bg
سید محمد حسین شرافت مولا
نثر ادبی و اشعار عاشورایی
1398/09/11
56

 

بسمه تعالی

 

 

خورشید عاشورا در آسمان کربلا

 

 

 

 

(1)

 

 

 

 

 

 

خورشید عاشورا بر خاک افتاد! و هفتاد و دو کوکب خون آلود را به معراج توحید خواهد بُرد. رؤیای شمس شهدا  تنها سر افکندن به پای محبوب توحید بوده است! و داستان خونین کربلا را چشمه های خون فشان خواهند گریست! آن گاه که سیدالشهدا به آسمان کربلا نگریست و با حضرت یزدان مناجات کرد,  دریای خون غرق در طوفان گشت! و ملائک مقرب عرش از حضرت توحید راز نور شهدا را  پرسیدند و هنوز نام تو بر لب مرثیه پردازان عاشورا با آه ِ مظلومیت همراه خواهد گشت و کشف تنهایی تو در ظهر خونین عاشورا را تنها, گودال سرخ خواهد فهمید و ذوالجناح با تن خون آلود هنوز در پی نگاه مظلوم توست! و به گودال خون خیره خواهد گشت! امام عاشورا و خورشید شهدا در دلم طوفان ها خواهد گشت تا ظهر عاشورای تو را مجسم خواهم کرد و اشک امانم نخواهد داد تا نیزه خون را در کوفه سیاه مجسم خواهم کرد! 

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

دادا بیلوردی
شعر زلال
1398/01/02
104

 

 

 

برای عشق روح و جان بدهید

بهار آمده  خود  را  کمی  نشان  بدهید

به  زیر  نم  نم  باران  و  در  لطافتِ  سبزِ  سحری

چو لاله  پر بگشایید  و امتحان  بدهید

وَ  دل  به  آسمان نشان بدهید

*

بهار آمده   باز   پرده  دران

که هیچ  لحظه  نباشد غرور و کینه در آن

سلام  کن  ز  پشت  پنجره  بر  آن  خدای  زیبایی

بنوش هرچه  توانی  میِ  زلال  و  روان

خمار کن دل، آشکار و نهان

*

لِلِی  لِلِی  لِلِی  لِلِی  لِلِلِی

پُرم چو باده تا به سر خمار و مست ز پِی

دلم  اسیرِ عشوه  ،  دیده ام  عطش  به  غمزه های  نگار

خدای من ، رسد زمانِ قطعِ  فاصله  کی؟!

که تشنه بر وصال هستم و مِی

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا
1397/11/03
101

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

 

طرح عاشورایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به حضرت سیدالشهدا (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خونت را ,
در خواب ِ
هر شب ,
باید  فکر کرد
رنگ خدا دارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

متخلص به :

نورانی

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا
1397/10/04
91

بسمه تعالی

 

 

طرح عاشورایی

 

 

 

 

 

 

 

 

ای نیزه ی خورشید
شب تاریک ِ
مرا
از ریا کردن
بِرهان !  

 

  

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

متخلص به :

نورانی

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا
1397/08/08
118

بسمه تعالی

 

 

 

 

سالهاست
کشتی عاشورا
در دریای خون
به سمت ِ
قلب یزدان می رود

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

تخلص :   نورانی

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا
1397/08/08
99

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سالهاست
کشتی عاشورا
در دریای خون
به سمت ِ
قلب یزدان می رود

 

 

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

تخلص :   نورانی

ابوالقاسم کریمی
شعرمن
1397/06/20
102

من یه درخت تنهام تو قلب یه بیابون
دل من از دیوای آدم نما شده خون

مردن و زنده موندن فرقی واسم نداره
هر روز رو دوش خستم بارون غم می باره

ماهی شب تو رود اشک چشام می خنده
تنهایی فریادمو توی گلوم می بنده

دیواری تا آسمون بین من و بهاره
نسیم خشک صحرا غم به دلم می کاره

حرفی دیگه ندارم چیزی برام نمونده
شوری اشک چشمام ریشه ها مو سوزنده

شاعر:ابوالقاسم کریمی

 

سوال:چرا ترانه در قالب های شعری سایت نیست؟؟؟

سید محمد حسین شرافت مولا
1397/03/07
201

 

 

بنام خدا

 

دریای رحمت

شرح غزل علوی ( همای رحمت )

 

مقدمه :

در میان ستارگان مدایح و مراثی ِ امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) در آسمان ادب شیعه , غزل همای رحمت اثر سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار برتری و مقام یگانه ای یافته است . بنابر روایتی شهریار هنگامی که این مدیحه ی ماندگار علوی را سروده است , در عالم رؤیا آیت الله مرعشی نجفی او را در جمع کثیری از شعرای سِترگ علوی و شیعی در حال خواندن شعر همای رحمت در مسجد کوفه ی معظّمه در پیشگاه آن امام همام , علی ( علیه السلام ) دیده است . در ذیل شرح غزل ِ اعظم و ماندگار ِ همای رحمت را بررسی می کنیم

متن :

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکنده ای همه سایه ی هما را

آری , امام علی مرتضی (ع) آیینه ی رحمت الهی است . آن امام همام ,  هُمای معنوی رحمت و بخشش است و نه هُمای خسروان مُلک فانی دنیا .
و رحمت آن امام هُمام , بی کران خواهد بود و در رحمت خویشتن , تمایزی بین مخلوقات نخواهد داشت .
در بیت فوق از آرایه ی نماد , تشبیه و کنایه استفاده شده است.

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را

اما در سیمای جهان مادّی , هر فرد آگاه و دلسوخته به دنبال الگوی خداشناسی خواهد بود . و شناخت خداوند امری بسیار سخت است . در اینجا سید محمد حسین شهریار مسیر اصلی شناخت الهی را در زندگانی و اعمال امام علی (ع) , یافته است . که آن امام عظیم , حضرت توحید را به صورت کامل شناخته است .
در بیت فوق , واژه ی " رُخ " , آرایه ی مجاز دارد

به خدا  که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

امام علی (ع) سرچشمه ی بقا و رحمت گشته است و این سرچشمه نه تنها اختصاص به شیعیان و مسلمین داشته است بلکه قلب رئوف و رحیم آن امام (ع) , بقاء جاودانه را برای تمام مخلوقات از درگاه حضرت توحید طلب کرده است . و هدف قلبی ِ آن نور امامت درباره ی آفرینش جهانیان تنها رحمت و ایثار گشته است .
در بیت فوق از آرایه ی تضاد , تشبیه  و کنایه استفاده شده است.

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

آری , تمام مخلوقات در قیاس با وصال ِ عظمت بارگاه جاویدان ِ حضرت توحید , گناهکار خواهند بود و جُز رسولان الهی و  انبیاء برگزیده  و ائمه ی اطهار (ع) و اولیاء عظیم الهی , آفریده ای از مخلوقات حضرت خداوند , حق ّ ِ بندگی حضرت توحید را ادا نکرده است .  بنابراین اگر از جانب حضرت توحید بهشت بَرین هم خلق شده باشد ,  برای آن حضرات و مخصوصا امام علی بن ابیطالب (ع) خلق گشته است و غیر از آن انوار توحیدی , ما سوا به واسطه ی وجود آن انوار الهی به مقام بندگی ِ خداوند نائل گشته اند . هم چنین سید محمد حسین شهریار در میان آن حضرات انبیا و ائمه (ع) , امام علی مرتضی (ع) را تجلّی و نماد شفاعت و رحمت خاص ّ , خواهد دانست .
در بیت فوق از آرایه های : نماد , مراعات النظیر ,  تشبیه و تضاد استفاده شده است.

