bg
غزل مهر پدر
شاعر :‌ زهرا روحی فر
تاریخ انتشار :‌ 1404/11/14
تعداد نمایش :‌ 23

باز یادت خانه ی دل را چنان ویرانه کرد
آشنا و دوست را در چشم من بیگانه کرد

باز یادت آتشی بر جان من افکند و رفت
عاقلی بودم که داغ تو مرا دیوانه کرد

باب من بابای من دستان پرمهرت کجاست
چرخ گردون روی زیبای تو را افسانه کرد

دیگر اکنون اشک‌ در چشمان من خشکیده است
اشک هایم را فلک چون باده ی پیمانه کرد

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران