bg
سرنوشت امروز من
شاعر :‌ حمید میرمعزی
تاریخ انتشار :‌ 1393/01/13
تعداد نمایش :‌ 417

اين روزهـا ديگر كسي، درفـــــكر شاليزار نيست

جنـــگل بكُلي مُرده ‌است،انديشه‌اي هشيار نيست

اين روزها ترديد را، هــرشب گــــزارش مي‌كنـيم

بيــگانه‌ها را دوستي، با هيــچـكس اصـرار نيست

اين روزها تا چلــــــچله، راه درازي مانــده است

حسّ پرســـتو گُُـم شده، درآســــمان‌ها سار نيست

اين روزها نــوروز در، فـــصل زمســتان مي‌رسد

بر هفت‌ســين خانه‌ها، جـــــز حسرت ديدار نيست

اين روزها آهنـــگري، پُتكي به شمـشيري نكوفت

برسيـــنه مــردان ز زخــم، يك ذرّه هم آثـار نيست

اين روزها دركـوچه‌ها، شور فضــيلت مُـرده‌ است

كوچك‌ شدن‌ را هيچـكس، ديگر برايش عار نيست

اين روزها افـــــكار ما طـــعم گـــــــياهان مي‌دهــد

ما مرگ ‌مغـزي‌گــشته‌ايم، لازم ‌‌به‌هيچ ‌اقرار نيست

اين روزها را بهـــتر است، ناديـــده انــــگاريم ما

گويا كـه مارا قســــمتي، از زندگـــي انـگار نيست...

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user

سلام و درود بر شما؛

جناب میر معزی، سروده ی بسیار زیبایی است. احسنت.

در پناه خداوند متعال باشید.

پاسخ
0
user
در پاسخ به رضا کریمی
جناب كريمي عزيز سپاسگزارم از لطف شما
پاسخ
0
user

خوب کار می کنید آفای میر معزی عزیز.

پاسخ
0
user
در پاسخ به عباس حاکی
جناب حاكي گرامي، سربلندم فرموديد. ممنون
پاسخ
0
user
جناب آقای میرمعزی ،سلام علیکم.خسته نباشید شعر زیبایی ست مؤید باشید.........
پاسخ
0
user
در پاسخ به ولی ا..شیخی مهرآبادی (دیوانه)
جناب مهرآبادي گرامي، مفتخرم كه مورد پسند افتاد.
پاسخ
0
user
درودبرشما جناب میر معزی...زیباست ودلنشین
پاسخ
0