bg
خورشید در خاک
شاعر :‌ محمد رضا گلی احمدگورابی
تاریخ انتشار :‌ 1404/04/08
تعداد نمایش :‌ 17


بغض در گلو دشت، سکوتی به فغان آمده بود
چشم، از نخل، سرِ نیزه نشان آمده بود

باد، در دامن شب نالهٔ زینب می‌برد
خیمه‌ها سرخ، ولی اشک نهان آمده بود

چون ستاره، تن خورشید به خاک افتاده
هر نفس آه، به سینه زِ جهان آمده بود

کودکی تشنه و نی، سایه ندارد آن دم
لب خشکیده، ولی آب روان آمده بود

هر طرف نالهٔ “یا لیتَنا”یی می‌سوخت
بوسه بر خاک حرم، حرف زبان آمده بود

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران