bg
مناظره (یارب مرا ....)
شاعر :‌ مدیر سایت
تاریخ انتشار :‌ 1392/03/09
تعداد نمایش :‌ 105

با سلام خدمت اعضای محترم سایت
ضمن پوزش از تأخیر طولانی که در برگزاری مناظرات شعری داشتیم به بهانه انعکاس مناظرات شاعران نامی سیمین بهبهانی و صهبا توسط آقای ستار کعبی و ذکر شعری در همین رابطه از سرکار خانم مریم اکبری ، همین اشعار را بهانه ای قرار دادیم تا باب مناظرات شعری را مجددا باز کنیم . ضمن تشکر از ایشان امیدواریم سرکار خانم اکبری هم ضمن رضایت از ما بخاطر انتشار شعرشان ، به زودی به جمع ما پیوسته و در صورت تمایل در چنین برنامه هایی مشارکت فرمایند .

ضمن تشکر از دوستانی که در مناظرات شرکت کردند ، تعدای از اشعار که ایرادات در وزن و قافیه داشتند حذف و بقیه در متن آورده شد از سایر عزیزان دعوت می کنیم در مناظره شرکت فرمایند.

سیمین بهبهانی :

یا رب مرا یاری بده ، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پیش چشمش ساغری ، گیرم ز دست دلبری
از رشک آزارش دهم ، وز غصه بیمارش کنم
بندی به پایش افکنم ، گویم خداوندش منم
چون بنده در سودای زر ، کالای بازارش کنم
گوید میفزا قهر خود ، گویم بخواهم مهر خود
گوید که کمتر کن جفا ، گویم که بسیارش کنم
هر شامگه در خانه ای ، چابکتر از پروانه ای
رقصم بر بیگانه ای ، وز خویش بیزارش کنم
چون بینم آن شیدای من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوی او ، باشد که دیدارش کنم

جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی :

یارت شوم ، یارت شوم ، هر چند آزارم کنی
نازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کنی
بر من پسندی گر منم ، دل را نسازم غرق غم
باشد شفا بخش دلم ، کز عشق بیمارم کنی
گر رانیم از کوی خود ، ور باز خوانی سوی خود
با قهر و مهرت خوشدلم کز عشق بیمارم کنی
من طایر پر بسته ام ، در کنج غم بنشسته ام
من گر قفس بشکسته ام ، تا خود گرفتارم کنی
من عاشق دلداده ام ، بهر بلا آماده ام
یار من دلداده شو ، تا با بلا یارم کنی
ما را چو کردی امتحان ، ناچار گردی مهربان
رحم آخر ای آرام جان ، بر این دل زارم کنی
گر حال دشنامم دهی ، روز دگر جانم دهی
کامم دهی ، کامم دهی ، الطاف بسیارم کنی

جواب سیمین بهبهانی به ابراهیم صهبا :

گفتی شفا بخشم تو را ، وز عشق بیمارت کنم
یعنی به خود دشمن شوم ، با خویشتن یارت کنم؟
گفتی که دلدارت شوم ، شمع شب تارت شوم
خوابی مبارک دیده ای ، ترسم که بیدارت کنم

جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی:

دیگر اگر عریان شوی ، چون شاخه ای لرزان شوی
در اشکها غلتان شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
گر باز هم یارم شوی ، شمع شب تارم شوی
شادان ز دیدارم شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
گر محرم رازم شوی ، بشکسته چون سازم شوی
تنها گل نازم شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
گر باز گردی از خطا ، دنبالم آیی هر کجا
ای سنگدل ، ای بی وفا ، دیگر نمی خواهم تو را

جواب رند تبریزی به سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا :

صهبای من زیبای من ، سیمین تو را دلدار نیست
وز شعر او غمگین مشو ، کو در جهان بیدار نیست
گر عاشق و دلداده ای ، فارغ شو از عشقی چنین
کان یار شهر آشوب تو ، در عالم هشیار نیست
صهبای من غمگین مشو ، عشق از سر خود وارهان
کاندر سرای بی کسان ، سیمین تو را غمخوار نیست
سیمین تو را گویم سخن ، کاتش به دلها می زنی
دل را شکستن راحت و زیبنده ی اشعار نیست
با عشوه گردانی سخن ، هم فتنه در عالم کنی
بی پرده می گویم تو را ، این خود مگر آزار نیست؟
دشمن به جان خود شدی ، کز عشق او لرزان شدی
زیرا که عشقی اینچنین ، سودای هر بازار نیست
صهبا بیا میخانه ام ، گر راند از کوی وصال
چون رند تبریزی دلش ، بیگانه ی خمار نیست

