bg
درخت ارزو
شاعر :‌ مجید شاکری حسین آباد
تاریخ انتشار :‌ 1393/09/03
تعداد نمایش :‌ 664

باز باران میزند بر پنجره خنده با لبهای من بیگانه شد در جوانی مرد رویاهای من دودشد،آتش شد و ویرانه شد آرزویی داشتم در کودکی حس کنم دستی به روی شانه ام ای دریغا گفت بر من روزگار غصه ها شمع است ومن پروانه ام روزها طی شد،میان سینه بود درجوانی،آرزوی دیگری عشق دریایی پر از آرامش است لذت مردن، برای دلبری عشق با من گفت ای مرد جوان بازگوکن نام خود را، کیستی عشق در عصر کنونی پول توست لایق عشق و محبت نیستی تک درخت آرزوها خشک شد آرزوی آخر من مرگ بود بردرخت آرمانهای محال آرزوی مردنم، تک برگ بود خسته از دنیا و از این غصه ها روح من آماده ی پرواز شد تا که شد مردن برایم آرزو مرگ هم اسطوره ای از ناز شد

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
شاکری عزیز - سلام و درود و خوش آمدهای بی کران بر شما که یک قرن ما را تنها گذاشتی ...با این اشعار زیبا و منحصر به خودت ، دل داشتی که ما را از خواندنشان محروم کنی ؟ خوشحالیم که مجددا یادی از ما کردید و همراه شدید. سروده هاتان بی نیاز از بحث و تعریف و تمجیدند.شاعر ی با تجربه و کارکرده هستید که باید بر سروده های عزیزان دیگر نظر بگذارید. از شما داستان های منظوم جالبی خوانده بودیم که فراموش نمس شوند. باشد که باز هم ما را میهمان کنید.
پاسخ
0
user
درودها..احسنت زیبا بود
پاسخ
0
user
سلام جناب شاکری زیبا و بدیع است . آفرررررین بر شما .
پاسخ
0
user
درود استاد مهربان سپاس از لطف همیشگی شما باید عرض کنم حدود یکسال نیم است که کلا شعر نگفتم یعنی بی دلیل علاقه به شعر گفتن از دست دادم…دیشب همینجوری نشستم چند خط سیاه کردم و اوردم خدمتتان که باز بیاموزم…نبودنم دلیل بی مهری نبود علاقه به شعر ندارم دیگر و دلیلش را هم نمیدانم…اما امیدوارم دوباره علاقه پیدا کنم و باز درکنار شما بزرگان باشم.از لطف و محبت بی دریغ شما سپاسگزارم موفق باشید.
پاسخ
0
user
درود جناب دانایی سپاس از همراهی شما بزرگوار
پاسخ
0
user
سپاس جناب هاشمی گرامی از اشنایی با شما خوشحالم
پاسخ
0
user
جناب آقای شاکری حسین آباد،سلام علیکم. خوش آمدید،شاید قسمت بود (باتاخیرم)جوابِ شمارابه استادحاکی بخوانم...شما قدرتِ تجسّمّ خوبی دارید درداستان پردازی،به صورتِ شعر.این مسئله راهم که فرمودید،درطولِ زندگی هرشاعری ممکن است پیش آید،دلیل هم نمی خواهد،بازهم ممکن است تکرارشود...بسیار دیده شده که شاعری ،درلاکِ خود فرورفته وباز،باتلنگری ویابخودی خود به دُنیای شعر بازگشته است...سعی کنید ازدُنیای شعر دورنباشید..یاعلی.
پاسخ
0
user
جناب شاگری عزیز - برای شما شرح داده بودم که شما دارید دوره « فلات » را می گذرانید و از نظر روانشناسی این مساله را شرح داده بودم و یاد آور شدم که دوباره شروع خواهید کرد... اما گویا اشتباها وارد نشد .
پاسخ
0
user
در جای دیگری برایتان نوشته بودم. این بود: آقا مجید عزیز – مگر می شود شاعری که آن آثار با ارزش را به وجود آورده است گویندگی را رها کند؟ شما دوره «فلات» را طی می کنید. در هر فعالیتی ، پس از یک دوره، حالب سکوت و عدم فعالیت ایجاد می شود که ممکن است یکی دوسال طول بکشد اما مجددا فعالیت اولیه با جوششی بیشتر شروع خواهد شد.این یک پدیده شناخته شده در روانشناسی است که فلات نامیده می شود.علت نام گذاری هم این است که اگر دوره فعالیت را به شکل منحنی نمایش نشان بدهید ، پیشرفت به صورت یک خط مایل به طرف بالا ادامه دارد و ناگهان متوقف می شود و به صورت یک خط افقی که نمودار سکوت و هدم فعالیت است ادامه می یابد و همین مرحله را دوره فلات می نامند. اما مجددا به صورت سعودی شروع به پیشروی می کند. شما احتمالا دارید همان دوره فلات را طی می کنید.امید وارم حرکت دوباره شما شروع شده باشد.
پاسخ
0
user
درود استاد شیخی عزیز سپاس از توضیحات شما به روی چشم سعی میکنم لاقل در حد خواندن اشعار دوستان را انجام دهم و دور نمانم سپاس از همراهی شما
پاسخ
0
user
درود استاد حاکی گرامی راستش قدری خیالم راحت کردید با توضیحاتتون اما یک مسله دیگه هست.از نظر روانشناسی راهکاری هم وجود دارد که فرد سریعتر از این حالت در بیاد یا وجود ندارد؟
پاسخ
0
user
مغز که از خستگی درآمد خودش مجددا به آن موضوع گرایش خواهد داشت.چنان که شما دارید کم کم بیدارش می کنید.
پاسخ
0
user
سپاس استاد حاکی از راهنماییهای شما ممنونم
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ جناب شاکری عزیز، سروده بسیار زیبا و جالبی است. احسنت.
پاسخ
0
user
درود جناب کریمی سپاس از لطف همیشگی شما گرامی
پاسخ
0
user
درود روزگارتون خوش ذوق شعرتان جاری
پاسخ
0