bg
بازآی
شاعر :‌ علی آهنی
تاریخ انتشار :‌ 1391/10/10
تعداد نمایش :‌ 529

باز آی آدما و برآور تو کام ما زان باده ی ازل، برافروز جام ما خورشیدوار ز رخ بربکش نقاب ابر تا رنگ خون بگیرد این رخ زردفام ما ما را اشارتی کن از آن ذکر کیمیا تا پاک گردد از گنه رخ تیره فام ما زان نفخ آتشین بر ارواح ما بدم که باز خوش نغمه ای بنوازد این نای خام ما گویند سالکان، چو خواهیم وصل دوست بال و پری بباید، نه این خسته گام ما بهر رضایت دل، پی ننگ و نام گشته ایم راضی نشد دل عاقبت از ننگ و نام ما گر خانه ای ز نو نسازیم بهر دل ترسم که بر سر آیدش این کهنه بام ما حیران بمانده ایم در این ظلمت مهیب شاید صبا به یار رساند پیام ما هر چند سرد و سیه روی و خسته ایم بازآ که تیغ نور برون آید از نیام ما دی ماه 1390

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user

راضي نشد دل عاقبت  از ننگ و نام ما...

درود استاد لواساني گرامي!

پاسخ
0
user
در پاسخ به رعنا امیریان
خانم امیریان فکر می کنم اشتباه کوچکی رخ داده است. البته که درود بر استاد لواسانی گرامی :)
پاسخ
0
user
در پاسخ به عین الف

اشتباه بنده رو ببخشيد علي آقا

هنوز محو كلماتتان بودم

پيري و اينهمه حواسپرتي

اما واقعا قشنگ مي نويسيد

دست مريزاد

پاسخ
0
user
در پاسخ به رعنا امیریان
خواهش می کنم. شما  لطف دارید. لطف شما و دوستان دیگر، مایه ی دلگرمی است. پیروز باشید!
پاسخ
0
user

سلام علی آقا

ببخشید که برای اشعار زیبای شما دیر یادداشت می نویسم

چند روزی دستریم مشکل بود یه خورده بهتر شد خدمت رسیدم

گر خانه ای ز نو نسازیم بهر دل
ترسم که بر سر آیدش این کهنه بام ما

---------------

من نایب الزیاره دوستان گشته ام

بس مهربان و رئوف است این امام ما

-----

جایتان در جوار حرم رضوی خالی

سربلند باشید و در پناه حق

پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبر شیرازی
سلام جناب شیرازی بزرگوار! خواهش می کنم. شما لطف می کنید. ان شاء الله زیارتتان مورد قبول واقع شود. سپاس که نایب الزیاره بودید
پاسخ
0