bg
ترس تو
شاعر :‌ هانیتا ف
تاریخ انتشار :‌ 1395/02/07
تعداد نمایش :‌ 580

مرا با خودم تاخت میزنی سرم داد میزنی تنهایی ام را نمی بینی آن وقت هی جارمیزنی مرا باخودم مقایسه میکنی تنهاتر ازاینکه نخواهم شد میخواهی تنهایم کنی؟؟ مرا باخودم نگاه نمی کنی آن وقت میخواهی عاشقی کنی از خودت می ترسی اما می خواهی بامن بازی کنی ترس تورا وجود من می فهمد می گرید ، می سوزد ترس تو خودت را باخودت تنها می گذارد ... ه _ ف

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
بانو گرامی آرمینای محترمه سلام و علیکم . تبریک عرض می کنم بسیار بهره بردم پاینده باشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبر بهرامی
بسیارسپاس گزارم جناب بهرامی . هانیه هستم .
پاسخ
0
user
ترس تو خودت را باخودت تنها می گذارد … عااالی
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ بانوی گرامی عزیز، سروده زیبا و جالبی است. احسنت. در پناه خداوند متعال باشید.
پاسخ
0