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

مادّیات و جهان دنیوی برای امام علی مرتضی (ع) حتیّ اهمیت اندک نیز نخواهد داشت . همچنین  اندیشه ی بخشندگی در قلب و کردار امام علی (ع) موج خواهد زد و در میان تمام لحظات ِ حیات آن امام رحمت حتّی در هنگام نماز و راز و نیاز با حضرت معبود , تجلّی یافته است و انگشتری خویشتن را به گدای مسکین خواهد بخشید که آیات قرآنی نازل خواهد گشت که : ولیّ و جانشین رحمت الهی و رحمت پیامبر اسلام (ص) , امام علی بن ابیطالب (ع) خواهد بود . در اینجا شهریار به آیه ی 55 سوره ی مائده : " انّما ولیّکم الله و رسوله و الّذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون " اشاره کرده است .
در بیت فوق از آرایه تلمیح و تضاد استفاده شده است .

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا  ؟

علاوه بر رحمت از دیگر صفات امام المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) , عدالت ایشان خواهد بود که قاتل خویشتن را بر مبنای عدل الهی قصاص خواهند کرد . و آن امام عادل و رحیم ِ توحیدی , خشم خویشتن را نادیده خواهد گرفت . و رحمت و عدل قلبی را به  نهایت خشم ارجحیّت داده است . آری , مدارا حتّی در مورد قاتل خویشتن , از امور شگفت انگیز گشته است .
در بیت فوق از آرایه ی تلمیح و مراعات النظیر و استفهام انکاری استفاده شده است .  

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را ؟

در اینجا سید محمد حسین شهریار به عظیم ترین و عجیب ترین واقعه ی شهدای ادیان توحیدی یعنی شهدای عظیم صحرای نینوا به امامت سیدالشهدا امام حسین (ع) اشاره کرده است و در کمال حیرت مقام آن شهدای عظیم توحیدی را ستایش کرده است و امام حسین (ع) را عجیب ترین امام از نسل امامت ِ امام حیرت انگیز ,ِ علی بن ابیطالب (علیه السلام) خواهد شناخت و خواهد ستود . و از نسل شهید عظیم محراب , شهید اعظم عاشورا خواهد خاست . و شهدای نینوا ,  استثناء ِ ایثار و شهادت طلبی در تمام دوران ها خواهند بود .
در بیت فوق از آرایه ی جناس ,  تلمیح و کنایه و استفهام انکاری استفاده شده است.



چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را ؟

آری , جانفشانی های حضرت حیدر (ع) که در میان یاران رسول الله (ص) بی نظیر گشته است , ایشان را نماد وفای به عهد و فراموش نکردن آن پیمان در قلب و کردار خویشتن و مظهر ایثار قلبی گشته است. و از آغاز نوجوانی ,  آن امام هُمام با پیامبر اسلام (ص)  بیعت کرده است که در میان  بنی هاشم (ص) ,  اولین بیعت با رسول الله (ص) گشته است و در غزوه ها و حتّی وفای به عهد ِ پیامبر اسلام (ص) و خوابیدن در بستر حضرت محمود (ص) در زمان هجرت شبانه ی پنهانی رسول الله (ص) از مکّه به مدینه , آن امام عظیم را , موجب تحیّر ِ تمام مؤمنان ادیان توحیدی خواهد کرد.  همچنین امام علی (ع) بعد از رحلت رسول الله (ص) همچنان مظهر حفاظت از دین نوپا و  الهی ِ اسلام و نماد ایثار قلبی گشته است و برای پیشگیری از نفاق  و اختلاف مسلمین صدر اسلام , پس از سالها جهاد عظیم  , خانه نشین گشته است و جانشینی رسول الله (ع) و امامت خویشتن را تقیّه کرده است .
در بیت فوق از آرایه ی کنایه , مراعات النظیر و استفهام انکاری استفاده شده است .   

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

در اینجا شهریار ,  در دو عالُم  , نظیر امام علی مرتضی (ع) را نیافته است و و همچنین راز انور ِ سیمای غیبی ِ توحید را نیز تاب نخواهد آورد . آنگاه از عمق قلب خویشتن به عنوان یک فرد شیعه ی دلسوخته , آن امام هُمام را استثناء ِ خلقت ِ ما سوی الله خواهد سُرود و از حیرت خویش به جهاد و پیکارهای شهادت طلبانه ی علوی (ع) در راه دین توحید خواهد سُرود و تحیّر خویشتن را از آستان قدس علوی (ع) بیان خواهد کرد .
در بیت فوق از آرایه ی واج آرایی , تلمیح و مراعات النظیر استفاده شده است . 

به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

سید محمد حسین شهریار از غم هجران امام علی بن ابیطالب(ع) می نالُد و از سروش غیب و از نسیم صبا خواهد خواست و انتظار خواهد کشید تا چشم خون آلود اشکبار او با دیدن غبار آستان علوی (ع) از گریستن باز ایستد و ذره ای غبار از عنایت معشوق ِ آسمانی او یعنی امام علی بن ابیطالب (ع) ,  مرهم زخم و درد
عشق او گردد .
در بیت فوق از آرایه ی اغراق , تشبیه و تشخیص استفاده شده است .

 
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبا را

آری , شهریار هر صبحگاه به درگاه حضرت توحید با کلام و نیایش آتشین , تقاضا کرده است تا ذرّه ای از توجّه امام علی (ع) به سوی او اشاره کند و در این خیال , آشفته گشته است .
در بیت فوق از ارایه ی تشخیص و نماد استفاده شده است.

 

چو تویی قضای گردان , به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

آنگاه شهریار به یتیم نوازی امام حیدر (ع) اشاره کرده است و دعای مستمندان را که در پیشگاه الهی دارای ارزش فراوان گشته است را واسطه ی حاجت خویشتن در دفع ضرر های گوناگون نهاده است . و حتّی شاعر , به نقش عنصر ماورائی ِ امامت در تغییر سرنوشت اشاره کرده است .
در بیت فوق از آرایه ی کنایه , مراعات النظیر  و جناس استفاده شده است .

چه زنم چو نای هر دم , زنوای شوق او دم ؟
که لسان غیب خوش تر بنوازد این نوا را

سید محمد حسین شهریار  در نهایت فروتنی در شعر ماندگار خویشتن به اشعار هجران ِ لسان الغیب حافظ شیرازی استناد خواهد کرد و عشق خویشتن را از زبان و قلم عاشق سترگ ادب فارسی زینت ها خواهد داد.
 در بیت فوق از آرایه ی تشبیه , تشخیص , کنایه , جناس , مراعات النظیر و نماد استفاده شده است .

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگلاهی
به پیام آشنایی بنوازد بنوازد آشنا را

آری لسان الغیب حافظ هر شام گریسته است و هر صبحگاه در سودای هجران و عشق خویشتن با نسیم صبحگاهی صبا که در ادب فارسی نماد پیام رسانی در باب عشق گشته است با باد صبا و معشوق خویشتان سخن های خیالی گفته است و سخن های خیالی شنیده است . آری این حالت عاشقانه در غزل عظیم همای رحمت , همان قلب شهریار خواهد گشت .
در بیت فوق از آرایه ی تضمین استفاده گشته است.

ز نوای مرغ یاحق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

آری تمام هستی در نیایش حضرت خداوند خواهد بود و در خشکی و دریا همه ی موجودات تسبیح او را خواهند شکفت . آری , مرغ یاحق ( نوعی جغد ) نیز در دل شب ها با آواز خاصّ خویشتن در حقیقت حَق حَق گویان گشته است و با حضرت توحید نیایش و تسبیح خواهد گفت .  آری , غم های شبانه ی سید محمد حسین شهریار به مناجات با حضرت توحید و امام علی مرتضی (ع) خواهد رسید .  و  شهریار در دریای نیایش های توحیدی و شیعی در دل شب ها قلب خویشتن را با نیایش توحیدی و علوی بیشتر خواهد پرداخت و وصال امام علی بن ابیطالب (ع) را خواهد شکفت .
در بیت فوق از آرایه ی حسن تعلیل , مراعات النظیر و نماد استفاده شده است .

