bg
فریاد
شاعر :‌ آرمینا فضل اللهی
تاریخ انتشار :‌ 1394/09/04
تعداد نمایش :‌ 336

دلم لرزید وقتی روشنایی رفت بسی تاریک شد دنیا بسی دلگیر شد لحظه در آن سردرگمی در آن همه ابهام زمین نابود شد زیر فشار کل این دنیا پر از درد سیاهی شد هرآنچه بود در اینجا تلی از خاک سرد ناامیدی روی دل هامان نشست در آن تاریکی مطلق به دنبال نشانی از امید بودم ول ناگاه فریاد بلندی این سکوت تلخ را بشکست روشنایی از دلی تابید این جهان بیدار شد باری دگر بیدار...

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
سلام بر آرمینای هنرمند هر روز بهتر از دیروز می سرایی آفرین
پاسخ
0
user
در پاسخ به تردید
نظر لطفتونه استاد.ممنون.
پاسخ
0
user
سلام ...به نظرم یک جهش داشته اید نسبت به سروده های قبلی تان... زیبا بود
پاسخ
0
user
در پاسخ به احمدرضاخانمحمدی(الف-راهی)
خیلی ممنون...
پاسخ
0
user
درود دلتان روشن دنیایتان بیدار
پاسخ
0
user
در پاسخ به علی اکبر مجدراد
باتشکر از نظرتون...موفق باشید.
پاسخ
0
user
آرمینااا خیلی قشنگ بود آفرین ... پیشرفت داری برعکس من :)
پاسخ
0
user
در پاسخ به هانیه
شکست نفسی نفرمایید(:مرسی هانیه
پاسخ
0
user
وای خییییلی تحت تاثیر قرار گرفتم بینهایت کیف کردم
پاسخ
0
user
در پاسخ به سیده فاطمه عسگری
ممنون سید!(:
پاسخ
0