وجواب خانم مریم اکبری به سیمین بهبهانی

یارب مرا یاری بده تا یکدل و یارش شوم

هجر و فراق او را بده تا من وفادارش شوم

گر جمله ی این مردمان او را برانند از جهان

خروارها نازش بده تا من خریدارش شوم

گر که رخ خود را زمن پوشاند آن دلدار من

او را جمال گل بده باشد که من خارش شوم

(از خنده های دلنشین وز بوسه های اتشین)

بی تاب ومحرومم بساز تا من گرفتارش شوم

هر چه بگوید آن کنم هر چه بخواهد آن شوم

ور خود نبازد دل به من عاشق زارش شوم

با غیر نوشد جام می اغیار گیرد دست وی

راند مرا از پیش خود من غرق افکارش شوم

با آن دو چشم وابروان که هستند چون تیر وکمان

تیری زند بر قلب من تا زار وبیمارش شوم

هر چند آزارم کند با دست خود خاکم کند

روزی نیاید کز دلم راضی به آزارش شوم

باشد که آن دلدار من روزی بگردد یارمن

گوید که دلدارم بشو ان وقت من یارش شوم

از غیر پوشد روی خویش من را بخواند سوی خویش

گوید که دلدارت منم من نیز دلدارش شوم

مستانه آید سوی من بوسه زند بر روی من

سازد مرا عاشقترم سرمست کردارش شوم

دل را بسازم رام او بر لب برانم نام او

خورشید تابانم شود ماه شب تارش شوم

با من وفاداری کند از دل نگهداری کند

نازد به عشق چون منی شرمنده کارش شوم

منزل کند در کوی من شانه کشد گیسوی من

گوید بر من حرف دل محرم بر اسرارش شوم

با ناز بیمارم کند با بوسه تیمارم کند

از عشق تبدارم شود من هم پرستارش شوم

یارب مرا یاری بده مونس وغمخواری بده

تا باشد او امید من من نیز عیارش شوم

ستارکعبی در جواب مریم اکبری

مریم بگو یارت منم
آن عاشق زارت منم
هجرو فراق از بهرچه
در نزد چشمانت منم
من رخ نپوشانم زتو
تو گل شوی خارت منم
من خود ببازم دل به عشق
آن یارو غمخوارت منم
ازغیرپوشم روی خود
گویم که دلدارت منم
گرتو پرستارم شوی تاعمر بیمارت منم
مریم بگو یارت منم
یوسف”خریداری به بازارت منم

0
0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۰۸/۰۳/۱۳۹۲ در۰۶:۳۵  اکبر شیرازی

یارب عجب کاری شده آشفته بازاری شده

هرکس به فکر خویشتن در بند دلداری شده 

سیمین و صهبا یکطرف  ستار و مریم یکطرف

آن رند تبریزی  ببین در نقش غمخواری شده

  1.  ۰۹/۰۳/۱۳۹۲ در ۰۸:۲۸    رعنا امیریان
    • تعداد تشویق کننده ها : 0
      افرادی که تشویق کرده اند

      ثبت نظر

      نام شما
       
      ایمیل شما
       
      user image
      نظر شما
       


      نظرات کاربران
      user image
      اکبر شیرازی
      0
      0

      سلام بر شما

      -----

      ای ناشناس مهربان ، از جمع ما یا بانوان !!

      گر پیر هستی یا جوان ، متشکرم از لطفتان

      -----

      user image
      ستار کعبی
      0
      0

      یارب ببین اینجا چه شد اول چه بود آخر چه شد ... طنازی کند اکبر ببین حالش چه شد

      user image
      اکبر شیرازی(پاسخ به نظر ستار کعبی )
      0
      0

      سلام

      ستار کعبی را ببین  اینجا نشسته در کمین

      شعری بدون قافیه  بی وزن گوید اینچنین

      ... و طنازی؟ عحب! آنهم در این ماه رجب!!!

      حالم چه شد؟ یا للعجب!!  صد بارک الله آفرین !!!

      user image
      سجاد کهنسال(پاسخ به نظر اکبر شیرازی )
      0
      0

      سلام سلام

      واقعا آفرین

      user image
      اکبر شیرازی(پاسخ به نظر سجاد کهنسال )
      0
      0

      سلام بر آقای کهنسال

      ای مرد سبکبال ، ای شاعر با حال

      یک شعر کن ارسال ، سجادِ کهنسال !!

      زنده باشید

       

      user image
      تابان
      0
      0

      سلام آن يار شیرازی ما، اکبر چه دانا گفته است ستار شد یار شما! رعنا چه زیبا گفته است یارب مرا یاری بده در بین جمع شاعران اینجا همه اهل ادب ،تابان توانا گفته است موفق باشید

      user image
      اکبر شیرازی
      0
      0

      سلام - ممنون

      صدآفرین تابان ما ، مهتابِ نور افشان ما

      شعرت صفای جان ما ، هم آب ما هم نان ما

      تبریک می گویم به تو ، بسیار زیبا شعر تو

      یک سوی ما یک سوی تو ،  ای شاعر پنهان ما

      user image
      ستارکعبی
      0
      0

      تابان شدم من یار که از چه تو میگویی سخن یاری ندرام من دراین محفل و این انجمن مریم که دیدی گفتمش یارم تورایارم تورا این حرف شعر است نیست حرف قلب من

      user image
      مريم
      0
      0

      به به چه فضلا و ادبايي!!!!!!!

      user image
      اکبر شیرازی
      0
      0

      سلام

      اعیاد بزرگ شعبانیه بر شما مبارک

      ممنونم

      لطفا سلام گرم ما را به ایشان برسانید . میشه از امیرهاتف خان دعوت کنید تشریف بیارند و شخصاً در مباحثه و مناظره ها شرکت کنند ؟

      سلامت باشید

      user image
      مریم اکبری
      0
      0

      سلام خدمت همه دوستان مخصوصن آقای شیرازی عزیز از دعوتتون خیلی ممنونم.اینقدر جو اینجا گرم و صمیمیه که با کمال میل دعوتتون رو قبول میکنم و تو اولین فرصت عضو میشم هر چند وقت من برای پای نت بودن زیاد نیست اما حسابی نمک گیراینجا شدم. امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم.

      user image
      اکبر شیرازی
      0
      0

      سلام بر مریم خانم

      -------

      سلامی ویژه دارم من به مریم

      سلامی با طراوت همچو شبنم

      خوشامد گویمت در کلبه ی خویش

      (این کلبه مال خودتونه)

      تو صاحبخانه ای اینجا و من هم!!

      ------

      منتظر حضور فعال و اشعار زیبایت هستیم

      user image
      رند تبریزی
      0
      0

      چه جنگی راه انداخته شده اینجا :)

      user image
      رند تبریزی
      0
      0

      سلام دوستان…

      من یه شعر دیگه میذارم…

      خواستید اونو کش بدین ......

      user image
      اکبر شیرازی(پاسخ به نظر رند تبریزی )
      0
      0

       

      خیلی خوش آمدید و تشکر ولی برای ایجاد مناظره جدید باید عضو سایت شوید و همانطور که خانم امیریان فرمودند مشخصاتتون رو وارد کنید بعد شعر رو پیشنهاد بدید تا از طرف مدیر سایت بعنوان شعر مناظره گذاشته بشه و مناظره انجام بشه در هر مناظره یک شعر را ادامه میدهیم

      متشکر

      -----------

      اگر آن رند تبریزی ، شود عضو غزل سارا !!! (برای جور آمدن شعر مجبور شدم ببخشید :) )

      اگر بر ما نهد منت ، بگوید شعرِ تر ، ما را

      کنم من دست و دلبازی ،  ولی از کیسه ی مردم!!!

      به شعرش هر سه را بخشم !! دوشنبه ، کابل ، آنکارا

      ------

      کی داده کی گرفته :)

      user image
      رهگذر
      0
      0

      سلام به تمامی خواهران و برادران شاعر یه انتقاد دسته جمعی از همه عزیزان دارم اگر جسارت بنده رو به بزرگی خودتان ببخشید چون اسم این مکان مناظره است یعنی هر شعر زیبایی که گذاشته میشود با یه شعر زیبا پاسخ داده شود ؛صحبتهای محاوره ای که کم هم نیستند برای اشخاصی مثل بنده که برای خواندن و فیض بردن وارد این مجموعه میشویم جالب نیستند اگر بخواهم مقایسه داشته باشم تا حدود خوبی از این بخش شعر با شعر پاسخ داده شده و یکباره حس وارد شدن به یه پیج فیس بوکی به آدم دست میدهد موفق و موید باشید

      user image
      رعنا امیریان
      0
      0

      رهگذر عزیز بنده هم با شما موافقم بعلاوه اینکه شعر مناظره بهتر است از خود شاعر باشد نه شخص دیگری.. پس اگر موافق باشند گفتگوهای محاوره ای حذف گردند

      user image
      ستار کعبی
      0
      0

      متاسفم براتون چرا اشعار رو بدون هماهنگی پاک می کنید

      user image
      اکبر شیرازی
      0
      0

      آقای کعبی در مناظرات شعری ، پس از اینکه اشعار در نظرات گذاشته می شوند برای هماهنگی و زیبایی بیشتر در متن قرار می گیرند و از نظرات حذف می شوند

      user image
      زهره
      0
      0

      خيلي زيبا بود اين مناظره ها لذت بردم در جمع شاعران عزيز