bg
مناظره (یارب مرا ....)
شاعر :‌ مدیر سایت
تاریخ انتشار :‌ 1392/03/09
تعداد نمایش :‌ 1515

با سلام خدمت اعضای محترم سایت
ضمن پوزش از تأخیر طولانی که در برگزاری مناظرات شعری داشتیم به بهانه انعکاس مناظرات شاعران نامی سیمین بهبهانی و صهبا توسط آقای ستار کعبی و ذکر شعری در همین رابطه از سرکار خانم مریم اکبری ، همین اشعار را بهانه ای قرار دادیم تا باب مناظرات شعری را مجددا باز کنیم . ضمن تشکر از ایشان امیدواریم سرکار خانم اکبری هم ضمن رضایت از ما بخاطر انتشار شعرشان ، به زودی به جمع ما پیوسته و در صورت تمایل در چنین برنامه هایی مشارکت فرمایند .

ضمن تشکر از دوستانی که در مناظرات شرکت کردند ، تعدای از اشعار که ایرادات در وزن و قافیه داشتند حذف و بقیه در متن آورده شد از سایر عزیزان دعوت می کنیم در مناظره شرکت فرمایند.

سیمین بهبهانی :

یا رب مرا یاری بده ، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پیش چشمش ساغری ، گیرم ز دست دلبری
از رشک آزارش دهم ، وز غصه بیمارش کنم
بندی به پایش افکنم ، گویم خداوندش منم
چون بنده در سودای زر ، کالای بازارش کنم
گوید میفزا قهر خود ، گویم بخواهم مهر خود
گوید که کمتر کن جفا ، گویم که بسیارش کنم
هر شامگه در خانه ای ، چابکتر از پروانه ای
رقصم بر بیگانه ای ، وز خویش بیزارش کنم
چون بینم آن شیدای من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوی او ، باشد که دیدارش کنم

جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی :

یارت شوم ، یارت شوم ، هر چند آزارم کنی
نازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کنی
بر من پسندی گر منم ، دل را نسازم غرق غم
باشد شفا بخش دلم ، کز عشق بیمارم کنی
گر رانیم از کوی خود ، ور باز خوانی سوی خود
با قهر و مهرت خوشدلم کز عشق بیمارم کنی
من طایر پر بسته ام ، در کنج غم بنشسته ام
من گر قفس بشکسته ام ، تا خود گرفتارم کنی
من عاشق دلداده ام ، بهر بلا آماده ام
یار من دلداده شو ، تا با بلا یارم کنی
ما را چو کردی امتحان ، ناچار گردی مهربان
رحم آخر ای آرام جان ، بر این دل زارم کنی
گر حال دشنامم دهی ، روز دگر جانم دهی
کامم دهی ، کامم دهی ، الطاف بسیارم کنی

جواب سیمین بهبهانی به ابراهیم صهبا :

گفتی شفا بخشم تو را ، وز عشق بیمارت کنم
یعنی به خود دشمن شوم ، با خویشتن یارت کنم؟
گفتی که دلدارت شوم ، شمع شب تارت شوم
خوابی مبارک دیده ای ، ترسم که بیدارت کنم

جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی:

دیگر اگر عریان شوی ، چون شاخه ای لرزان شوی
در اشکها غلتان شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
گر باز هم یارم شوی ، شمع شب تارم شوی
شادان ز دیدارم شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
گر محرم رازم شوی ، بشکسته چون سازم شوی
تنها گل نازم شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
گر باز گردی از خطا ، دنبالم آیی هر کجا
ای سنگدل ، ای بی وفا ، دیگر نمی خواهم تو را

جواب رند تبریزی به سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا :

صهبای من زیبای من ، سیمین تو را دلدار نیست
وز شعر او غمگین مشو ، کو در جهان بیدار نیست
گر عاشق و دلداده ای ، فارغ شو از عشقی چنین
کان یار شهر آشوب تو ، در عالم هشیار نیست
صهبای من غمگین مشو ، عشق از سر خود وارهان
کاندر سرای بی کسان ، سیمین تو را غمخوار نیست
سیمین تو را گویم سخن ، کاتش به دلها می زنی
دل را شکستن راحت و زیبنده ی اشعار نیست
با عشوه گردانی سخن ، هم فتنه در عالم کنی
بی پرده می گویم تو را ، این خود مگر آزار نیست؟
دشمن به جان خود شدی ، کز عشق او لرزان شدی
زیرا که عشقی اینچنین ، سودای هر بازار نیست
صهبا بیا میخانه ام ، گر راند از کوی وصال
چون رند تبریزی دلش ، بیگانه ی خمار نیست

وجواب خانم مریم اکبری به سیمین بهبهانی

یارب مرا یاری بده تا یکدل و یارش شوم

هجر و فراق او را بده تا من وفادارش شوم

گر جمله ی این مردمان او را برانند از جهان

خروارها نازش بده تا من خریدارش شوم

گر که رخ خود را زمن پوشاند آن دلدار من

او را جمال گل بده باشد که من خارش شوم

(از خنده های دلنشین وز بوسه های اتشین)

بی تاب ومحرومم بساز تا من گرفتارش شوم

هر چه بگوید آن کنم هر چه بخواهد آن شوم

ور خود نبازد دل به من عاشق زارش شوم

با غیر نوشد جام می اغیار گیرد دست وی

راند مرا از پیش خود من غرق افکارش شوم

با آن دو چشم وابروان که هستند چون تیر وکمان

تیری زند بر قلب من تا زار وبیمارش شوم

هر چند آزارم کند با دست خود خاکم کند

روزی نیاید کز دلم راضی به آزارش شوم

باشد که آن دلدار من روزی بگردد یارمن

گوید که دلدارم بشو ان وقت من یارش شوم

از غیر پوشد روی خویش من را بخواند سوی خویش

گوید که دلدارت منم من نیز دلدارش شوم

مستانه آید سوی من بوسه زند بر روی من

سازد مرا عاشقترم سرمست کردارش شوم

دل را بسازم رام او بر لب برانم نام او

خورشید تابانم شود ماه شب تارش شوم

با من وفاداری کند از دل نگهداری کند

نازد به عشق چون منی شرمنده کارش شوم

منزل کند در کوی من شانه کشد گیسوی من

گوید بر من حرف دل محرم بر اسرارش شوم

با ناز بیمارم کند با بوسه تیمارم کند

از عشق تبدارم شود من هم پرستارش شوم

یارب مرا یاری بده مونس وغمخواری بده

تا باشد او امید من من نیز عیارش شوم

ستارکعبی در جواب مریم اکبری

مریم بگو یارت منم
آن عاشق زارت منم
هجرو فراق از بهرچه
در نزد چشمانت منم
من رخ نپوشانم زتو
تو گل شوی خارت منم
من خود ببازم دل به عشق
آن یارو غمخوارت منم
ازغیرپوشم روی خود
گویم که دلدارت منم
گرتو پرستارم شوی تاعمر بیمارت منم
مریم بگو یارت منم
یوسف”خریداری به بازارت منم

0
0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۰۸/۰۳/۱۳۹۲ در۰۶:۳۵  اکبر شیرازی

یارب عجب کاری شده آشفته بازاری شده

هرکس به فکر خویشتن در بند دلداری شده 

سیمین و صهبا یکطرف  ستار و مریم یکطرف

آن رند تبریزی  ببین در نقش غمخواری شده

  1.  ۰۹/۰۳/۱۳۹۲ در ۰۸:۲۸    رعنا امیریان
    • تعداد تشویق کننده ها : 0
      افرادی که تشویق کرده اند

      ثبت نظر

      نام شما
      ایمیل شما
      نظر شما
      عبارت امنیتی
      لطفا عبارت داخل تصویر را وارد کنید


      نظرات کاربران
      user

      سلام بر شما

      -----

      ای ناشناس مهربان ، از جمع ما یا بانوان !!

      گر پیر هستی یا جوان ، متشکرم از لطفتان

      -----

      پاسخ
      0
      user
      در پاسخ به اکبر شیرازی
      یارب ببین اینجا چه شد اول چه بود آخر چه شد ... طنازی کند اکبر ببین حالش چه شد
      پاسخ
      0
      user
      در پاسخ به ستار کعبی

      سلام

      ستار کعبی را ببین  اینجا نشسته در کمین

      شعری بدون قافیه  بی وزن گوید اینچنین

      ... و طنازی؟ عحب! آنهم در این ماه رجب!!!

      حالم چه شد؟ یا للعجب!!  صد بارک الله آفرین !!!

      پاسخ
      0
      user
      در پاسخ به اکبر شیرازی

      سلام سلام

      واقعا آفرین

      پاسخ
      0
      user
      در پاسخ به سجاد کهنسال

      سلام بر آقای کهنسال

      ای مرد سبکبال ، ای شاعر با حال

      یک شعر کن ارسال ، سجادِ کهنسال !!