 

نتیجه :

 

شهریار شاعری دلسوخته و بی تکّلّف گشته است . و از میان صفات عالیه ی امام علی مرتضی (ع) , به رحمت بی کران آن امام بیشتر پرداخته است و اشعار او به خصوص غزل همای رحمت از احساسات قلبی و بطنی ِ خویشتن ریشه گرفته است . غزل همای رحمت روان گشته است و قابل فهم و درک برای تمام افراد گشته است . و عشق امام علی (ع) و حتی عشق عاشورایی او در غزل همای رحمت و در شخصیّت معنوی او به کمال , تجلّی یافته است .

 

منبع :

 

دیوان شهریار _ غزلیات _ جلد یکم _  انتشارات زرین _ چاپ چهل و دوم _  1391

 

 

 

نویسنده :  سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

حمید حمیدی زاده
آهنگ زندگی
1397/02/14
138

روزی تمام کوچه می خندید
درها برای باز ماندن بود
از آسمان هم عشق می بارید
دنیا برای شعر خواندن بود ؛
اکنون کجای عاشقی هستیم ؟
سامان ایرانی
دل نامه ها
1396/11/17
202

سکوت کن ، اندر خویش بمیر
یاوه مگو بگذار خاموش باشم

اینجا بر همگان من ناشناسم 
بگذار در یاد همه فراموش باشم

مگذار که سفره ی دل بگشایم 
هم چون باری بر دوش باشم 

بگذار گهی گر یار صدایم زد مرا  
برای شنو سراپا گوش باشم 

اندر اوقات وصال دلبر و دلدار
ز عطرش مست و مدهوش باشم 
 
ولی الله...... شیخی مهرآبادی.
1396/09/23
434

بنام نگارگرعشق.....................

..............................................................

بایاری خداوند، وتشکر اززحماتِ ارزشمند جناب شیرازی عزیز،همان طورکه ایشان  مرقوم فرمودره اند...انشاءا......وبه زودی ،سایت(غزلسرا ،کلبه شاعرانه) باقالب وفرمی جدید، رونمایی شده ودرمعرض دیدِ هموندانِ عزیز،قرارخواهدگرفت....نقاضا داریم دوستان..هرچه زودتر، آنچه را ازاطلاعاتِ شخصی موردِ نیاز برای عضویت.وثبتِ درسایت هست تکمیل نموده تابهتروراحت تربتوان انهاراانتقال داد به فرم وقالبِ جدیدِ سایت ، بخصوص ثبتِ (ایمیل)....که مهمترین قسمت است...امیدواریم که به زودی زود، همگی بتوانیم..درکناریکدیگرودرسایتِ جدید، ازسروده های یکدیگر بهره ببریم..درضمن هرکدام ازعزیزان به هرشکلی که بتوانند ، جهتِ پذیرشِ اعضای جدید ومعرفیِ سایت تبلیغ نمایند...ممنون می شویم....حق یارتان اد انشاءا.............

اکبر شیرازی
1396/09/15
994

%d9%87%d9%81%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%b9

 

هفدهم ربیع الاول سالروز ولادت با سعادت پیامبر مهربانی و رحمت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) و ثلاله پاکش صادق آل رسول امام جعفر صادق(ع) بر آزادگان جهان مبارک
—-------------------------

آمده روز شادی و برکات
بهترین بنده آمده به حیات
از وجودش جهان پر از نعمات
دختران را دهد ز فتنه نجات

 

باصدای رسا و بر دفعات
برمحمد و آل او صلوات

 

آمده آن رسول نون و قلم
تا زند یک جهان تازه رقم
تا که زد بر زمینِ مرده قدم
لرزه افتاد بر ستونِ ستم

 

شده آتش خموش و تیره و مات
بر محمد و آل او صلوات

 

خالق او را کریم می داند
خلق او را عظیم می داند
حصن او را حریم می داند
نفسِ او را سلیم می داند

 

آنکه مارا شفیع است در عرسات
برمحمد و آل او صلوات

 

لطف بی حد رسد ز خالق ما
می رسد آن طبیب حاذق ما
رزق بی حد رسد ز رازق ما
زاد روز امام صادق ما

 

بفرستید با سرور و نشاط
برمحمد و آل او صلوات

 

