bg
دیگدان لحظه ها
شاعر :‌ حمیدرضا نادری
تاریخ انتشار :‌ 1394/06/30
تعداد نمایش :‌ 512

هر سکوتی در گلوی یک صدا خوابیده است

ماتمی در پشت هر لبخند ما خوابیده است

قلبمان چون مسجدی خالی است هنگام نماز

در شبستان های تاریکش گدا خوابیده است

معنی عشق است یا تفسیر نو از زندگی

اینکه شب در خانه ها هر کس جدا خوابیده است

قصه ی مادر بزرگی نیست اما در سکوت

پشت سر با بچه ها یک ا ژدها خوابیده است

چون قطاری می رود دنیا ز بندرگاه عشق

فکر بی برگشت ما تا انتهاخوابیده است

دودی از خلوت سرای آشنایی حلقه زد

آتشی در دیگدان لحظه ها خوابیده است

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
جناب آقای نادری،سلام علیکم. ......................................... چون قطاری می رود،دُنیا زِبندرگاهِ عشق فکرِ بی برگشتِ ما،تاانتها ،خوابیده است ...................................................... این غزلتان را(فکرمی کنم)قبلاً دروبلاگتان خوانده باشم،بسیار زیبا سروده اید...خسته نباشید
پاسخ
0
user
ردیف جالبی انتخاب کردید جناب نادری: خوابیده است. آفرین.
پاسخ
0
user
جناب نادری عزیز و گرامی درود . زیبا و با طراوت سرودید قربان با محتوا و دل انگیز زنده باشی
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ جناب نادری عزیز، سروده بسیار زیبایی است. احسنت. در پناه حق باشید.
پاسخ
0
user
زیبا بود
پاسخ
0
user
درود بر شما جناب نادری بسیار زیباست
پاسخ
0
user
سلام خوشحالم شعرهای زیبایتان را می خوانم.
پاسخ
0