      زنده باشید

       

      پاسخ
      0
      user
      سلام آن يار شیرازی ما، اکبر چه دانا گفته است ستار شد یار شما! رعنا چه زیبا گفته است یارب مرا یاری بده در بین جمع شاعران اینجا همه اهل ادب ،تابان توانا گفته است موفق باشید
      پاسخ
      0
      user
      در پاسخ به تابان

      سلام - ممنون

      صدآفرین تابان ما ، مهتابِ نور افشان ما

      شعرت صفای جان ما ، هم آب ما هم نان ما

      تبریک می گویم به تو ، بسیار زیبا شعر تو

      یک سوی ما یک سوی تو ،  ای شاعر پنهان ما

      پاسخ
      0
      user
      در پاسخ به تابان
      تابان شدم من یار که از چه تو میگویی سخن یاری ندرام من دراین محفل و این انجمن مریم که دیدی گفتمش یارم تورایارم تورا این حرف شعر است نیست حرف قلب من
      پاسخ
      0
      user
      به به چه فضلا و ادبايي!!!!!!!
      پاسخ
      0
      user

      سلام

      اعیاد بزرگ شعبانیه بر شما مبارک

      ممنونم

      لطفا سلام گرم ما را به ایشان برسانید . میشه از امیرهاتف خان دعوت کنید تشریف بیارند و شخصاً در مباحثه و مناظره ها شرکت کنند ؟

      سلامت باشید

      پاسخ
      0
      user
      سلام خدمت همه دوستان مخصوصن آقای شیرازی عزیز از دعوتتون خیلی ممنونم.اینقدر جو اینجا گرم و صمیمیه که با کمال میل دعوتتون رو قبول میکنم و تو اولین فرصت عضو میشم هر چند وقت من برای پای نت بودن زیاد نیست اما حسابی نمک گیراینجا شدم. امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم.
      پاسخ
      0
      user
      در پاسخ به مریم اکبری

      سلام بر مریم خانم

      -------

      سلامی ویژه دارم من به مریم

      سلامی با طراوت همچو شبنم

      خوشامد گویمت در کلبه ی خویش

      (این کلبه مال خودتونه)

      تو صاحبخانه ای اینجا و من هم!!

      ------

      منتظر حضور فعال و اشعار زیبایت هستیم

      پاسخ
      0
      user
      چه جنگی راه انداخته شده اینجا :)
      پاسخ
      0
      user
      در پاسخ به رند تبریزی

      سلام دوستان…

      من یه شعر دیگه میذارم…

      خواستید اونو کش بدین ......

      پاسخ
      0
      user
      در پاسخ به رند تبریزی

       

      خیلی خوش آمدید و تشکر ولی برای ایجاد مناظره جدید باید عضو سایت شوید و همانطور که خانم امیریان فرمودند مشخصاتتون رو وارد کنید بعد شعر رو پیشنهاد بدید تا از طرف مدیر سایت بعنوان شعر مناظره گذاشته بشه و مناظره انجام بشه در هر مناظره یک شعر را ادامه میدهیم

      متشکر

      -----------

      اگر آن رند تبریزی ، شود عضو غزل سارا !!! (برای جور آمدن شعر مجبور شدم ببخشید :) )

      اگر بر ما نهد منت ، بگوید شعرِ تر ، ما را

      کنم من دست و دلبازی ،  ولی از کیسه ی مردم!!!

      به شعرش هر سه را بخشم !! دوشنبه ، کابل ، آنکارا

      ------

      کی داده کی گرفته :)

      پاسخ
      0
      user
      سلام به تمامی خواهران و برادران شاعر یه انتقاد دسته جمعی از همه عزیزان دارم اگر جسارت بنده رو به بزرگی خودتان ببخشید چون اسم این مکان مناظره است یعنی هر شعر زیبایی که گذاشته میشود با یه شعر زیبا پاسخ داده شود ؛صحبتهای محاوره ای که کم هم نیستند برای اشخاصی مثل بنده که برای خواندن و فیض بردن وارد این مجموعه میشویم جالب نیستند اگر بخواهم مقایسه داشته باشم تا حدود خوبی از این بخش شعر با شعر پاسخ داده شده و یکباره حس وارد شدن به یه پیج فیس بوکی به آدم دست میدهد موفق و موید باشید
      پاسخ
      0
      user
      در پاسخ به رهگذر
      رهگذر عزیز بنده هم با شما موافقم بعلاوه اینکه شعر مناظره بهتر است از خود شاعر باشد نه شخص دیگری.. پس اگر موافق باشند گفتگوهای محاوره ای حذف گردند
      پاسخ
      0
      user
      متاسفم براتون چرا اشعار رو بدون هماهنگی پاک می کنید
      پاسخ
      0
      user
      در پاسخ به ستار کعبی

      آقای کعبی در مناظرات شعری ، پس از اینکه اشعار در نظرات گذاشته می شوند برای هماهنگی و زیبایی بیشتر در متن قرار می گیرند و از نظرات حذف می شوند

      پاسخ
      0
      user
      خيلي زيبا بود اين مناظره ها لذت بردم در جمع شاعران عزيز
      پاسخ
      0