شیعه مدیون علم و حکمت او
رشد اسلام در امامت او
مذهب شیعه از ریاست او
راهیِ راه راست ، امت او

 

صادق است و دهد به ما صدقات
برمحمد و آل او صلوات

 

 

#اکبرشیرازی

 

@shirazy

 

https://t.me/linkdar/shirazy

اکبر شیرازی
1396/09/12
366

با سلام و تبریک ایام خجسته ی هفته وحدت و میلاد با سعادت پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) به استحضار اعضای محترم سایت غزلسرا می رساند ، به لطف خدا ان شاالله به زودی سایت اختصاصی طراحی شده توسط غزلسرا که در حال حاضر در مرحله تست و تنظیمات نهایی قرار دارد ، رونمائی وافتتاح شده و جایگزین سایت فعلی می شود . 

کلیه سوابق اشعار و کدهای کاربری شاعران گرامی به سایت جدید منتقل و با ترکیب جدید در دسترس قرار خواهد گرفت . 

از آنجا که کلمه عبور افراد قابل انتقال نیست و بایستی حتما اعضای محترم پس از انتقال سایت ، آن را طبق فرمی که در سایت وجود دارد تغییر دهند ، تقاضا داریم هرچه سریعتر نسبت به تکمیل اطلاعات شخصی خود در سایت فعلی (قبل از انتقال) اقدام نمایند و بخصوص نام و نام خانوادگی ، شماره تلفن همراه و نشانی پست الکترونیکی خود را بصورت دقیق و صحیح وارد نمایند تا در سایت جدید امکان تغییر کلمه عبور خود را داشته باشند . 

مثل همیشه منتظر نظرات و پیشنهادات و راهنمائی های شما در ارتقای کیفیت سایت جدید هستیم و ان شاالله در بازه های زمانی خاصی سایت جدید روند بهینه شدن خود را طی خواهد کرد .

با تشکر از همکاری عزیزان در تکمیل سریعتر اطلاعات فردی خود در سایت

محمد محسن خادم پور
1396/09/11
208

هر جا که چرخ بچرخد سکوت نیست آغوشِ گرم گشودی هبوط نیست دستی که پرشده باشد به آشتی هر واژه فاصله‌باشد قنوت نیست باران به وسعت دریا رسیده است بازارِ گل خبر از دشت لوت نیست هر آیه چنگ زنان جُنگِ زندگی است با رقصِ عشق شتابِ سقوط نیست در شرق وُ غرب عزیزت کرانه شد یوسف شدن به مکانی منوط نیست من با توام چه بخواهی چه رد کنی دل میرود به هوایت ثبوت نیست محمد محسن خادم پور
ﻛﻠﺜﻮﻡ ﺑﻬﺮﻭﺯﻱ
1396/09/09
764

