bg
نیستی با من
شاعر :‌
تاریخ انتشار :‌ 1396/03/02
تعداد نمایش :‌ 468

آسمان دلم پر از ابر است در هوایی که نیستی با من

چشم هایم همیشه بارانی است لحظه هایی که نیستی با من

دل به طوفان زدم که شاید باز بشکنم در میان امواجت

کشتی دل شکست ساحل کو ناخدایی که نیستی با من

دست و پا می زنم برای نجات مرده یا زنده ام نمی دانم

هرچه گشتم ترا نجستم در ماورایی که نیستی با من

من نبودم خیال با من بود غوطه ور بوده ام درون خیال

تو شدی من شدم که ما نشویم با شمایی که نیستی با من

پای رفتن دگر نمانده مرا حس ماندن درون من مرده است

از سرآغازِ تو نبودم تا انتهایی که نیستی با من

قطره قطره ز قلب بی تابم خون دل همچو اشک می بارد

مرگ راه به هم رسیدن ماست ای خدایی که نیستی با من

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام بر جناب تردید بسیار زیباست و شایسته تقدیر . لذت بردم سلامت باشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به احمدرضاخانمحمدی(الف.راهی)
ممنونم از جنابعالی احمدرضای عزیز سلامت باشید و خدا نگهدارتان باد
پاسخ
0
user
سلام جناب سلیمی عزیز و گرامی زیباست و دلچسب با گفتمانی ناب دستمریزاد قربان
پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبر بهرامی
دوست و سرور عزیزم جناب بهرامی عذرخواهی می کنم برای کاهلی بیش از اندازه ام لطفتان را از بنده دریغ نکنید و همچنین دعایتان را عزت زیاد بزرگوار
پاسخ
0