bg
بازی گرگم به هوا
شاعر :‌ صلاح الدین احمد لواسانی
تاریخ انتشار :‌ 1391/10/14
تعداد نمایش :‌ 228

نون و پنیر و پسته میخوام بگم یه قصه قصه و آواز و مثل شیرین تر از قند و عسل یادم میآد ، اون قدیما تو کوچه های شهر ما بچه های زبر و زرنگ با لباسای رنگارنگ با هم میخوردن کلوچه بازی می کردن تو کوچه کینه ها رو می روندن کنار هم میخوندن همه می گفتن ، یه صدا بازی گرگم به هوا . می خوند پسر بزرگه تا ببینن ، کی گرگه . یک ، دو ، سه ، پونزده هزار رو شصت و شونزده هرکی می گه شونزده نیست هیوده ، هیجده ، نوزده ، بیست یاد روزای رفته از دل ما نرفته.

تعداد تشویق کننده ها : 0
افرادی که تشویق کرده اند

ثبت نظر

نام شما
 
ایمیل شما
 
user image
نظر شما
 


نظرات کاربران
user image
رعنا امیریان
0
0

سلام استاد

ياد روزهاي بچگي بخير

كوله باري غم داشتم اما نمي فهميدم غمه.. چقدر بپر بپر ميكردم با اين كوله ي سنگين...

دلم ميشكست..فكر ميكردم پفك ميخوام برام نميخرند

تنها ميشدم

فكر ميكردم قايموشك بازيه..

عزيزم ميرفت گمان ميكردم ميره سفر برام عروسك بياره..

 

كاش هنوز كودك بودم..

user image
صلاح الدین احمد لواسانی
0
0

می توانید کودک . باشید اگر بخواهید ....... من هنوز هستم . بشدت هم هستم. توصیه میکنم سری به صفحه فیس بوک من بزنید. غزلسرا زیاد جای بازیگوشی های کودکانه من نیست https://www.facebook.com/ahmad.lavasani https://www.facebook.com/photo.php?fbid=357383871035692&set=a.157763670997714.33978.100002922450234&type=1&theater اینها را ببینید  

user image
رعنا امیریان
0
0

سلام علیکم علاقمند بودم دیدن کنم متأسفانه نشد. با گوشی موفق نشدم