bg
جاده
شاعر :‌ حمید میرمعزی
تاریخ انتشار :‌ 1393/02/13
تعداد نمایش :‌ 386

ديگـر امّا گُل من، ازمـن ايـراد نگـير

آنچه گفتي غلط است، شعله بر باد نگير

آرزوهاي من از، جنس روياي تو نيست

آســـمان را فقــط از، مُـرغ آزاد نگير

بين ما هيچكـسي، به ميانجي ننشست

و از اين مردم تلخ، ديگــر امـداد نگير

ما به اين خـانه ولي، متعـــلق نشديم

قهر همراه سكـوت، از كسـي ياد نگير

اينك امّاكه شب‌است، صبح ‌فردا خوابي

چونكـه بيدار شدي، داد و فرياد نگـير

و ازاين پس ديگـر، راه ما گشــت جُدا

اين بهاريست كه رفت، ختم خرداد نگير

 

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
ایمیل شما
نظر شما
عبارت امنیتی
لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


نظرات کاربران
user
موفق باشید
پاسخ
0
user
در پاسخ به محمد هوشمند
متشكرم كه خوانديد و نظر داديد.
پاسخ
0
user
مثل همیشه عالی بود استاد
پاسخ
0
user
در پاسخ به مریم آرمان پور
شما به بنده لطف داريد. ممنونم
پاسخ
0
user

جناب آقای میرمعزی عزیز

بسیار وزین و زیبا و پر معنی بود

دست مریزاد

جسارتا مصرع

اینک امّاکه شب‌است، صبح ‌فردا خوابی

به نظر بنده یه کمی سنگین است بعلاوه از نظر معنایی من باش مشکل دارم  اینکه الان شب است چه ارتباطی داره که صبح فردا خواب باشی؟؟ اگر گفته بودید اینک که شب است بیداری پس صبح خوابی قابل قبول بود ....

زنده و سلامت باشید

پاسخ
0
user
در پاسخ به اکبر شیرازی
جناب شيرازي عزيز، ممنون كه خوانديد و نظر داديد. جالب است كه دراين غزل، بنده نيز به اين مصرع ايراد داشتم. اما هرچه فكر كردم مضمون مناسبي كه بر شاكله غزل آسيب وارد نسازد، به فكرم نرسيد. اگر شما پيشنهادي داريد، باكمال ميل مي‌پذيرم. سپاس
پاسخ
0