bg
سیل دیوانگی
شاعر :‌ حمیدرضا نادری
تاریخ انتشار :‌ 1395/01/03
تعداد نمایش :‌ 319

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودم تا به تنهایی رسیدم باز با پای خودم مثل احساسی که از دلبستگی بیزار بود من زمستانم گریزانم ز سرمای خودم آتش سوزان عشقم در مسیر سرد باد می شوم توفان ویرانی فردای خودم قصه نامحرمان بس بود اما پس چرا می کشم کشتی دزدان را به دریای خودم خورده ام صد بار چوب اشتباهم را ولی می کنم تایید مرگم را به امضای خودم ادعا کردم که کوهم ریشه دارم در زمین با نسیمی جابجا گشتم من از جای خودم بس که گریان کرده ام لبخند های شوق را سیل این دیوانگی آمد به صحرای خودم

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام و درود بر شما؛ سال نو مبارک باد جناب نادری عزیز، سروده بسیار زیبایی است. احسنت. انشاء الله سال جدید برای شما همراه با تندرستی و شادکامی و موفقیت روزافزون باشد. در پناه خداوند متعال باشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به رضا کریمی
سلام جناب کریمی لطف دارید عیدتان مبارک
پاسخ
0
user
جناب نادری عزیز سلام و علیکم بسیار زیباست لذت بردم از خواندن این شعر احسنت . عید سعید نوروز هم به شما و خانواده محترمتان مبارک . در پناه حق باشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبربهرامی
سلام جناب آقای بهرامی همواره از الطاف جنابعالی بهره مندیم تبریکات اینجانب را بپذیرید
پاسخ
0
user
سلام جناب نادری عزیز... نوروز بر شما مبارک...دلتان شاد
پاسخ
0
user
در پاسخ به احمدرضاخانمحمدی(الف.راهی)
سلام جناب خانمحمدی ضمن تبریک سال جدید برایتان آرزوی توفیق دارم
پاسخ
0