bg
حسرت
شاعر :‌ علی آهنی
تاریخ انتشار :‌ 1391/10/10
تعداد نمایش :‌ 384

کاروان بار دگر عشق فشان آمد و رفت بی خبر ماند دلم، بار دگر آمد و رفت عهد کردم ننهم تا گذرش چشم به هم خواب بر دیده زد و دولت عشق آمد و رفت گوش سنگین و گران هیچ نوایی نشنید زین غریوی که به بیداری دل آمد و رفت نگرفت این دل سرد و سیه ام هیچ ثمر زآتش معرکه ی شور خدا کامد و رفت طالب مدعی آن می صافی بودم قدحم ماند تهی، ساقی جان آمد و رفت گفته بودم نرود ساده ز دستم این بار فرصت مغتنمم، قدر ندانستم و رفت نیست در جان و دلم یادی از آن شب خوش تر که اشکی از چشم ترم پرده دران آمد و رفت آذر 1390 - محرم 1433

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
این نوشته، نخستین تجربه ی من در نگارش یک شعر (اگر بشود نام شعر بر آن گذاشت) بوده است که برخی ایرادات اولیه ی مربوط به وزن و قافیه ی آن با راهنمایی های استاد حاکی گرامی و جناب لواسانی بزرگوار برطرف شده است.
پاسخ
0
user
باسلام و درود بر شما ... بسيار زيبا بود بنده علاقه به اينگونه شعر ها دارم انشااله هميشه موفق باشي و هرگز در خواب نماني و جز اشك شوق ديدگانت را تر نكند...
پاسخ
0
user
در پاسخ به رعنا امیریان
سلام و درود بر شما! از ابراز لطف شما بسیار سپاسگزارم. در پناه حق، شاد و پیروز باشید!
پاسخ
0
user

سلام علی آقا

شعر زیبایی است

البته اساتید در صورت صلاحدید نظر خواهند داد ولی یک نکته که در نگاه اول به چشم می آید نداشتن قافیه است در شعر شما که "آمد و رفت" ردیف شهر شماست و کلمه ی قبل از آن باید قافیه در نظر گرفته شود که اینکار نشده یعنی قافیه ندارد این شعر.

در مصراع

گفته بودم نرود رود ساده ز دستم این بار

یک "رود" اضافه  تایپ شده است

مصرع آخر هم وزنش با بقیه نمی خواند (شاید هم من اشتباه می خوانم)

شاد و سلامت باشید

 

پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبر شیرازی
سلام بر جناب شیرازی عزیز و بزرگوار! سپاسگزارم. نکات صحیح و ارزشمندی را متذکر شدید که هر قدر در توانم باشد برای استفاده از آن ها خواهم کوشید. همان گونه که فرموید این نوشته از نظر وزن و قافیه ایرادات قابل توجهی دارد. علت عمده اش هم همان ناآشنایی بنده با برخی قواعد بوده است. آن چنان که عرض کردم، این در واقع نخستین نوشته بنده در قالب شعر بوده است. در مورد مصرع آخر،«که اشکی» به صورت متصل خوانده می شود، اما متصل نوشتن آن به صورت «کشکی» ممکن است خواننده را بیش تر دچار سردرگمی کند.   امیدوارم باز هم از راهنمایی های شما استفاده کنم.   سربلند و پیروز باشید!
پاسخ
0