bg
زخمه
شاعر :‌ حمید میرمعزی
تاریخ انتشار :‌ 1393/02/19
تعداد نمایش :‌ 280

سالهايى چه دراز 

ناله‌هايى چه بُلند 

كودكانى چه يتيم 

مادرانى چه نژند 

انتظارى چه مهيب 

بعدازآن كوچ حيات 

بعد آن روز وداع 

حس دلگير غروب 

زخمهايى چه عميق 

بر تن خسته شب 

كاوشى سخت و غريب 

پى يك دانه نور 

بين تاريكى محض 

پي يك ريشه تر 

زير هر خرمن خُشك 

بين صدسال اسير 

مانده دربند زمان 

   ********

مردهايى چه دروغ 

پنجه‌هايى چه ستبر 

بر گلويى به شكيبايى سنگ 

سالهايى كه گذشت 

كه به اندازه سنگينى كوه 

و به تاريكى و اندوه ستم 

بر دل ساده ماست.

ساختارى چه غلط 

بسترى سرد و كثيف 

كودكى را كه نزادش مادر 

سُخنى را كه نگفتى هرگز 

لحظه‌اى را كه نيامد ديگر ....

 

 

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
جناب آقای میرمعّزی،سلام علیکم.بسیار زیباست ومتفاوت ،هم ازنظر معنا وهم سُرایش.خسته نباشید.
پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی ا..شیخی مهرآبادی (دیوانه)
جناب مهرآبادي عزيز ممنونم كه خوانديد و سربلندم ازاينكه هم توانسته‌ام متني متفاوت بنويسم كه مقبوليت لازم را نيز داراست. سپاسگزارم.
پاسخ
0
user
سلام بنده هم نظرم اين است كه كار متفاوتي است از نظر سطر بندي و .............. زنده باشيد
پاسخ
0
user
در پاسخ به محمد محسن خادم پور
جناب خادم‌پور گرامي بسيار خرسندم كه مطبوع طبع شما قرارگرفت. سپاسگزارم كه خوانديد.
پاسخ
0
user
خسته نباشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به مریم آرمان پور
سركار خانم آرمانپور عزيز، سپاسگزارم كه خوانديد. البته هرگز از نوشتن چنين لاطائلاتي خسته نشده‌ام! گمان هم نميكنم شما نيز بعنوان يك شاعر هرگز خستگي را دراين مقوله تجربه كرده باشيد.... ممنون
پاسخ
0
user
در پاسخ به حمید میرمعزی
استاد منظور از خسته نباشید همان خدا قوت بود!!! نوعی دلگرمی ...
پاسخ
0
user
در پاسخ به مریم آرمان پور
تنها جهت مطايبه و شوخي بود. سپاس كه خوانديد و نظر داديد....
پاسخ
0
user
سلام میر معزی عزیز این شعر از بهترین اشعار شما بود که خواندم
پاسخ
0
user
در پاسخ به موسی عباسی مقدم
سربلندم كه مطبوع طبع شما قرار گرفت. سپاسگزارم....
پاسخ
0