نقاب ها
بر سنگ ها
چون پته ها
بر آب ها .
آری
که مرگ
شایبه ای روا نمی داند .
این روزها را دیده ام
و بر دوشِ ناله ای کوتاه
این مرگ ها را مرده ام .
بر شاخِ پچپچه
اگر اینگونه بیفزایم
و گر به کوتاهی زنجیرها
زنجیر
باز
این فریادی ست
بر خاک
نبخشودنی :
من از تو می ترسم
من از تو می رنجم
من از تو زودتر می میرم
اما
چنین به همزایی
تو پیش تر می ترسی
تو پیش تر می رنجی
تو پیش تر می میری .
_________________
خرداد93