bg
تنها نرو!
شاعر :‌ آرمینا فضل اللهی
تاریخ انتشار :‌ 1394/08/11
تعداد نمایش :‌ 294

آخر چرا تنها،قصد رفتن کرده ای؟ ای رفیق روزهای بی کسی! اصلا سفر بی همسفر معنی ندارد مونس و سنگ صبور این دل خسته! مرهم زخم های سربسته! ساده است دل کندن از اینجا برای تو؟ شاید این بیراهه ای باشد فقط پس چرا در آن قدم خواهی گذاشت؟ تنها اگر گویی مرا قصدت همین است می برم از هرچه هست اینجا برای تو ساده است دل کندن از اینجا برای تو این جدایی،حق ما نیست چه کسی بهتر برای همرهت بودن؟ یاورت در این سفر بودن؟ می شوم آغوش گرم خستگی هایت،رفیق!

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
خیلی قشنگه ... تنهانمیرم ...این جدایی حق مانیست .... می شوم آغوش گرم خستگی هایت ... رفیق!
پاسخ
0
user
در پاسخ به هانیه
ممنوووون هانیه (:
پاسخ
0
user
سرکارخانم آرمینا،سلام علیکم. .......................................... بسیار زیباست ونسبت به سروده های قبلی ازپردازشِ بهتری برخوردارست....مسلماً تمرین ومطالعه ی بشتر،یاریتان خواهد کرد....موفق باشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
استاد گرامی،بسیار متشکرم.حتما بیشتر تمرین خواهم کرد.
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ بانوی گرامی، سروده زیبا و جالبی است. احسنت. در پناه حق باشید.
پاسخ
0
user
سلام بر شما...بسیار شاعرانه است ...دلتان شاد
پاسخ
0
user
سلام احساستان جاری موفق باشید.
پاسخ
0
user
آغوش گرم خستگی هایت....
پاسخ
0