bg
در قفس ..
شاعر :‌ ایمان خضرائی
تاریخ انتشار :‌ 1393/07/26
تعداد نمایش :‌ 355

عشق حاکم شد٬ دل من خوب سربازی نبود هرچه بغضم را شکستم چشم ها راضی نبود! غصه هایم مستمر آینده را خط میکشند روح من آماده ی خسران این بازی نبود! باختن با باختن تا باختن شد سهم من هی نفس کم آمد اما روزن بازی نبود! بد صداتر از دل من ساز در خلقت نرفت ..! گرچه ویرانتر از او در وهم هم سازی نبود بهترین پرهای عالم را خدا داده به من .. در قفس اما امید نقش پروازی نبود! میکشم دنبال خود یک ساک مالامال درد هیچ یک از غصه هایم مطلقاً ماضی نبود .. بی گناه محکمی محکوم تنهایی شدم صد غزل هم رشوه دادم .. یاورم قاضی نبود!! کاش میشد عقل برگردد که سلطانی کند بارگاه عشق را ،دل ، خوب سربازی نبود ..

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
درود بر جناب خضرائی عزیز محظوظ و بهره مند شدم از غزل زیبا و با احساستان طبعتان گوارای وجود
پاسخ
0
user
در پاسخ به دادا
درود بر شما .. ممنونم از نظر لطفتون ..
پاسخ
0
user
سلام و درود بر شما؛ بانوی گرامی، صرف نظر از اکفاء در قافیه، سروده بسیار زیبایی است. احسنت. هرچند برخی از متقدمین معتقدند استفاده از حروفی که در زبان فارسی تلفظ یکسان دارند اکفاء محسوب نمی شود و اکفاء محدود به حروف قریب المخرج است نه حروف دارای مخرج یکسان که در آواشناسی نیز دارای یک نماد می باشند و یکسان شنیده می شوند. در پناه حق باشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به رضا کریمی
سلام آقای کریمی .. ممنونم از لطفتون .. میشه یکم بیشتر درباره ی اکفاءقافیه توضیح بدید ؟؟ یعنی الان قافیه های این غزل نادرستن ..؟
پاسخ
0
user
درودبرشما خواهرم ...احسنت ...زیبا بود
پاسخ
0
user
در پاسخ به میثم دانایی
درود بر شما آقای دانایی .. ممنونماز نظر لطفتون ..
پاسخ
0
user
بهترین پرهای عالم راخدا داده به من درود برشما
پاسخ
0