در شبی آرام،سکوتی سرد و سخت با طنین ناله ای در هم شکست با صدای لرزش دردآوری شکوه می کرد یک مداد از دفتری روزگاریست در تکاپویم چنین می نگارم ،می سرایم دلنشین تا فشانم بذر علم عالمی تا زدایم جمله جهل و جاهلی آنچه از دانش بروی صفحه است از تلاش بی نشانی چون من است هرچه داری از من فرزانه است بی من این عالم همه ویرانه است گر نباشم عقل زایل می شود غیر حق بر حق حایل می شود گر نباشم برگ برگت خالی است همچو حماری که پشتش باری است گر نباشم جهل عصیانی کند کفر جامه، برتن ایمان کند نور دانش کمتر وکمتر شود جاهلی جان گیرد و برتر شود پس به هوش آ نسخه ات با من مپیچ چون که بی من هیچ هیچی هیچ هیچ من نمی گویم همه دارند خبر از ژن خوب است این فضل وهنر ان طرفتر سر بلند کرد دفتری نیشخندی زد بگفت:ای مدعی می نگاری می سرایی این درست این همه در اقتضای کار توست دادگاهی می کنی!سر می بری! پارچه ات را گز نکرده می بری! مهلتی ده تا بگویم من سخن داد ارم چون تو بر هر انجمن این همه عمر را نوشتی بی ثمر چون که خود چون جاهلانی بی خبر! تکه چوبی خشک بودی از ازل بس عظیم است ادعایت ای دغل! تو همانی دست به دست دیگران می شوی رقصان وچرخان هر زمان چون به دست دیگران رقصان شدی؟ چاک جان، بٌبًریده و عریان شدی؟ چون سراسر گفته هایت ادعاست این همه ناز و کرشمه پس چراست؟ گر که داری ادعای عقل و هوش پس تواضع کن،پی دانش بکوش مدعایان گر زعلم دم می زنند نکته دانند و سخن کم می زنند گفته بودی نسخه ات با من مپیچ لیک بی من تو چه هستی هیچ هیچ شکر دارم برگ برگم خالی است چون تو نیستم!دانشت پوشالی است چون نوشتن، علم و دانش نیست نیست! گر عمل در آن نباشد هیچ نیست عالمی گر بی عمل دانا شود عاقبت درمانده و رسوا شود پس به هوش آ و نگر کن کار خود همزمان سامان بده افکار خود دانش علم و هنر فرزانگیست چون عمل نبًود دلا ویرانگیست چون زبان علم تو برنده است نور دانش در درونت مرده است مرد ره باش در طلب ای مدعا توبه ای کن با تضرع با دعا تا که شاید عشق را پیدا کنی وین غرور کذب را رسوا کنی شکوه کم کن این حقیقت را ببین ما مداد و دفتریم تنها همین!
ﻛﻠﺜﻮﻡ ﺑﻬﺮﻭﺯﻱ
1396/09/07
268

یک تیر آتشینی در آن کمان ابرو او می کشید و چشمم دیوانه در پی او پلکی بزن!نگاهی!ای قاتل غزل خوان چشمم اسیر تیریست،تیری زچشم آهو بنشین دمی برایم یک دل چنین غزل خوان مرهم صدایت اما بر زخم همچو دارو هر منزلی که گشتم در وصل واصلت آه من در پی تو و تو،منزل به منزلی نو گرچه هلال رویت اری حلال مانیست عیدی بدون رویت بر ما حرام!روا کو؟ بس شکوه ها نوشتم صدها غزل ،ترانه بر کوی و برزن اما مجنون من وتو بانو من در کمند زلفت اینک اسیر گشتم همچون امیری هستم با کهنه جامه ای نو هر جا نگاهم افتاد در آن کمان ابرو او میکشید و چشمم دیوانه در پی او
اکبر شیرازی
1396/08/26
413

%d8%b2%d9%84%d8%b2%d9%84%d9%87

 

"زلزله  - مصیبت اما عامل وحدت و همدلی"
======================


مردم کشورم همه ، مظهر بی نیازی اند
تک تکشان پیر و جوان ، مایه ی سرفرازی اند

آمده غرب مملکت ، زلزله ی مخربی
تمام شهرهای ما ، به فکر بازسازی اند

به هر گروه می روی ، یکدل و یکجهت همه
در پِیِ امدادگری ، حقیقی و مجازی اند

اشک به دیدگانشان ، در تب و تابِ همدلی
هموطنان مهربان "راهیِ" عشق بازی اند

#اکبرشیرازی

25 آبان 1396
@shirazy
https://t.me/shirazy/841

اکبر شیرازی
1396/08/26
200

28%d9%8830%d8%b5%d9%81%d8%b1

شهادت رسول رحمت حضرت محمد مصطفی و مظلوم دوم امام حسن مجتبی و سلطان خراسان امام رضا (صلوات و سلام الله علیهم) تسلیت
==============

یا رسول الله ، شد بعد از تو ظلمِ بی شمار
کوه غم می آورَد بر سینه ی زهرا فشار

از سقیفه فتنه ها شد بین امت شعله ور
کشور اسلام شد بر حیله شیطان دچار

حق مولا پایمال مکر بوسفانیان
آه و نفرین شد ززهرایت به ملعونین نثار

آنکه بر دوش تو جایش بود در وقت نماز
تیرباران شد به دست یک گروه نابکار

زهر کین دادند بر سلطان بی همتای طوس
تا شهید راه دین گردد رضا دور از دیار

هست کار شیعه در این دوره همراه دفاع
استقامت ، بردباری ، حفظ وحدت ، انتظار

کی شود تا با قدوم آخرین فرزند تو
این زمستانِ طویل امتت گردد بهار

این جهان پر گشته از ظلم و تباهی و فساد
کی شود "راهی" که گردد عدل از او پایدار

#اکبرشیرازی – راهی
پنج شنبه 25 آبان 1396 – 27 صفر 1439

@ُShirazy

https://t.me/shirazy

اکبر شیرازی
1396/08/26
408

سلام
در این سه چهار سالی که از شعر گفتنم می گذرد بارها دوستانی پیشنهاد کرده بودند که یک تخلص برای خود انتخاب کنم.
خودم هم دوست داشتم که تخلصی داشته باشم ولی هرچه فکر می کردم به دلم نمی نشست . حتی بعضی وقتها مواردی هم بکار می بردم ولی نمی شد !! این موضوع را در بین دوستان و آشنایان مختلف به مشورت گذاشتم و با شناخت کم و زیادی که داشتند لطف کردند پیشنهادهای متنوع و زیبایی داشتند که با توجه به علاقه ای که به استاد رهی معیری دارم و از طرفی روز و ماه تولدم هم با رهی معیری یکی است از بین تمام اسامی زیبا "راهی" را انتخاب کردم چون با توجه به نوع شغلی که دارم و دائم در تردد هستم (و شاعر شدنم هم در همین شغل پدیدار شد) این اسم با مسما به نظرم رسید و همینطور نزدیک به اسم رهی است و مرا یاد او می اندازد .
این شعر خلاصه ای است از فرایند انتخاب "راهی" که از این پس اسم کانال شعرم را هم به این نام تغییر می دهم:
—------------

یک چند سالی رفته ام ، در کار شعر و شاعری
وارد شدم یکباره در بازار شعر و شاعری

نه شاعرم نه مدعی ، نه بر گروهی متکی
افتاده در قلبم ولی انوار شعر و شاعری

شعر است شور زندگی ، دلبستگی ، دلدادگی
دل می برد از دست من دلدار شعر و شاعری

در فکر بودم تا کنم ، فکر تخلص بهر خود
پرسیده ام بسیار از ، انصار شعر و شاعری

گفتند صدها نام را ، همچون "رها" و "کیمیا"
یا "چشمه" و یا "ابر" و یا "غمخوار" شعر و شاعری

یا "کهربا" یا "دشتی" و"دانا" و "همراز" و "عیان"
"راهی" شدم اما در این اشعار شعر و شاعری

#اکبرشیرازی - راهی
21 آبان 1396
@shirazy
https://t.me/shirazy

اکبر بهرامی
1396/08/23
515

سرخ پوشیدی زمین بی حیا این روزها کرده ای بر مسلمین جور و جفا این روزها بی پدر کردی هزاران کودک بیچاره را در میان این همه درد و بلا این روزها لعن و نفرین خدا بر تو چرا کردی چنین با زن و مرد ضعیف بینوا این روزها مردم بیچاره را آواره کردی ای حوار با دلی غمبار و دردی بی دوا این روزها غیرت و مردانگی در تو ندیدم ذره ای گشته ای شرمنده از خلق خدا این روزها نوعروسان را به بدبختی کشاندی بی وفا کرده ای یک محشر کبری بپا این روزها درحلبچه خواب راحت را گرفتی از همه پیش چشمان حسین سر جدا این روزها غرب ایران را به نابودی کشاندی بی درنگ کرده ای ما را گرفتار عزا این روزها نام تو پیوند خورده با جنایت پیشگان چون نداری ذره ای مهر و وفا این روزها آه مظلومان تو را خار و ذلیلت میکند تا شوی مغلوب این سوز و نوا این روزها