bg
غزل صلح
شاعر :‌ سجاد صادقي ابوزيدآبادي
تاریخ انتشار :‌ 1394/05/18
تعداد نمایش :‌ 390

عمریست که از صلح و صفا می خوانیم از طایفه ی عشق و وفا ایرانیم وقتی که زمین عطش کند بی پروا چون شبنم صبح و نم نم بارانیم از گرمی خونمان جهان در جوش است این را همه از لطف خدا می دانیم هرچند که دنیا پر از آشوب شود در کشور عشق و امنیت می مانیم از جنگ و تجاوز به خدا بی زاریم ما پیرو عشقیم و پر از ایمانیم از روز ازل تا ابد این دنیا ... ما عاشق سازندگی و عمرانیم جز صلح و صفا طلب نکردیم هرگز راضی به رضای قدرت یزدانیم با ما سر این حرف توافق بکنید از جنگ نگوییم اگر انسانیم ...

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
جناب آقای صادقی ،سلام علیکم. ............................................ باماسرِ این حرف توافُق بکُنید ازجنگ نگوییم ،اگرانسانیم .......................................... خسته نباشید زیباست بُزرگوار....وبعد ازیک غیبتِ طولانی،خوش امدید
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ جناب صادقی عزیز، سروده زیبا و با مناسبتی است. احسنت. در پناه حق شاد و تندرست باشید.
پاسخ
0