم
تو آمدی و دل من، ز بند غم رها شد
به هر نفس که کشیدم، همیشه یار تو بودم
گذشت فصل جدایی دوباره موعد دیدن شد
و در کنار تو اکنون، خوشا کنار تو بودم
به روی ساحل دریا ننویس که غمگینم
بنویس با تفاخرهمیشه یار تو بودم