bg
قناری سحرخیز
شاعر :‌ محمد رضا گلی احمدگورابی
تاریخ انتشار :‌ 1404/12/22
تعداد نمایش :‌ 4

چون قناری که ز شب تا به سحر می خوابد
عشق تو بر دل من طور دگر می‌تابد

چشم تو آینه‌ای شد که در آن لحظه ناب
مهر پنهان‌شده از قلب بشر می‌ تابد

هرکه یک‌بار نگاهت به دلش افتاده
چه سر شوق به هفتم فلک او‌ می سابد

ماه وقتی که به ایوان تو نور افشاند
بر شب خستهٔ من نور سحر بشتابد

باد وقتی که به گیسوی تو نزدیک شود
او دلش نغمهٔ شوریده ی ما دریابد

هر نفس نام تو را زمزمه کردم، دیدم
بر لبم شوق شکفتن چو شکر می سابد

در دل من همهٔ راه به تو ختم شده است
هرچه جز عشق تو باشد، که ضرر می یابد

چون تو لبخند زدی، باغ دلم زنده شد و
بر گل خشک دلم نور هنر می‌تابد

هر غزل بی‌تو اگر گفته شود، بی‌جان است
با تو اما سخن از جان پدر می‌تابد

تا ابد نام تو در سینهٔ من می‌ماند
هرچه از عشق تو گفتم، همه جا می تابد

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران